برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

واعظ آشتیانی:پشت از جیب خرج کردن ها شاید منفعتی باشد

مدیرعامل سابق استقلال گفت: چه بسا امکان دارد پشت این از جیب خرج کردن ها مسائلی وجود دارد که امثال من و شما نمی دانیم. ما که چنین جسارتی را نه از لحاظ قانونی و نه مالی نداشتیم که بعد اسمش را بگذاریم جان فشانی برای تیم محبوب.

 امیررضا واعظ آشتیانی در گفت و گو با پانا در خصوص صحبت های اخیر علی فتح الله زاده سرپرست باشگاه استقلال در مورد بدهی 5 میلیاردی ، وسوسه شدن برای برگشت به استقلال، علت اختلافات با فتح الله زاده و مسائل دیگر صحبت کرد.

مثل این که قرار نیست بین شما و فتح الله زاده آتش بس شود. چه جوابی برای صحبت های سرپرست باشگاه استقلال دارید؟
مهم نیست. پاسخ این طور آدم ها را ندهیم بهتر است. ارزش پاسخ دادن ندارد. حرفهای بی محتوا و حرف هایی که در آن هیچ خاصیت و هیچ بحث مثبتی نمی بینی پاسخ دادن ندارد. پاسخ کی را بدهم؟ یک وقت هست آدم پاسخ یک فرد منطقی را می دهد که خوب منطق متوجه می شود. یک وقت هم هست که جواب آدم هایی را می خواهی بدهی که ادبیات و گفتارش و چهره اش برای همه مردم مشخص است. جواب بدهم بگویم تو دروغ می گویی من راست می گویم یا این که برعکس؟

بحث این 5 میلیارد بدهی چیست که این قدر سروصدا به پا کرده؟
ببینید او بیشتر به دنبال مغلطه کردن و سسطه کردن است . این جور حرفها کار این دسته آدم هاست که نه شجاعت دارند در گفتار خود و نه آگاهی نسبت به پیرامون خود. فقط من یک سوال دارم. آن سالی که تیم استقلال را سیزدهم کرد، پول آن بازیکنان و کادر فنی را چه کسی پرداخت کرد؟ آیا اینها جزو بدهی نبوده؟ بدهی 2 فصل ماقبل آن را چه کسی پرداخت کرد؟ بدهی علیرضا اکبرپور، محمد نوازی و یونگ را چه کسی پرداخت کرد؟ بدهی یک میلیاردی به سازمان لیگ را چه کسی پرداخت کرد؟ در مناظره رادیویی که با او داشتم آنجا با مدارک تک تک نشان دادم 5 میلیارد بود. چرا آنجا نتوانست جواب دهد؟

اگر حق با شماست پس چرا این صحبت ها از سوی فتح الله زاده مطرح می شود؟
این صحبت ها برای فرافکنی است. فکر می کند حالا هرآنچه که خودش می گوید و مدعی می شود راست و درست است. من که در برنامه رادیویی که همه مردم گوش کردند حرف زدم و مجری برنامه هم با سند و مدرکی که داشتم تائید کرد. من که دروغی نداشتم بگویم. اگر قرار است کسی دروغ بگوید آن فردی است که به چشم دیده و منکر می شود. نوار آن برنامه هست.

آیا بحث درآمد و هزینه باشگاه استقلال از سوی سازمان تربیت بدنی در استعفای شما نقش داشت؟
بحث رفتن من اصلا به این موضوعات ارتباطی نداشت. بحث رفتن من و هیات مدیره آن زمان استقلال مربوط به اختلافات عمیقی که بین ما و سعیدلو وجود داشت، بود. هم من اختلاف داشتم و هم هیات مدیره. 2 میلیارد و 700 میلیون تومان جزو تعهدات سازمان تربیت بدنی بود که باید می داد ولی آنها نمی خواستند پرداخت کنند. من هم گفتم نمی خواهید بدهید خداحافظ. حالا او (فتح الله زاده) آمده و این توانایی را نداشته این طلب را بگیرد به من چه ارتباطی دارد؟ اگر زورم به سازمان تربیت بدنی نمی رسید به خودم که می رسید. من که نمی توانم ادعا کنم از جیب خرج می کنم. نه توانایی از جیب خرج کردن داشتم و نه قانون اجازه می داد از جیب خرج کنم. از کجا معلوم پشت این جیب خرج کردن ها مسائلی وجود نداشته باشد؟ چه بسا امکان دارد حتما پشت این جیب خرج کردن ها مسائلی وجود دارد که امثال من و شما نمی دانیم. ما که چنین جسارتی را نه از لحاظ قانونی و نه مالی نداشتیم که بعد اسمش را بگذاریم جان فشانی برای تیم محبوب. اینها حرف های بی منطقی است و هیچ دلیلی ندارد کسی ادعا کند که تیمی را دوست دارد و از جیبش خرج کند. چنین چیزی اصلا وجود ندارد مگر این که منفعتی در میان باشد. حالا این منفعت می تواند جاه طلبی، قدرت طلبی و مادی باشد. هر چیزی می تواند باشد. شاید هم به قول خودشان برای رضای خدا باشد.

