برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

اختصاصی90/کی‌روش و آزادی جواب بسیاری از پرسش‌ها را می‌دهند

90: نبردن اندونزی در آزادی توسط فوتبال ایران بیشتر به یک لطیفه در عالم تخیل می‌ماند تا یک واقعیت با این وجود اما با توجه به آن‌که بسیاری از تخیلات این روزها برای فوتبال ایران رخ می‌دهد و از تعلیق کامل گرفته تا گیر و بندهای AFC و شکست از امثال قطر و... را به چشم می‌بینیم باید بترسیم از آن‌که حتی اندونزی هم برای ما شاخ شود. یعنی کشوری که بزرگترین بازی‌های عمرش را باید بازی با استرالیا و شکست‌های سنگین این تیم ارزیابی کرد!


محمد سررشته‌داری


کی‌روش اما حالا یک تیم مخلوط دارد؛ تیمی متشکل از جوان‌ها و باتجربه‌ها! با این حال اما باید تاکید کرد که کی‌روش ترکیب خود را در بسیاری از پست‌ها نمی‌شناسد چرا که امثال مجیدی تازه به اردو دعوت شده‌اند و آمادگی آنها خبر از فیکس بودن آنها می‌دهد و امثال نکونام هم در اردوی تیم‌ملی نبوده‌اند اما فیکس بودنشان در لالیگا موید و دلیل بازی قطعی آنهاست! و این یعنی تغییر در ترکیب اصلی تیم‌ملی آن هم با دو نابغه!

آیا فرهاد مجیدی آماده‌ترین مهاجم لیگ‌برتر ایران در ترکیب فیکس تیمی که طی دو اردوی بلند با کی‌روش تمرین می‌کرده است، قرار می‌گیرد؟ و آیا همین سه یا چهار روز تمرینی که یکی دو تای آن هم به دلیل بارندگی وسط شهریور تعطیل شد برای اجرای تاکتیک‌های کی‌روش و فیکس شدن کافی است؟

نکونام چطور؟

پاسخ این سئوال‌ها را از یک حرفه‌ای مثل کی‌روش باید پرسید و حالا و با یافتن این پاسخ همیشگی می‌توان درک کرد که آیا یکی دو تمرین یا عدم حضور در اردوهای بلند مدت‌تر قبلی می‌تواند یک نابغه را از ترکیب اصلی حذف کند و کار تیمی و تمرین شده مهمتر است یا این‌که نابغه، همیشه نابغه است و امثال مجیدی، کریمی و نکونام تحت هر شرایطی فیکس هستند؟

کی‌روش از نظر ما حل‌المسایل همین سئوال‌هاست.

عصر جمعه می‌فهمیم که آیا لیگ و آمادگی در آن سند حضور در ترکیب فیکس تیم‌ملی است یا این‌که تمرینات تاکتیکی مهمتر است؟

پرسش‌های بعدی پس از پرسش اول یک به یک جلوی چشم ما رژه می‌رود: مثلا می‌توان پرسشی را مطرح کرد با این عنوان:

نابغه‌ای چون کریمی در پرسپولیس که بازی می‌کند پرسپولیس نتیجه نمی‌گیرد و در چهار بازی هیچ پیروزی به دست نمی‌آورد! اما به محض خروج او پرسپولیس 3 گل می‌زند و 10 موقعیت گل به وجود می‌آورد!

حالا آیا این نابغه و استاد هنرهای نمایشی فوتبال واقعا برای یک تیم کارآمد است؟ و آیا نبوغ و فاصله او با دیگران در تیم‌ملی هم اختلال حرکت تیمی را سبب می‌شود؟ پرسش‌های بعدی اینست:

سه پادشاه و یا شاید حتی بیشتر در یک اقلیم کنار هم قرار گرفته‌اند!

یکی از استقلال (فرهاد مجیدی) که این روزها کوچک و بزرگ از تیزهوشی‌اش می‌گویند! دیگری از پرسپولیس(علی کریمی) که یک تنه یک لشکر را به هم می‌ریزد و یکی از اوساسونا (نکونام) که مدرن‌ترین فوتبال ایران را به نمایش می‌گذارد! همانطور که گفتیم دیگرانی هم هستند که هر کدام مدعی‌اند؛ امثال خلعتبری، رحمتی و... در واقع تیم ایران نابغه و مدعی زیاد دارد که اینها همگی طی ماه‌ها و سال‌های اخیر با هم در تیم‌ملی نبوده‌اند که بدانیم در یک اقلیم می‌گنجند یا نه؟

پاسخ این پرسش هم البته نه در بازی با اندونزی که در پایان تورنمنت معلوم می‌شود.

و پرسش آخر این اینست:

آیا رقابتی بین فرهاد مجیدی و علی کریمی برای جذب تماشاگر صورت می‌گیرد و این رقابت سکوها را پر می‌کند؟ و اصالتا حتی اگر چنین شود و این دو شاه‌مهره سکوها را پر کنند آیا جنگ زرگری سرخابی و شعارهای روی سکوها به تیم‌ملی آسیب می‌رساند؟ یا نه؟ واقعیت اینست که مدت‌هاست بازی‌هایی اینچنین حساس و مهم در آزادی برگزار نشده و فکر می‌کنیم از آخرین بازی حساسی که به یاد داریم 4 سالی می‌گذرد و فرهنگ تماشاگران هم عوض شده است. شاید حالا این تجمیع؛ جمع اضداد نباشد و تیم‌ملی از آن منتفع شود؛ شاید هم نه؛ قصه همان قصه‌های کودکانه 5 سال قبل باشد و صندلی‌ها روی سر بازیکنان! جنگ صندلی، جنگ خطرناکی است که اثرش در بازی با اندونزی مشخص نمی‌شود اما می‌توانی آن را لمس کنی تا برای بازی‌های مهمتر آن را ارزیابی کرده باشی!

به هر حال بازی با اندونزی پاسخ بسیاری از سئوال‌ها را در عصر آدینه خواهد داد. صبر کنید تا ببینید.


 

تاریخ: 1390/6/11
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: