اختصاصی90/آقای متفرقه!
کامران احمدپور
قلعهنوعی برای اولین بار در دنیا روزهای فیفا یا همان «fifa days» را رزرو کرد و با عبارت «فوقش جریمهاش را میدهیم» خودش را بیشتر سرزبانها انداخت! البته تمام گافهای امیر مختص به زبان فارسی نیست و زبان انگلیسی نیز از او بینصیب نمانده است. مثلا در یکی از داربیهای تهران زمانی که داور خارجی این دیدار میخواست تذکری به قلعهنوعی بدهد او به جای جمله «OKI understand» یعنی باشه من میفهمم از عبارت «Ok Ispeak!» یعنی باشه من صحبت میکنم، استفاده کرد! به طور قطع استفاده اشتباه امیر از کلمات باعث میشود جذابیت او برای رسانهها بیشتر و بیشتر شود. رفتن او به تبریز هم باعث نشد تا گافهای ادبیاتیاش تمام شود. بعد از حملة بعضی از هواداران داماش به اتوبوس حامل بازیکنان تیم تراکتورسازی او به مامور نیروی انتظامی گفت: «من با بازگشت به هتل و اقامت در رشت تا فردا صبح موافق نیستم! برمیگردیم شام را میخوریم، تا آن موقع این عده متفرق!! میشوند!» البته منظور امیر متفرق شدن هوادارانی بود که با سنگ از کنار جاده، اتوبوس تیم تراکتورسازی را میزدند اما بجای واژه «متفرق» به معنای دور شدن و جدا شدن از «متفرقه» به معنای فرق دارند، با یک چیز اصل و یا سایرین استفاده کرد!
در کنار ادبیات جذاب قلعهنوعی باید از مربیگری درخشان او یادی کرد که خیلیها مغرضانه موفقیتهای او را به عوامل پشت پرده و زد و بند و این چیزها ربط میدهند. به نظر من شاید امیر قلعهنوعی اشتباهات و کارهای ناپسندی در زمان مربیگریاش انجام داده باشد اما کارنامه درخشان او را هیچکس نمیتواند لوث کند. کدام عقل سلیمی میتواند باور کند که تمام بازیکنان حریف و داوران و کمیته داوران و فدراسیون فوتبال دست به سینه در خدمت او باشند تا او هر فرمانی را که میدهد بدون چون و چرا اجرا کنند! اگر اینطور باشد که قطعا نیست باید به این قدرت ماوراء الطبیعه او احترام گذاشت که همه این گونه مطیع او هستند. زمانی که در سپاهان بود اولین قهرمانی او با این تیم را به اشتباهات داوری و مسائل دیگر ربط دادند اما او بلافاصله سال بعد با اقتدار و بدون حرف و حدیث تیمش را قهرمان کرد تا خیلیها خجالت بکشند.
استقلال امیر قلعهنوعی فوقالعاده بود، هم در نتیجهگیری و هم در نحوه بازی. او آرش برهانی بیاثر و ضعیف و گل نزن را به آقای گل تبدیل کرد. آیا این هم به دستهای پشت پرده و زد و بند و این جور چیزها ربط دارد؟
مسئله دیگر به بازی زیبا و جذاب استقلال باز میگردد. استقلال قلعهنوعی هیچ وقت از پیش بازنده نبود، در نیمه مربیان اکثر برنده بود و مهمتر از همه تا آخرین دقایق مسابقه و تا زمانی که داور مسابقه سوت پایان مسابقه را به صدا در نیاورده بود تیمش درمانده و عاجز نبود و دست از تلاش برنمیداشت و حتی در بسیاری موارد در دقایق و ثانیههای پایانی به پیروزی رسید، بازی را به تساوی کشاند و یا حتی شکست را با پیروزی عوض کرد.
بیانصافی است که دستاوردهای مربی بزرگی همچون قلعهنوعی را به تبانی و چیزهای دیگر گره بزنیم و از سر حسادت و برای پوشش ضعف فنی و کارنامه خود به دیگران اتهام بزنیم هر چند او کاملا پاک و مبرا نیست اما دستاوردها و موفقیتهایش خود گویای همه چیز است.
















