برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

اختصاصی90/دروغ‌های راست

90: حسن روشن دیروز به سیم آخر زد. طاقتش طاق شده بود. گفت که 12 بازیکن جوان و امید به مدیر آکادمی باشگاه پول داده‌اند و اسم آورد. مدرک هم رو کرد. حسن روشن بابت شهامتی که به خرج داد باید تحسین شود. بابت صراحت کلام و البته شفاف‌سازی.پولی که بازیکنان به مربیان می‌دهند... من و تو که می‌دانیم!

محمد محمدپور

 

داستان «پول دادن به مربی برای بازی کردن» ماجرای تازه‌ای نیست. هر روزنامه‌نگاری که دست کم یک سال در این حوزه قلم زده، حرف و حدیثی در این باره شنیده. کسی که پول داده، کسی که پول گرفته و کسی هم که از ماجرا مطلع شده، هیچ وقت نمی‌آید دست به افشاگری بزند. اگر از قاضی شریفی سئوال کنید، او به طور دقیق جزییات پرونده 20 میلیون تومانی یک مربی را برای شما باز می‌گوید که چطور این بازیکن سرشناس و مربی نه چندان سرشناس، از والدین یک پسر بچه چنین مبلغی را گرفت تا برایش تیم پیدا کند و بعد ازدسترس خارج شد. پرونده این مربی این اتاق و آن اتاق جا به جا می‌شود اما قاضی شریفی هیچ وقت راضی نمی‌شود از این مربی اسم ببرد.

اینجا «مبارزه با فساد» قربانی «حفظ آبروی افراد» شده است. اسم را نمی‌گویند تا آبروی فرد نرود، اما کسی نمی‌گوید پس چه کسی آبروی از دست رفته فوتبال را باز می‌گرداند؟ روش حسن روشن درست‌تر است یا روش آدم‌هایی مثل قاضی شریفی؟

خیلی‌ها درباره مدارس فوتبال و آکادمی و از این جور چیزها، حرف‌ها زده‌اند، اما هشدارهایشان فقط در حد باز شدن دهان مخاطب باقی ماند و بازتاب بیشتری نداشت غیر از یک خبر و مطلب کوچک، گوشه روزنامه‌ای؛ شاید!

ناصر فریادشیران از پدری می‌گوید که فرزندش را برای تست امیدهای سایپا معرفی کرده بود. پدر می‌گوید که چقدر باید بدهد تا از بچه‌اش تست بگیرند؟ وقتی که جواب می‌شنود نیازی به پول نیست، پرده از ماجرای بر می‌دارد که امثال ما روزنامه‌نگارها بارها و بارها مشابه‌اش را شنیده‌ایم. او از 5 میلیون تومانی می‌گوید که فقط برای تست گرفتن از بچه‌اش خواسته بودند. 5 میلیون تومان ناقابل!

ماجرا به همین ختم نمی‌شود. بازیکن خوشنام سابق پرسپولیس برای تیمش فراخوان بازیکن می‌‌دهد. اسمش کافی بود تا خانواده‌ها به او اطمینان کنند. یکی از خبرنگاران حوزه پایه قسم می‌خورد که او از اکثر بازیکنان خود مبلغی بالغ بر 4 میلیون تومان و بیشتر گرفت. سرنوشت این تیم ناگفته پیداست. مربی خوشنام سابق و کلاهبردار فعلی، تیم را نیمه کاره گذاشت و در رفت تا خانواده مالباختگان یکی از خیابان‌های تهران را ببندند و جلوی دفتر لیگ پایه‌ها تجمع کنند.

بازیکن خوشنام استقلال که این روزها هم در باشگاه دستی بر آتش دارد می‌تواند شهادت بدهد که برای ثبت‌نام پسرش در تیم امیدها چه مطالبه‌ای از او داشتند و هنگامی که وی حاضر شد مبلغ را بدهد، حتی کارت بازی برای پسرش صادر نکردند.

اینگونه است که این مربیان می‌آموزند باید درآمدزایی کنند و اگر دستمزد پایینی دارند، از طرق خلاف جبرانش کنند. آنها بعدها به چرخه فوتبال حرفه‌ای وارد می‌شوند و همین راه را ادامه می‌دهند.

اینگونه است که بازیکنان گمان می‌کنند فیکس بازی کردن یعنی پول خرج کردن و باید پول بدهند تا در ترکیب جای بگیرند یا حتی به تیم بیایند. شاید اگر در گذشته بازیکنانی که این روزها در لیگ برتر به پول خرج کردن شهره‌اند و با یک مربی خاص به این تیم و آن تیم می‌روند، واکاوی کنیم، مشخص شود که آنها در همین تیم‌های پایه این گونه حرکات را آموختند و رشد و نمو کردند.

ماجرای تلخی است که فلان مربی در قلب پایتخت، وقتی که می‌خواهد یک بازیکن آفریقایی را با قیمت 180 هزار دلار جذب کند، به صراحت می‌گوید که 110 هزار دلار از این مبلغ باید به او تعلق گیرد. او قطعا در گذشته‌اش از این پول‌ها طلب کرده. شرم‌آور است که یک مربی به بازیکنش می‌گوید که از خریدنش پشیمان شده تا بخشی از مبلغ قراردادش را مال خود کند و بازیکن با مشت به صورت او می‌کوبد. این مشت البته ارزش بسیاری دارد؛ مشتی به سوی فوتبال فاسد و کثیف...

نکته اما همان است که حسن روشن می‌گوید. بازیکنی که پول می‌دهد، بازیکن نیست. او برای راهیابی به این چرخه، خود را ناچار به پول خرج کردن می‌بیند غافل از این‌که به فساد در فوتبال می‌افزاید. او البته در نهایت ره به جایی نمی‌برد.

شاید با روش حسن روشن، آبروی برخی بریزد اما فاسدان به تدریج از فوتبال کنار می‌روند. فسادی که فوتبال را در همه ابعاد فرا گرفته اما بسیاری حاضر به پذیرش آن نیستند.

فاسدان اما همه این مسایل را «دروغ» می‌خوانند. دروغ‌هایی که البته حقیقی‌اند... حداقل من و تو که می‌دانیم.

 

تاریخ: 1390/5/28
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: