اختصاصی90/ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی
به قلم سردبیر
به ظاهر نرود فرو میخ آهنی در سنگ که اگر گوش شنوایی بود، «تاریخ» این همه تکرار نمیشد.
***
از حاجی نوشتیم تا برسیم به سردار، سردار عزیزی که به نظر میرسد در سکوت غریبانه کفاشیان یگانه رئیس فوتبال ما شده است.
پریشب سردار، میهمان نود بود. میهمانی که ضربه پتکوار نظرسنجی نود هم بیدارش نکرد.
به زعم عزیز این از رسم روزگار است که میتوان با یک برنامه و یک مجری ذهن میلیونها ایرانی را تغییر داد!
به تفسیر او اگر حرفهای عادل نبود آن چند میلیونی که قانون من درآوردی «سقف قرارداد»ها را قبول ندارند، به صف عشاق این ایده میپیوستند!
آری! برای فرار از «میزان رای ملت است» چه توجیهی بهتر از این که «مردم ما» به سادگی تحت تاثیر قرار میگیرند و به جای آن که خودشان فکر کنند اجازه میدهند تا تراوشات ذهنی یک مجری تعیین کننده رایشان باشد؟
نوع تلقی سردار از افکار عمومی متناسب با اپوزسیونهایی است که معتقدند «اگر یک و فقط یک ساعت کنترل یکی از شبکههای تلویزیونی را در اختیار بگیرند چنین و چنان میکنند»، اما آیا به راستی - در حوزه فوتبال هم چنین است؟
یعنی اگر سردار به برنامه «چه چه ورزشی» برود و مجری به پایش بیافتد و دو نفر هم در وصف سقف قرارداد شعر بسرایند، نظرها برمیگردد؟!
عزیز از کدام سوراخ غربال دموکراسی نگذشته که این چنین - ندانسته - رای اکثریت را به سخره میگیرد؟
* * *
«من اناری را
میکنم دانه به دل میگویم
خوب بود این مردم
دانههای دلشان پیدا بود»
سهراب سپهری
تو در سینهات چه داری سردار؟
آیا به این که میگویی همه تیمها خصوصی شدهاند باور داری؟
آیا در خلوتت به این حرف نمیخندی که «فلسفه ایجاد سقف توسعه فوتبال است»؟
آخر کدام «سقفی» منجر به توسعه شده؟ و چرا قبول نمیکنی این قانون نابخردانه به کرات دور خورده است؟
... گویا آن چه «توسعه» یافته رگههای نارسیسیسم است. این که چون فلان طرح در دوره ما انجام شده پس لاجرم عیب و نقصی متوجه آن نیست.
اما حرف درست را آن شاعری زد که روزی سرود «ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی»
















