اختصاصی90/لزوم وجود شبکه ورزش اثبات شد
محمد سررشتهداری
تصور میکنیم آنچه صدا و سیما مبنی بر چند برابر بودن تعداد تماشاگران سریالی به اسم ستایش نسبت به فوتبال گفت به نوعی یک مانور بود و نه یک واقعیت! در واقع اگر صدا و سیما اعلام میکرد که این سریال پربینندهتر از بازیهای تیمملی ایران است و به دلیل سیاست گذاریهای غلط فدراسیون فوتبال در مورد تیم ملی و عدم برگزاری بازیهای رسمی و تدارکاتی بزرگ و متعدد طی دو سال اخیر و ریزش تماشاگر به دلیل نتایج بد این تیم، این خبر را باور میکردیم اما اینکه بگویند سریالی به اسم ستایش بیشتر از فوتبال بیننده دارد یک حرف غیرکارشناسی و غلط است.
به واقع این حرف به زعم ما به آن دلیل گفته شد که بسیاری از کارشناسان به این باور هستند که بخش عمدهای از درآمد صدا و سیما که بودجه بسیار بزرگی محسوب میشود از راه فوتبال و بازیهای پربیننده لیگ به دست میآید و آن حرف به نوعی مقابله با این حرف کارشناسان گفته شده است و حرف سریال ستایش کجا و بینندههای چند میلیونی فوتبال کجا؟
با این حال تصور میکنیم که این حرف به سود فوتبال تمام میشود، چرا که لزوم راه اندازی شبکه اختصاصی ورزش و خروج از قرنطینه آن از شبکه سوم سیما به شدت احساس شد و به وضوح معلوم شد که مسئولان شبکه سوم سیما از اهمیت آنچه که به صورت یک موهبت در اختیارشان قرار گرفته بیخبر هستند وگرنه اینکه فوتبال از شبکه دوم پخش شود یا سوم چیزی را برای مردم عوض نمیکند چرا که هر دو شبکه سراسری هستند و تکلیفشان با خودشان معلوم است.
شبکه اختصاصی ورزش باید راه اندازی شود تا این بحثها و حرفهای غیر اجتماعی دیگر مطرح نباشد و حق انتخاب با بینندگان باشد و نه با مسئولینی که بعضا قلب واقعیت می کنند.
دوباره به لیگ برتر نگاه کنید! سرخابیها به یمن برکت ماه مبارک رمضان که ساعت بازیها را در ساعتی درستتر برگزار کرد کمتر از 60 هزار تماشاگر نداشتند آن هم برای بازیهایی که از حساسیت فوقالعادهای برخوردار نبود!
این مسئله البته یکی دو اتفاق مثبت دیگر را هم رقم زد که اولینش تولد یک گزارشگر جوان و توانا به نام امید گلمکانی بود که در شبکه دوم سیما مشغول به کار است و تجربه خوبی هم دارد. دیروز صبح اعلام شد که امید گلمکانی بازی ایران با اندونزی را گزارش خواهد کرد و الان که این مطلب را مینویسیم نمیدانیم چنین شده یا نه) این به خودی خود یعنی فرصتی برای ظهور پدیدههای جدید در عرصهای که منو پول چند نفر خاص بود (گزارشگرهای شبکه سوم البته به هیچ وجه بد نیستند بلکه منظور ما پیدایش فضا برای دیگران است) به هر حال این بگیر و ببند و آن اتفاق دستاوردهای بسیار مثبتی برای فوتبال داشت و همانطور که تاکید کردیم لزوم تاسیس شبکه ورزش را برای همه مشخص کرد چرا که صنعت فوتبال بسیار بزرگ و چرخه مالیاش بسیار فراتر از آن است که خیلیها تصور میکنند و حالا این شرایط کاملا احساس میشود آنجا که شبکه سوم که ملقب است به شبکه جوان بازی تیمملی ایران در راه جام جهانی 2012 را که از نظر اهمیت بسیار بالا است کنار میگذارد و به سریالهای کم بیننده تلویزیون بها میدهد تا از همین حالا لابد بدون فوتبال بودن را تمرین کند چرا که پس از مدتی شبکه اختصاصی ورزش همه فوتبالها را به سود خود ضبط خواهد کرد و این ثروت بزرگ را در اختیار خود خواهد گرفت فقط امیدواریم از این جابه جایی ثروت، لیگ برتر و در نهایت فوتبال ایران که مهمترین و تاثیرگذارترین پدیده اجتماعی در دنیا و البته ایران است هم سهم واقعی خود را به دست آورد و در این پروسه سرش بیکلاه نماند.
















