برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

پرسپولیس خسته است...من خسته ام

.زمانی را به یاد دارم که علی آبادی رئیس ورزش شد. از آن به بعد دیگر چیز خاصی به یاد ندارم، چون دیگر علاقه ای به ورزش نداشتم

جمشید اکبری / خبرگزاری پارس فوتبال 

1.زمانی را به یاد دارم که دلمان می تپید برای یازده نفرِ پا به توپ و یک نیمکت پر هیاهو. زمانی که کودک بودیم. زمانی که این تنها تفریحمان بود. زمانی که با کتاب غریبه بودیم؛ که همه ی کتاب ها درسی بودند. زمانی که روزنامه نبود؛ که همه ی روزنامه ها کیهان بچه ها بودند و پیشرفته ترینشان آفتابگردان بود. عاشقانه انتظار عصر جمعه را می کشیدیم که فوتبال همه چیزمان می شد در یک 90 دقیقه پای تلویزیون. هنوز استرس بین دو نیمه اش را به یاد دارم...آن زمان ها عاشق پرسپولیس بودم.

2.زمانی را به یاد دارم که کمی بزرگ شدیم (می گویند عنفوان جوانی). آن روزها که "چیرو" وارد بازی ما شد. ما هنوز سلطان پرست بودیم. خوب به یاد دارم که چگونه در بحرین  رویای جام جهانی پرواز کرد و ما اشک ریختیم. خوب به یاد دارم آن پیرمرد پیر و آن شور و حالِ وطن دوستی چنان سِحر کرد که رنگ تمایلاتمان عوض شد. آن روز بود که از صف دوستداران سنّت جدا شدیم و صفی از مدرنیسم ساختیم. اصلاً ما این گفتمان "سنت و مدرنیسم" را از آن موقع آموختیم. آن زمان را خوب به یاد دارم که تمایلات رنگی ام رنگ باخت و ملّی گرا شدم و ایضاً مدرنیست.

3.زمانی را به یاد دارم که علی آبادی رئیس ورزش شد. از آن به بعد دیگر چیز خاصی به یاد ندارم، چون دیگر علاقه ای به ورزش نداشتم. چون احساس می کردم دیگر هیچ چیز مالِ من نیست، نه تیم ملی نه پرسپولیس!

4.علی دایی را همیشه(از 1 تا 3) دوست داشتم و امروز هم دوست دارم. احساس می کنم این روزها، پرسپولیس را هم کمی دوست دارم؛ نه به اندازه ی قدیم. نمی خواهم نابود شود که ستونی است که هزاران جوان هنوز به آن تکیه می کنند و فراغتشان را به عشق او پر می کنند؛ او که اسمش اصالت است. او که امروز در بازی قدرت، همواره دست به دست می شود تا از این عشقی که به دنبال می کشد، شورای شهر را خوراک دهد و گاهی...بگذریم.

5. پرسپولیس امروز خسته است (ولی مثل آن روزها صدر جدول ننشسته است) مثل من که خسته ام، مثل همه ی ما که از باختن در جنگ قدرتِ سوداگرانِ شهرت متنفریم، اما باز هم تن می دهیم به خاطر آن عشق! فریادِ حمایت سر می دهیم، اگرچه می دانیم این هدیه ای ست که تقدیم نا اهلان می کنیم. واقعاً بر سر یک دوراهی ام. وقتی پرسپولیس شکست می خورد خوشحال می شوم، وقتی پیروز می شود –باز هم- خوشحال می شوم...ما خسته ایم امّا چه کنیم، هنوز عاشقیم.

تاریخ: 1390/6/7
موضوع: فوتبال
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: