اختصاصی90/یادش بخیر شجریان...یادش بخیر مردانگی ها...!
در ماه مبارک امسال که دو بار پایم به دادگاه باز شده، دادگاهها را نه تنها خلوتتر از قبل ندیدم بلکه تو گویی مردم عزمشان را جزم کردهاند که در این ماه مبارک روی طرف مقابل را کم کنند!
من که خودم خیلی وقت است روزه نمیگیرم یعنی روزهدار واقعی نیستم و فقط از اذان صبح تا اذان مغرب نه چیزی میخورم و نه چیزی مینوشم و فقط معدهام را به روی همه چیز بستهام! فکر میکنم خیلیها هم مثل من فقط خر و حمالی بیمزد و مواجب میکنند و فقط دهانشان بسته است از خوردنیها و آشامیدنیها!
آن روزها مثل این روزها نبود که اگر کسی در خانهاش هم بمیرد کسی خبردار نشود و همه از بوی تعفن جنازه بفهمند که کسی اینجا مرده است! نه اینکه زنگ در خانهات را بزنند و بخواهند فضولی کنند که ببینند روزه میگیری یا نه! نه اصلا این طور نبود بلکه تو را بیدار میکردند که از ضیافت خدا عقب نمانی و تنها پای سفره سحری ماه رمضان ننشینند. آن روزها مسلمانی به این نبود که تجسس کنند مدرک تو واقعی است یا قلابی و بعد در همه جا جار بزنند که آهای ایها الناس! مدرک فلانی قلابی است! این روزها که مثلا دیانت ما بیشتر شده ما فکر میکنیم اگر پای همسایه بشکند ما بهتر راه میرویم اما آن روزها همه چیز حرمت داشت، نان و نمک خوردن، پای سفره همسایه و دوست و فامیل نشستن! یادش بخیر افطارهای آن روزها با ربنای استاد شجریان، یادش بخیر آن گذشتها مردانگیها، صداقتها، بردباریها، صبوریها و...
















