فوتبال بزرگی می خواهد
تورج عاطف / خبرگزاری پارس فوتبال
یکی از مباحثی که در هر مقوله اجتماعی مهمترین فاکتور محسوب می شود پدیده ای به نام " فرهنگ " است. از فر هنگ گاهی به نام شخصیت و کاراکتر فردی هم یاد می شود و اصولا گفته می شود این شخصیت افراد است که باعث ارتقا خود فرد و گروه وابستگانش می شود و اگر نگاهی به مسائل تاریخی و اجتماعی داشته باشیم بخوبی متوجه می شویم که مردان بزرگ توانسته اند کارهای بزرگی انجام دهند.
فوتبال ما خصوصا در سالها و شاید دهه های اخیر به سختی از مقوله کمبود و کاستی های فرهنگی ضربه خورده است. وقتی ستارگان دور و نزدیک فوتبال ما شخصیت بزرگی نداشته و تنها به دنبال خود خواهی ها باشند به طور حتم فوتبال ما باید در روز مرگی باشد و برای رفتن به جام جهانی هنوز چشم به ستارگانی چون فرهاد مجیدی داشته که در اواسط دهه 90 میلادی بعنوان چهره شناخته شده است و امروز در 35 سالگی بهترین است و یا به دنبال علی کریمی باشد که اوج کارش را در بازیهای آسیائی 1998 و مسابقات مقدماتی جام جهانی 2002 و بازیهای جام ملتهای آسیا 2004 شاهد بودیم.
در چند روز گذشته شاهد حرکت مشابهی که قبلا مابین اتحادیه بازیکنان و باشگاهها در اسپانیا بود این بار در ایتالیا بودیم. تومازی بازیکن سابق تیم رم ایتالیا بعنوان رئیس اتحادیه بازیکنان فوتبال ایتالیا مشغول مذاکره برای احقاق حق بازیکنان با باشگاهها بود.
نگاهی به چهره و رفتارهای او می کنم و ناخود آگاه از وقار و شخصیت او لذت می برم و از خود می پرسم به چه دلیل فوتبال ما از کمبود شخصیت رنج می برد ؟ نگاهی به حسن رفتار و سخنان سنجیده بازیکن نه چندان بزرگ سالهای نه چندان دور ایتالیا می کنم و آن را با رفتارهای مربیان و بازیکنان خود می کنم و این نمونه ها را بخاطر می آورم
1- محمد مایلی کهن برای چندمین بار به کمیته انضباطی می رود تا با دعوای بی جائی که با علی فتح الله زاده داشته مورد سوال قرار گیرد. این آقا که خود را مدیر می داند هنوز در گیر توهم تبانی سالیان پیش است او که خود را مدیر می داند در کجای این فوتبال قرار دارد؟ او چند بار برای مسائل مهم سخن گفته است؟ چند بار او برای حرفهای درست به مراجع قضائی و انضباطی رفته است؟ چرا او دارای شخصیت و فکر بزرگ نبوده و نیست ؟
2-امیر قلعه نوعی کسی که می گوید "به قول علی آقا ( پروین ) هر قهرمانی تنها 48 ساعت در ذهن مردم هست و به همین دلیل باید به همه بزرگترها احترام گذاشت و در گیر مسائل رسیدن به قهرمانی نشد " می پرسیم مگر می شود که قهرمانی فقط قدمت 48 ساعته داشته باشد ؟ قهرمانی سه گانه ما در جام ملتهای آسیا مگر فراموش شدنی است؟ قهرمانی های باشگاههای ما در آسیا مگر از یاد رفتنی است ؟ چه کسی برد در برابر آمریکا در جام جهانی 1998 از یادش رفته است ؟
تساوی در برابر اسکاتلند 1978 هنوز در خاطره هاست. شوت زیبای قلیچ خانی و گل بهزادی که اولین قهرمانی در جام ملتهای آسیا را برایمان به ارمغان آورد را از یاد بردیم؟ چه کسی برد در استرالیا در راه مسابقات جام جهانی 1978 را فراموش کرده است خود پروین سالها نان گل خود را فینال جام ملتهای آسیا 1976 در برابر کویت را خورد ...
نه! این گونه نیست. اما آن چیزی که قهرمانی ها را از یاد برده است قهرمانی هائی است که با حرف و حدیث و بازیهای زشت بدست می آید. آن چیزی که نمی توان فراموش کرد همین سخنان است که شخصی چون قلعه نوعی قهرمان شد اما هیچگاه حرمت بزرگانی چون ناصر خان حجازی را نگاه نداشت! درد فوتبال ما قهرمانی نبود درد فوتبال ما پهلوان نبودن قهرمانان ما است زیرا دارای شخصیت بزرگی نبودند
3- از اسطوره دیگری صحبت می کنیم که هیچگاه شخصیت بزرگی نداشت. خدادا عزیزی را می گوئیم که در آخرین مصاحبه خود بار دیگر حرفهائی از نوع خداداد عزیزی گفته است. او می گوید بلاژویچ بیست سال پیش مربی بوده و پدر او سر حال تر از بلاژویچ است!!
او می گوید برای حضور در لیگ برتر ایران باید پاچه خواربود و...
چرا این مرد بزرگ نمی شود؟ آیا خود او هیچگاه بزرگ بوده است؟ او یادش رفته کینه او با بلاژویچ باعث شد تیم ملی ایران در راه مسابقات جام جهانی 2002 یکی از بهترین مهره های خود را از دست دهد ؟ دلیل این کینه چه بود ؟ تنها شماره پیراهن بهانه جناب بزرگ فوتبال ما شد ؟
همین آقا کسی بود که خبرنگاری را کتک زد و تازه می گفت باز هم او را می زند ؟ او کسی بود که با مدیر عامل وقت باشگاهش در کنار زمین کتک کاری کرد و حالا سخن از شایستگی هایش می کند؟
او یادش رفته بلاژویچ تا همین چندی پیش در لیگ چین برای قهرمانی با تیمی رقابت می کرد که سر مربی آن تیم، شاگردش برانکو بود؟
او یادش رفته که در راه مسابقات جام جهانی 2010 او سر مربی تیم بوسنی بود که به واقع بسیاری از تیمها را به وحشت انداخته بود؟ چرا او از حضو.ر بلاژویچ می ترسد ؟ حضور امثال بلاژویچ ها در فوتبال ما بسیار بهتر از امثال او است که شاید بازیکن خوبی با افت های زیاد بودند اما هیچگاه نه بزرگ بودند و نه شخصیت بزرگی داشتند.
قصه ها زیاد است مگر علی دائی همین چند وقت پیش دوربین نمی شکست؟ مگر مرفاوی به تیم سابقش که همه چیزش از او است لقب تیم جادوگری نداد؟ مگر رفتارهای میثاقیان در کنار زمین از یادمان رفته است ؟ مگر پیروانی حاضر شد بخاطر کسب نتایج ضعیف با شبه تیم امید ایران عذرخواهی کند؟
نتیجه 3 بر صفر عراق در برابر ایران در سایت فدراسیون سانسور می شود تا کمیسیون ورزش و جوانان مجلس دو باره از خواب بیدار نشود و....
حکایت کوچک بودن آدمهای فوتبالی ما زیاد است و چنین بوده که امثال کفاشیان رئیس قدراسیون فوتبال می شود و آدمهای دیگری که هیچ محلی از اعراب در فوتبال ما نداشته اند دارای پستهای مختلف در فدراسیون و باشگاههای ما می شوند آری فوتبال ما بیش از هر چیز درد نبود شخصیت آدمهایش را دارد. افسوس...
















