برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

اختصاصی90/استیلی «سلامتی» روح و روانش را از دست داده

90: این چند سئوال که چرا پرسپولیس می‌بازد؟ چرا استیلی نتوانسته یک دهم آن چه در استیل‌آذین و شاهین انجام می‌داد را در تیم محبوبش پیاده کند؟ چرا تیم به انتهای جدول چسبیده و حتی یک بار هم برنده نمی‌شود؟ این روزها نقل محافل فوتبالی‌ها است.

امیررضا امیرشاهی


 

باور این که یکی از مدعیان اصلی قهرمانی «قعرنشین» باشد، به همان اندازه دشوار است که هنوز نتوانسته‌ایم سقوط استیل‌آذین را هضم کنیم.

اما

آیا پرسپولیس «استیل‌آذین‌» می‌شود؟

آیا تیمی که برخی تیتر «بدترین پرسپولیس تاریخ» را برایش آماده کرده‌اند، از این بحران نجات خواهد یافت؟  پیش از شروع فصل وقتی تقویم لیگ یازدهم را دیدیم، این احتمال که شاید مظلومی آفتاب روز دربی را نبیند ذهن‌مان را قلقلک می‌داد، با این حال امروز اتفاق دیگری افتاده و آن  این است که شاید استیلی وقت پیدا نکند تا هنر مربیگری‌اش را در مقابل پسران ‌آبی‌ به معرض نمایش بگذارد.

... آیا چنین می‌شود؟

***

درد – به ظاهر بی‌درمان – قرمزها چیست؟

چرا تیمی که فصل گذشته یک جام از 2 جام موجود را گرفت، اینک به چنین حال و روزی افتاده است؟

آیا ایراد از ضعف استیلی در مربیگری است؟ یعنی حتی سومدیک هم نتوانسته نواقص فنی سرمربی قرمزها را برطرف کند؟!

پرسپولیس در هر بازی با یک ترکیب وارد میدان می‌شود. یک روز کریمی هافبک دفاعی است، روز بعد هافبک نفوذی. یک بار آقازمانی در این پست – هافبک دفاعی – به بازی گرفته می‌شود و مرتبه دیگر زارع؛ که امروز حتی روی نیمکت ذخیره‌های پرسپولیس هم جایی ندارد، به میدان می‌رود.

نوعی «چه کنم» به جان ارتش سرخ‌ها افتاده و فعلا تنها راهی که به ذهن سرمربی این تیم  خطور می‌کند، جا به جایی مهره‌هایش است.

بیشترین حجم تغییر هم در بخش دفاعی پرسپولیس اتفاق افتاده، جایی که آمار نشان می‌دهد این تیم بعد از مس سرچشمه بدترین عملکرد را داشته است، پس تنها عایدی تغییرات مکرر، دور شدن از امکان ایجاد هماهنگی بیشتر میان مهره‌هایی است که برخی از  آنها دیرتر از سایرین به تمرینات آماده‌سازی پیش از شروع فصل ملحق شده‌اند.

بدین ترتیب، عنصر ناهماهنگی را باید اصلی‌ترین علت تاکتیکی باخت‌های ارتش سرخ برشمرد. البته این تیم در قیاس با رقبایی چون استقلال کمتر ریزش داشته و بالطبع نباید این  طور سردرگم و هرج و مرج پذیر باشد، ولی وقتی سرمربی اصرار به تغییرات سریالی دارد، راه گریزی از ناهماهنگی‌ها باقی نمی‌ماند.

***

به بخشی از مشکلات فنی قرمزها اشاره کردیم تا مخاطب این مطلب گمان  نکند نگارنده قصد دارد استیلی را از جرایمی که متوجه اوست مبرا کند.

اینک اما اجازه دهید بحث دیگری را پیش گیریم، موضوعی که فوتبال ما هیچگاه توجه چندانی به آن  نداشته است.

 آقایان! تیم ملی زمان بلاژوویچ را به یاد می‌آورید؟ او در شرایطی به ایران آمد که عنوان بهترین مربی جهان را یدک می‌کشید. دستیار بلاژ – بعدها – بهترین مربی ملی ما؛ ظرف 50 سال گذشته، شد. آن  زمان فدراسیون بهترین مدیر سال‌های بعد از انقلاب را به خود می‌دید و در تیم‌ملی نیز بازیکنانی حضور داشتند که قبل و بعد از آن برهه خاص، نسل طلایی فوتبال ایرانی لقب گرفتند، بنابراین چنین به نظر می‌رسید که به دلیل فراهم بودن ابزار بتوانیم صعودی بدون دغدغه را به جام جهانی 2002 تجربه کنیم، اما وجود عاملی که سوژه اصلی این مقال است مانع از تحقق یافتن این خواسته شد و مجموعه نسبتا کامل آن روزهای فوتبال ملی را از رسیدن به نخستین جام جهانی آسیایی ناکام گذاشت.

 به دنبال چنین تجربه‌ای بود که دریافتیم بی‌توجهی به امنیت روحی، روانی می‌تواند چه فجایعی را بدنبال داشته باشد. آن روز آن  تیم ملی دشمنانی داشت که اجازه نمی‌دادند حواس بلاژ به شاگردانش و تمرکز بازیکنان ملی‌پوش روی بازی‌هاشان باشد. همین «حواس پرتی» که نامش از؟ فضای روانی حاکم در کنار تیم ملی بود باعث شد تا امکان بهره‌گیری از قابلیت‌های مهره‌های ملی‌پوش کاهش یابد.

پس، حاشیه‌ها دلیل اصلی ناکامی فوتبال ما لقب گرفتند و همان‌ها نگذاشتند تا یکی از بهترین تیم‌های ملی ما جهانی شود.

***

علی دایی که امروز سوژه اصلی سکونشینان است، زمانی نه چندان دور مغضوب همین‌هایی بود که اینک به هر بهانه‌ای تشویقش می‌کنند.

بعد از جام جهانی 2006 زمانی که کاپیتان اسبق تیم ملی با این سئوال روبرو می‌شد که چرا نتوانسته در آلمان گل بزند، پاسخ می‌داد: وقتی علیه آدم شعار می‌دهند و پیامک می‌سازند، تمرکزی برای گل زدن باقی نمی‌ماند. آن روز آقای گل جهان عین واقعیت را می‌گفت، با این حال مایی‌ که عادت داریم هر دلیلی را به چشم بهانه و توجیه نگاه کنیم، توضیحات او را نپذیرفتیم و به شهریار خندیدیم.

حتی دفاع دایی در برابر ناکامی فصل گذشته پرسپولیس در لیگ نیز این بود که عده‌ای از لیدرهای باشگاه اجازه نمی‌دهند تا او و شاگردانش آرامش خاطر و تمرکز داشته باشند، بنابراین وقتی در نیمه اول نخستین بازی لیگ، علیه استیلی و تیمش  شعار می‌دهند و از سرمربی سابق می‌خواهند تا برای نجات قرمزها به پرسپولیس برگردد، طبیعی‌ترین واکنش همین اتفاقی است که برای سرخپوشان افتاده است.

واقعیت این است که روی سکوها کسی آنها را دوست ندارد و جمعیت حاضر در ورزشگاه منتظر کوچک‌ترین لغزشی از جانب استیلی و شاگردانش هستند تا علیه آنها شعار بدهند.

در چنین فضایی – عملا – چیزی به نام امنیت و سلامت روحی – روانی وجود ندارد و جایی هم که فکر در عذاب باشد، خروجی‌اش می‌شود همین سردرگمی و ناکارآمدی و اشتباهاتی که شاهدش هستیم.

آری! همان گونه که دکتر عبید در کتاب «انسان روح است نه جسم» می‌نویسد، باید بعد دیگر وجودی آدم‌ها را هم به حساب آورد. استیلی از روز اول فهمید که مخالفان کاشانی از بغض سرپرست به نیمکت پرسپولیس نیز رحم نخواهند کرد و حتی حاضرند تا در وصف بازیکنی که زمانی عصای دست پروین بود نیز از واژه بی‌غیرت استفاده کنند.

بدین ترتیب بخشی از بیماری ارتش سرخ گردن جو ملتهب و مریضی است که در اطراف باشگاه بوجود آمده است. این درست که جو مذکور «بازخورد» اتفاقاتی است که فصل قبل برای دایی رقم خورد، ولی سرمربی فعلی تیم نقشی در آن سناریو نداشته و چون تر و خشک با هم می سوزند گرفتار این ماجرا شده است.

تکمله:‌

عرقی که روی پیشانی سرمربی پرسپولیس نشسته است را  چگونه می‌توان تفسیر کرد؟ اشک چشمان او گواه چیست؟ چرا در تصمیم‌گیری‌هایش ثبات لازم را ندارد؟ چقدر اشتباه...؟!

کار از دست استیلی در رفته است. سکوها نقطه ضعف او را پیدا کرده‌اند و اجازه نمی‌دهند حمید آرامش داشته باشد. وقتی هم که سلامتی روح و روان یک مربی از دست برود، انرژی منفی او به شاگردانش نیز منتقل می‌شود.

 

 

تاریخ: 1390/5/29
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: