اختصاصی90/با ماشینسازی محبوب چه میکنید؟
نیلوفر مژدهی
: همین چند هفته پیش بود که ماشینسازان با خرید دو بازیکن برزیلی به خود میبالیدند و این خریدها را در بوق و کرنا میکردند و مدام میگفتند بازیکنان برزیلی خریدهایم. دیری نپایید که همین تیم ریشهدار تبریزی به ناچار مجبور به فسخ قرارداد هر دوی این برزیلیها شد. «داسیلوا» مدافع هافبک برزیلی به دلیل پارگی رباط پا و «فیلیپه گومز» به علت عملکرد ضعیف و تفاوت با آنچه واسطهها گفته بودند از تمرینات دیپورت و در نهایت قراردادشان لغو شد. البته بیش از این هم توقع نمیرفت...
ما نمیخواهیم انتقاد کنیم یا برادران دبیری یا خطیبی را زیر سئوال ببریم بلکه میخواهیم بگوییم حیف است ماشینسازی، این تیم که در لیگ یک بیش از شهرداری لیگ برتری تماشاگر به خود میبیند و یادآور روزهای غرورآفرین فوتبال است نباید به این شکل هرز برود.
ماشینسازان که روزگاری با واسیلی گوجا آقایی میکردند خودشان بهتر میدانند با چه شیوهای در فصل جدید یارگیری کردند. هنوز هم میتوانند با راهکاری حرفهای تیم خود را بهتر از این روانه مسابقات کنند. چرا که با چشم و گوش بسته و زور و تهدید نمیتوان یارگیری کرد و عاقبتش بعد از دو ماه آمادهسازی میشود حذف دو مهره کلیدی که حساب زیادی هم روی آنها باز کرده بودند. حال در این بین چه یارگیریهای غلط دیگری شده است، بماند. نام مردان پر آوازهای چون ناصر حجازی پشت سر این تیم است. آدمهای بزرگ در ماشینسازی کم نبودند حالا چرا این طور به دست آدمهایی که استاد کار نیستند افتاده، جای سئوال دارد و باید دلایل را جستجو کرد.
در میان جماعت سرد و گرم چشیده فوتبال باید مار هفت خط باشی تا این قبیل بازیکنان را به تو نیندازند. باید استخوان خرد کرده باشی تا بدانی چم و خم کار را. ولی وقتی مسئولان باشگاه ماشینسازی که در این بازار مکاره به شکل خصوصی تیم را اداره میکنند، بدون کمک گرفتن از هر فرد کار بلدی به یکباره در یک اقدامی عجیب تیم مردمی و ریشهدار ماشینسازی را به خطیبی میسپارند که تاکنون مربیگری نکرده است، باید همچنین کلاههایی سرشان برود. خطیبی شاید آدم خوبی باشد و فوتبالیست قابلی، ولی قطعا نمیتوان در مورد مربیگریاش قضاوت کرد. مربیگری فقط تاکتیک نیست. فرض کنیم او در تاکتیک و تفکر حرفهای همه چیز تمام باشد، ولی به خوبی نشان داد که در یارگیری و آمادهسازی تیمش خیلی تازه وارد است. خطیبی و امثال او باید قبل از اینکه سکان هدایت تیمی را برعهده بگیرند، دوره ببینند تا الفبای مربیگری را یاد گرفته و سپس در کنار مربیان دیگر کار کنند تا خودشان اوستاکار شوند.
