چه زمانی قرار است مشکلات بین شما و فتح الله زاده حل شود تا دیگر چنین صحبت هایی پیش نیاید؟
او هرازگاهی در رسانه ها حرف می زند . ظاهرا این آدم آرامش دوست ندارد. هم آرامش خودش و تیم را به هم می ریزد و هم طرف مقابل. چه کار داری به ما؟ بنشین و زندگی ات را بکن. حالا هرگلی به سر استقلال زدی، قابل تقدیر. اگر می خواستم در استقلال بمانم از قائم مقامی سازمان تربیت بدنی و استقلال استعفا نمی کردم. آدم مثل اینها نبودم که از در بیرونم کنند و از پنجره بروم داخل. معاون وزیر بودم، قائم مقام سازمان تربیت بدنی بودم، مدیرعامل کمپانی های بزرگ ایران بودم و عضو شورای شهر تهران بزرگ و مسئولیت های مختلف دیگر. اگر بنا بودم به استقلال بیایم نمی ایستادم او را تماشا کنم. من هم برای خودم ارتباطاتی دارم ولی از هرجایی رفتم دیگر هرگز راجع به آن فکر نکردم. او ظاهرا علاقمند است هرازگاهی حرف جدید بزند. البته شما بنویسید علاقه ای ندارم جواب او را بدهم. این آدم در حدی نیست که بخواهم جوابش را بدهم. می خواهم چیزی بگویم.

بفرمائید.
مگر من تا به حال در مورد استقلال جایی صحبت کردم؟ من گفته بودم در مورد استقلال صحبت نمی کنم ولی راجع به فوتبال گفته بودم اگر کسی مشورتی بخواهد، می آیم می دهم. نمی دانستم باید از او اجازه بگیرم تا در مورد فوتبال حرف بزنم.
استقلال مبارکش باشد و با این تیم برود قهرمان جهان شود. به من چه ارتباطی دارد؟ بارها گفتم استقلال برای من فراموش شده است. من یک هوادار علاقمندم . استقلال موفق شود خوشحال می شوم حالا هرکس بخواهد مدیرعامل یا سرپرستش باشد. او بوی الرحمن شنیده که احتمالا بخواهند تغییرش دهند، وصله اش را به من می چسباند. ما که کاری به آنها نداریم. حتما این طور حس کرده و دست پیش گرفته تا عقب نیفتد. این حرف ها را می زند تا تثبیت شود و بماند. خوب می خواهند او را نگه دارند به من چه ربطی دارد؟ می خواهد مدیرعامل باشد یا رئیس فلان سازمان. هرمسئولیتی دارد مبارکش باشد. آن قدر شجاعت دارم که حرف هایم را بزنم. نیازی ندارم که مثل برخی آقایان به دروغ، سفسطه و مغلطه بپردازم. هر آنچه که گفتم درست است و نیازی به تملق و چاپلوسی ندارم. او(فتح الله زاده) مطمئن باشد و با خیال راحت شب ها بخوابد. هیچ علاقه ای به حضور نه در استقلال و نه در جای دیگر ندارم. کار و زندگی خودم را دارم و فرصتی برای این حرفها ندارم. او است که شب و روز تلاش می کند که چگونه بماند.

تاریخ: 1390/6/2
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: