برخی میخواهند رئیس ورزش باشند، در کمیته المپیک و فدراسیون فوتبال هم ریاست کنند
مدیرعامل پیشین باشگاه پاس تهران گفت: جذابیتهای ورزش باعث میشود جدا از اینکه دوستان رئیس ورزش هستند، رئیس کمیته ملی المپیک و رئیس مثلا فدراسیونهای کشتی و فوتبال هم باشند.
مصطفی آجورلو رئیس تربیت بدنی سپاه و مدیرعامل پیشین باشگاههای پاس تهران و استیل آذین به سکوت یک سالهاش پایان بخشید و بخشی از ناگفتههایش را بیان کرد.
گفتوگوی فارس با مصطفی آجورلو را در زیر میخوانید:
* اخلاق ورزشی در ایران بهتر از دیگر کشورهاست
در مورد بحث ورزش باید بگویم وضعیت اخلاق ورزشی در کشور ما بسیار بهتر از دیگر کشورهاست. از آن رو که مردم ایران پایبند به دین اسلام هستند و همواره، همراه ارزشهای انقلاب و اسلام هستند و همیشه روحیه پهلوانی و جوانمردی به عنوان خصلت ایرانیان مسلمان محسوب میشود، طبیعی است اخلاق ورزشکار مسلمان ایرانی باید برجسته باشد. به نسبت خودمان باید تلاش بیشتری کنیم که اگر بداخلاقیهایی وجود دارد آنها را مرتفع کنیم.
به قول حضرت امام خمینی (ره) ورزش هدف نیست،ْ وسیلهای برای تعالی است. اگر وضعیت کنونی ورزش را با این سخن امام انطباق دهیم، میبینم که فاصله زیادی با اخلاقی که ما را به تعالی برساند وجود دارد و همچنین با توصیه های مقام معظم رهبری که فرمودند ورزش دروازه صدور معنویتهاست، ورزش امر به معروف و عمل صالح است هم وضعیت فعلی ورزش ما فاصله دارد. وقتی به این فرمایشات دقت میکنیم در مییابیم که باید همچنان به سمت جلو در عرصه اخلاق ورزشی حرکت کنیم چرا که مسئولیت ما در این حوزه بیشتر از سایر کشور هاست.
البته در مجموع باید بگویم که جامعه ورزش کشور ما نسبت به کشورهای دیگر ورزشکاران و مربیان و مسئولان خوبی دارد.
*مدیری معتقد بود جوانها در استادیومها فحاشی کنند تا تخلیه شوند
حضرت امام(ره) فرمودند: ورزش 2 جنبه دارد. یکی بعد جسمانی و بعد دیگر، بعد روحانی. پس بنده فکر میکنم ما نباید مسئولیت اخلاق را فقط از ورزشکاران بخواهیم. ما در ورزش کشور آنچه کاشتهایم را درو میکنیم. در واقع پاسخگوی اصلی در این چالش، مدیران ورزش کشور هستند که به این امر کم توجه بودند و در واقع به بعد روحانی ورزش کم توجه شده است. با اینکه این افراد خودشان انسانهایی انقلابی و ارزشی بودند. هر کدام از این مدیران در شرایط خاصی و با ملاحظات خاصی انتخاب شدند اما اینکه چرا ما دچار چالش های فراوان در ورزش هستیم، علتش این است که این افراد تعریفشان از اخلاق و آنچه که در ذهن دارند و باورشان بر این نبوده که ورزش این کاربرد را دارد که به ترویج اخلاق در جامعه کمک می کند. متاسفانه این باور به صورت جدی وجود نداشته و اگر هم وجود داشته تاثیرش را در عرصه عینی و عملی ندیده ایم.
به عنوان مثال مدیر یک باشگاه روزی به من گفت که نظام به من مسئولیت داده تا جوانهای مردم را به استادیوم ببریم تا 2 ساعت به طرفداران و مربیان و بازیکنان حریف هر چه دلشان خواست بگویند که وقتی وارد جامعه میشوند از نظر روانی تخلیه شده باشند. بنده هم پاسخ دادم که منظور شما از نظام چیست؟ چه فردی است؟ چه کسی این مسئولیت خطیر را به شما داده است؟ اگر اسم آن فرد را بدانم به او می گویم که این فقط باور شماست که آن را از جانب نظام مطرح میکنی. چه زمانی خواسته نظام از تماشاچی فوتبال این بوده که فحاشی کنند تا تخلیه شوند و بعد به جامعه آسیب نزنند؟ این نوع نگرش ها واقعا ظلم به نظام است. چرا که در سطوح مختلف نظام، نوع نگاه به ورزش از جنس وسیله ای ایجابی و برای رسیدن به تعالی است نه ابزار سلبی.
*اکثر مدیران ورزشی ما دیندار هستند، اما باورهای غلطی از ورزش دارند
اکثر مدیران ما ،انقلابی و دیندار هستند، اما پندار و باور نادرست در حوزه مدیریت ورزش دارند و آنچه تصویر غلط خودشان است را از زبان نظام ارائه میکنند.
وقتی با این مدیران میخواهیم جامعه ورزش را بسازیم، طبیعی است که برداشتمان، برداشتی که موردنظر نظام و مردم باشد، نیست.
فلان مدیری که در دوران مسئولیت خود در سالیان گذشته درگیر این است که گاو یا شتری زیر پای او بکشند و از این امر ناراحت نمیشود، چطور میتواند با عمق جامعه که جوانانند و در فرآیند ورزش دنبال موفقیت هستند، ارتباط برقرار کند؟ این مدیر حتما انقلابی و مسلمان است اما واقعا یک فرد با چنین نگرشی میتواند مدیر ورزش باشد؟ مسلما نمیتواند.
چنین فردی در خودش مانده چرا که نتوانسته از خودش بگذرد. طبیعی است که چنین فردی جامعه ورزش کشور را به سمتی برده که به هیچ وجه با خواسته های نظام و مردم هماهنگ نیست. اما میتوان گفت با زراعتی که در دهه 60، 70 و 80 در حوزه ورزش انجام دادیم بعد از سالها این برداشتی است که امروز مورد اعتماد جامعه
نمی باشد.
* برای رسیدن به راهکار مناسب باید از سیاسی شدن ورزش بپرهیزیم
برای رسیدن به راهکار باید از سیاسی شدن ورزش بپرهیزیم. این بدین معنا نیست که مدیران سیاسی به ورزش نیایند بلکه بدین معنی است که ورزش نباید ابزار سیاست شود. یکی از مشکلات اساسی کشور ما در سالیان گذشته این بوده که افرادی که نتوانسته اند به سایر مسئولیت ها بروند وارد ورزش شده اند.
این یک فرآیند در طول دولت های مختلف بوده، در حالیکه قوی ترین افراد باید به ورزش بیایند و با میل خودشان هم بیایند چرا که ورزش یک حوزه مهم و حیاتی برای کشور است. هنگامی که افراد با اوقات تلخی و ناراحتی وارد ورزش می شوند طبیعتا نمی توانند تحولات بزرگ بیافرینند. متاسفانه جامعه ورزش ما هم خودباختگی دارد و به این صورت است که وقتی فردی میآید، همه دور او جمع میشوند و رویکرد توصیه، انتقاد و حمایت را تبدیل به تعریف و تمجید صرف می کنند.
این رویکرد جامعه ورزش، چنین مدیرانی را به مسیر غلط هدایت میکند و ما فرآیند آن را پس از سالها میبینیم که هنوز نتوانستهایم به نتیجه نهایی و مطلوب دست یابیم . چرا که هر دوره مدیریتی دارای آرمان و هدف خاصی بوده و در هر دوره ،ذوق و علاقه شخصی مدیران حاکم بوده که ارتباطی چندانی به چشمانداز کلی نظام در مدیریت ورزش نداشته. جذابیت های ورزش هم نهایتا باعث می شود جدا از اینکه این دوستان رئیس ورزش هستند، رئیس کمیته ملی المپیک نیز باشند، رئیس مثلا کشتی و فوتبال هم باشند. فردی که قصد نداشت وارد ورزش شود حالا میبیند که چه فرصتهای مناسبی وجود دارد. حتی می بینم برخی از دوستان مدیر ورزش نامزد ریاست جمهوری هم می شوند.
این نشان میدهد این افراد به ورزش دیگر فقط ورزشی نگاه نمی کنند، به همین دلیل وقتی ورزش سیاسی شد این افراد، ورزش را پلکانی برای رسیدن به اهداف سیاسی تعریف می کنند. این موضوع متاسفانه همواره گریبانگیر ورزش بوده است.
همه اهداف یک سازمان ورزشی باید این باشد که گام های بلند برای تحول فارغ از نگرش های سیاسی بردارد. تا وقتی که ورزش ما سیاسی است و آدمها با دلخوری مدیر ورزش می شوند نباید انتظار داشته باشیم جامعه ورزش در راس امور باشد.
* با ورزش میتوان پرچم ایران را در جهان به اهتزاز درآورد
جامعه ورزش ما با تمام اهمیتش در بخش مدیریتی دچار مشکل است .آنجایی که پرچم ما در المپیک و بازیهای جهانی و آسیایی برافراشته میشود، چه انفرادی و چه تیمی، آوازه و شکوهمان به عنوان عامل انسجام ملی و مدیریت کارآمد نظام میتواند در سراسر جهان بازتاب داشته باشد.
اگر تعریف ما از ورزش کشور، بر اساس چشمانداز نظام، کشور و گفتمانی ملی و انقلابی باشد، خوب و مناسب خواهد بود، اما به دلیل اینکه خواسته ما در ورزش با خواسته های غیر ورزشی مخلوط می شود،با نگرش کلان در حوزه ورزش زاویه پیدا میکند و در این صورت کمتر میتوان اهداف و آرمان های اصیل و انقلابی را در ورزش دید.
بحث خصوصی شدن ورزش در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی مطرح شد و از آن زمان 2 دهه میگذرد. از آن زمان قرار بود باشگاهها واگذار شوند و ورزش رنگ خصوصی به خود بگیرد. چرا در این دو دهه چنین رنگی نگرفته؟ زیرا دولتها تصورشان این بود که باشگاه های استقلال و پرسپولیس و برخی تیم های پر طرفدار برای آنها می تواند منافعی در حوزه های اجتماعی داشته باشد. به همین دلیل، منافع باشگاهها در نظر گرفته نمیشود . یعنی خصوصی سازی صورت نمی گیرد. در واقع نفع فوتبال در اداره آن به صورت خصوصی است، اما در طول سالیان گذشته افراد سیاستهای خود را اعمال کرده اند تا از آن نفع سیاسی ببرند.
تا زمانی که قوانین در مجلس به تصویب نرسد و آییننامهها توسط دولت ابلاغ و دستورالعمل نشود، طبیعی است که این صحبتها در مورد خصوصی سازی به سرانجام نمی رسد. آنچه به ما کمک میکند این است که به سمت فرمایش امام (ره) برویم که فرمودند کار مردم را به خودشان بسپاریم. این فرمایشی بود که امام داشتند. رهبر معظم انقلاب هم بر اصل 44 تاکید دارند. علاوه بر این باید در پایان برنامه چهارم ،خصوصی سازی در باشگاهها تحقق می یافت.بحث خصوصی سازی باید در حوزه های مختلف صورت گیرد که یکی از آنها ورزش است. فکر میکنم ورزش از آن جاهایی است که یک بار مضاعف و هزینه مضاعفی برای دولت ایجاد کرده است، به همین جهت با خصوصی شدن ورزش این بار هم برداشته می شود.
به عنوان مثال دولتها باید پولشان را در ورزش عمومی و همگانی به کار ببرند. در قانون اساسی تاکید شده که بهداشت، ورزش و آموزش باید رایگان باشد و این مربوط به ورزش عمومی و همگانی است، اما ما این کار را نمیکنیم و دچار مشکل هستیم.در واقع باید بخش خصوصی، مدیریت ورزش حرفهای را دنبال کند.
* امیدوارم عباسی تاملایمات ورزش را برطرف کند
امیدوارم برادر عزیزم محمد عباسی که مسئولیت ورزش را بر عهده گرفته است با درایت و با نگاه به گذشته که هم پر از خیر و هم ناملایمات است، آنچه خیر است را ادامه دهد و ناملایمات را برطرف کند.
ورزش بستر قابل تعمق برای مردم ما است. مردم ما در مسابقات مختلف با ورزشکار همراه هستند و هنگام مبارزه ورزشکار ایرانی با دیگر کشورها دست به دعا هستند و در سختترین شرایط با آنها همراهی می کنند. حق مردم ما است که از یک ورزش خوب، چه عمومی و چه قهرمانی بهرهمند شوند. امیدوارم آقای عباسی در مدیریت ورزش موفق باشند.
*افتخارآفرینی تراکتور در آسیا، حق مردم آذربایجان است
مردم تبریز و آذربایجان یکی از افتخارات ایران هستند، نمیتوانیم ایران را بدون آذربایجان و آذربایجان را بدون ایران تصور کنیم. ما مردم آذربایجان را در دوران انقلاب و دفاع مقدس با رشادتهایشان میشناسیم.با شهید مدنی و شهیدان باکری و سایر قهرمانان و مردان انقلابی. در مجموع باید بگویم برخی حرفهایی که در مورد جو فوتبالی تبریز زده میشد غیرقابل قبول است. طبیعی است که جامعه انقلابی ما برای خود ملاحظاتی داشته باشد، هر گونه مشکلی با درایت مردم تبریز برطرف می شود.
آنچه مهم است این است که ما قسمت پر لیوان را ببینیم. همه مردم ترکزبان، عاشق انقلاب هستند و انقلاب بدون آنها تعریف نمیشود. هیچوقت انقلاب اسلامی نگران این قسمت از جغرافیای خود نیست و طبیعی است که دشمن تصویری برای خود داشته باشد و استعمار پیر دنبال فتنهگری باشد. اما مردم آذربایجان هیچ گاه اجازه چنین اقداماتی را به دشمنان نمی دهند.
باید بگویم با خرید کارخانه تراکتورسازی توسط بنیاد تعاون سپاه، این باشگاه امروزه با مدیریت سپاه اداره میشود. این تیم سال گذشته جایگاه مناسبی کسب کرده و امسال نیز امیدواریم با آمدن امیر قلعهنویی بتواند به قهرمانی دست پیدا کند. حق مردم آذربایجان است که بتوانند در آسیا افتخار آفرینی کنند.
*قهرمانی تراکتور در لیگ برتر اصلیترین خواسته من است
امیدوارم همانطور که سپاهان و ذوبآهن چند سالی سرلوحه ورزش کشور بودند و جغرافیایشان برای مردم آسیا و جهان در فوتبال معنا پیدا کرد،
برای تراکتورسازی نیز اینگونه باشد. مردم تبریز حقشان است آسیایی شوند. ممکن است توقع مدیران استانی و منطقه ای از تراکتور، فقط رفتن به آسیا باشد اما تاکید بنده بر این است که آسیایی شدن به شرط قهرمانی. یعنی ما به عنوان مدیریت کلان ورزش سپاه که تراکتور را مدیریت میکنیم تنها به آسیایی شدن قائل نیستیم؛ آسیایی شدن فرض دوم ماست. خواسته اول ما قهرمانی است.
امیدوارم امسال تیم مردم تبریز قهرمان کشور شود. آقای قلعهنویی و بازیکنان این قول را به مردم آذریزبان بدهند که هم با قهرمانی مردم ایران را شاد و هم مردم آذربایجان را به خاصه شاد کنند.
ما در فوتبال کشور باید به طور کلی تیم های پر طرفدار را حمایت کنیم. چرا ابومسلم رها شدهاست؟ چرا ابومسلم باید مشکل مالی داشته باشد؟ تیم با سابقهای که 50-40 سال سابقه دارد چرا نباید در لیگ برتر باشد؟ و مردم خوب خراسان از یک تیم خوب فوتبال محروم باشند؟! یا مثلا نساجی قایمشهر.
امیدوارم ابومسلم هم مثل تراکتور با حمایت مردم خوب مشهد به لیگ برتر بازگردد.
* در زمینه سقف قرارداد حقایق را به مردم نمیگوییم، اما آنها حقیقت را میدانند
به طور کلی در فوتبال ایران سقف قرارداد رعایت نشده و تراکتورسازی هم از این مقوله مستثنی نیست. چطور شما انتظار دارید که یک ورزشکار که به طور مثال سال گذشته 700 میلیون گرفته امسال 400 میلیون بگیرد؟ در مورد مربیان هم همینطور.
ما نیازمند مدیرانی هستیم که با شجاعت از مشکلات فوتبال بگویند نه اینکه سخن از ناملایمت ها نگویند تا بتوانیم با واقع گرایی مشکلات فوتبال کشور را حل کنیم. امروز ما در رسانه ها می گوییم که سقف رعایت شده و به هم تبریک میگوییم. فکر هم میکنیم که مردم این حرف را قبول کردند. باید بدانیم که مردم ما باهوش و عاقل هستند و یک تصویر برایشان ایجاد میشود که ما واقعیت ها را نمی گوییم و این بدترین اتفاقی است که در جامعه رخ میدهد.
در مورد تراکتور نیز از مدیران باشگاه این سؤال را داشته باشید، اما به طور کلی یکی از نکات مثبت سازمان لیگ،برگزاری منظم بازیها بوده است. در زمینه سقف قرارداد هم باید بگویم که این مشکل با خصوصی سازی حل خواهد شد.
*یک روز پاس به تهران برمیگردد و دوباره قطب سوم فوتبال ایران میشود
در صحبتی که با آقای احمدی مقدم داشتم به ایشان گفتم که پاس متعلق به نیروی انتظامی و تهران است. ایشان گفتند که پاس به همدان رفته اما من به ایشان عرض کردم، در این اقدام باید بازنگری شود و روزی پاس به تهران باز خواهد گشت.
من هیچ وقت قبل از انقلاب پاسی نبودم، بعد از انقلاب هم طرفدار پاس نبودم اما به عنوان مدیر فوتبالی معتقدم، پاس همواره متعلق به نیروی انتظامی است. این تیم سرمایه فوتبال کشور و تهران، نیروی انتظامی و پاسی ها است. ما نمی توانیم این سرمایه را به جایی واگذار کنیم. این باشگاه با 50 سال قدمت جزیی از تاریخ ورزش و فوتبال کشور است. این بخش از تاریخ را نمی توان حذف کرد.
من مردم همدان را دوست دارم و این به این معنا نیست که مردم همدان تیم نداشته باشند. بلکه همدانی ها هم می توانند از مسیر فوتبالی وارد لیگ برتر شوند.
در این سالها سپاهان توانست نقش خوبی در فوتبال کشور ایفا کند و با مدیریت محمدرضا ساکت و بازیکنان خوبش به اینجا برسد؛ می توان گفت که پاس هم می توانست چنین سر انجامی داشته باشد. امیدوارم پاس به خانه خودش یعنی ورزشگاه شهید دستگردی برگردد. جامعه فوتبال پاس را قطب سوم فوتبال ایران میدانند. شاید وقفهای افتاده باشد اما اعتقاد دارم پاس نقش خود را دوباره در فوتبال کشور ایفا خواهد کرد.
*سکوت بهترین راهکار در خصوص اتفاقات باشگاه استیلآذین است
در مقطع فعلی ،مایل نیستم در مورد استیل آذین حرفی بزنم و بهترین روش برای بازگویی اتفاقات فصل گذشته در این باشگاه سکوت است. اطمینان دارم گذشت زمان همه چیز را در مورد حضورم در استیل آذین و مدیریتم در این باشگاه را روشن خواهد کرد.
*مدیریت فوتبال ایران نیازمند تحول اساسی است
در حال حاضر صحبت کردن درباره انتخابات فدراسیون فوتبال زود است، اما به طور کلی باید بگویم مدیریت فوتبال ما نیاز به تحول اساسی دارد.
مصطفی آجورلو رئیس تربیت بدنی سپاه و مدیرعامل پیشین باشگاههای پاس تهران و استیل آذین به سکوت یک سالهاش پایان بخشید و بخشی از ناگفتههایش را بیان کرد.
گفتوگوی فارس با مصطفی آجورلو را در زیر میخوانید:
* اخلاق ورزشی در ایران بهتر از دیگر کشورهاست
در مورد بحث ورزش باید بگویم وضعیت اخلاق ورزشی در کشور ما بسیار بهتر از دیگر کشورهاست. از آن رو که مردم ایران پایبند به دین اسلام هستند و همواره، همراه ارزشهای انقلاب و اسلام هستند و همیشه روحیه پهلوانی و جوانمردی به عنوان خصلت ایرانیان مسلمان محسوب میشود، طبیعی است اخلاق ورزشکار مسلمان ایرانی باید برجسته باشد. به نسبت خودمان باید تلاش بیشتری کنیم که اگر بداخلاقیهایی وجود دارد آنها را مرتفع کنیم.
به قول حضرت امام خمینی (ره) ورزش هدف نیست،ْ وسیلهای برای تعالی است. اگر وضعیت کنونی ورزش را با این سخن امام انطباق دهیم، میبینم که فاصله زیادی با اخلاقی که ما را به تعالی برساند وجود دارد و همچنین با توصیه های مقام معظم رهبری که فرمودند ورزش دروازه صدور معنویتهاست، ورزش امر به معروف و عمل صالح است هم وضعیت فعلی ورزش ما فاصله دارد. وقتی به این فرمایشات دقت میکنیم در مییابیم که باید همچنان به سمت جلو در عرصه اخلاق ورزشی حرکت کنیم چرا که مسئولیت ما در این حوزه بیشتر از سایر کشور هاست.
البته در مجموع باید بگویم که جامعه ورزش کشور ما نسبت به کشورهای دیگر ورزشکاران و مربیان و مسئولان خوبی دارد.
*مدیری معتقد بود جوانها در استادیومها فحاشی کنند تا تخلیه شوند
حضرت امام(ره) فرمودند: ورزش 2 جنبه دارد. یکی بعد جسمانی و بعد دیگر، بعد روحانی. پس بنده فکر میکنم ما نباید مسئولیت اخلاق را فقط از ورزشکاران بخواهیم. ما در ورزش کشور آنچه کاشتهایم را درو میکنیم. در واقع پاسخگوی اصلی در این چالش، مدیران ورزش کشور هستند که به این امر کم توجه بودند و در واقع به بعد روحانی ورزش کم توجه شده است. با اینکه این افراد خودشان انسانهایی انقلابی و ارزشی بودند. هر کدام از این مدیران در شرایط خاصی و با ملاحظات خاصی انتخاب شدند اما اینکه چرا ما دچار چالش های فراوان در ورزش هستیم، علتش این است که این افراد تعریفشان از اخلاق و آنچه که در ذهن دارند و باورشان بر این نبوده که ورزش این کاربرد را دارد که به ترویج اخلاق در جامعه کمک می کند. متاسفانه این باور به صورت جدی وجود نداشته و اگر هم وجود داشته تاثیرش را در عرصه عینی و عملی ندیده ایم.
به عنوان مثال مدیر یک باشگاه روزی به من گفت که نظام به من مسئولیت داده تا جوانهای مردم را به استادیوم ببریم تا 2 ساعت به طرفداران و مربیان و بازیکنان حریف هر چه دلشان خواست بگویند که وقتی وارد جامعه میشوند از نظر روانی تخلیه شده باشند. بنده هم پاسخ دادم که منظور شما از نظام چیست؟ چه فردی است؟ چه کسی این مسئولیت خطیر را به شما داده است؟ اگر اسم آن فرد را بدانم به او می گویم که این فقط باور شماست که آن را از جانب نظام مطرح میکنی. چه زمانی خواسته نظام از تماشاچی فوتبال این بوده که فحاشی کنند تا تخلیه شوند و بعد به جامعه آسیب نزنند؟ این نوع نگرش ها واقعا ظلم به نظام است. چرا که در سطوح مختلف نظام، نوع نگاه به ورزش از جنس وسیله ای ایجابی و برای رسیدن به تعالی است نه ابزار سلبی.
*اکثر مدیران ورزشی ما دیندار هستند، اما باورهای غلطی از ورزش دارند
اکثر مدیران ما ،انقلابی و دیندار هستند، اما پندار و باور نادرست در حوزه مدیریت ورزش دارند و آنچه تصویر غلط خودشان است را از زبان نظام ارائه میکنند.
وقتی با این مدیران میخواهیم جامعه ورزش را بسازیم، طبیعی است که برداشتمان، برداشتی که موردنظر نظام و مردم باشد، نیست.
فلان مدیری که در دوران مسئولیت خود در سالیان گذشته درگیر این است که گاو یا شتری زیر پای او بکشند و از این امر ناراحت نمیشود، چطور میتواند با عمق جامعه که جوانانند و در فرآیند ورزش دنبال موفقیت هستند، ارتباط برقرار کند؟ این مدیر حتما انقلابی و مسلمان است اما واقعا یک فرد با چنین نگرشی میتواند مدیر ورزش باشد؟ مسلما نمیتواند.
چنین فردی در خودش مانده چرا که نتوانسته از خودش بگذرد. طبیعی است که چنین فردی جامعه ورزش کشور را به سمتی برده که به هیچ وجه با خواسته های نظام و مردم هماهنگ نیست. اما میتوان گفت با زراعتی که در دهه 60، 70 و 80 در حوزه ورزش انجام دادیم بعد از سالها این برداشتی است که امروز مورد اعتماد جامعه
نمی باشد.
* برای رسیدن به راهکار مناسب باید از سیاسی شدن ورزش بپرهیزیم
برای رسیدن به راهکار باید از سیاسی شدن ورزش بپرهیزیم. این بدین معنا نیست که مدیران سیاسی به ورزش نیایند بلکه بدین معنی است که ورزش نباید ابزار سیاست شود. یکی از مشکلات اساسی کشور ما در سالیان گذشته این بوده که افرادی که نتوانسته اند به سایر مسئولیت ها بروند وارد ورزش شده اند.
این یک فرآیند در طول دولت های مختلف بوده، در حالیکه قوی ترین افراد باید به ورزش بیایند و با میل خودشان هم بیایند چرا که ورزش یک حوزه مهم و حیاتی برای کشور است. هنگامی که افراد با اوقات تلخی و ناراحتی وارد ورزش می شوند طبیعتا نمی توانند تحولات بزرگ بیافرینند. متاسفانه جامعه ورزش ما هم خودباختگی دارد و به این صورت است که وقتی فردی میآید، همه دور او جمع میشوند و رویکرد توصیه، انتقاد و حمایت را تبدیل به تعریف و تمجید صرف می کنند.
این رویکرد جامعه ورزش، چنین مدیرانی را به مسیر غلط هدایت میکند و ما فرآیند آن را پس از سالها میبینیم که هنوز نتوانستهایم به نتیجه نهایی و مطلوب دست یابیم . چرا که هر دوره مدیریتی دارای آرمان و هدف خاصی بوده و در هر دوره ،ذوق و علاقه شخصی مدیران حاکم بوده که ارتباطی چندانی به چشمانداز کلی نظام در مدیریت ورزش نداشته. جذابیت های ورزش هم نهایتا باعث می شود جدا از اینکه این دوستان رئیس ورزش هستند، رئیس کمیته ملی المپیک نیز باشند، رئیس مثلا کشتی و فوتبال هم باشند. فردی که قصد نداشت وارد ورزش شود حالا میبیند که چه فرصتهای مناسبی وجود دارد. حتی می بینم برخی از دوستان مدیر ورزش نامزد ریاست جمهوری هم می شوند.
این نشان میدهد این افراد به ورزش دیگر فقط ورزشی نگاه نمی کنند، به همین دلیل وقتی ورزش سیاسی شد این افراد، ورزش را پلکانی برای رسیدن به اهداف سیاسی تعریف می کنند. این موضوع متاسفانه همواره گریبانگیر ورزش بوده است.
همه اهداف یک سازمان ورزشی باید این باشد که گام های بلند برای تحول فارغ از نگرش های سیاسی بردارد. تا وقتی که ورزش ما سیاسی است و آدمها با دلخوری مدیر ورزش می شوند نباید انتظار داشته باشیم جامعه ورزش در راس امور باشد.
* با ورزش میتوان پرچم ایران را در جهان به اهتزاز درآورد
جامعه ورزش ما با تمام اهمیتش در بخش مدیریتی دچار مشکل است .آنجایی که پرچم ما در المپیک و بازیهای جهانی و آسیایی برافراشته میشود، چه انفرادی و چه تیمی، آوازه و شکوهمان به عنوان عامل انسجام ملی و مدیریت کارآمد نظام میتواند در سراسر جهان بازتاب داشته باشد.
اگر تعریف ما از ورزش کشور، بر اساس چشمانداز نظام، کشور و گفتمانی ملی و انقلابی باشد، خوب و مناسب خواهد بود، اما به دلیل اینکه خواسته ما در ورزش با خواسته های غیر ورزشی مخلوط می شود،با نگرش کلان در حوزه ورزش زاویه پیدا میکند و در این صورت کمتر میتوان اهداف و آرمان های اصیل و انقلابی را در ورزش دید.
بحث خصوصی شدن ورزش در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی مطرح شد و از آن زمان 2 دهه میگذرد. از آن زمان قرار بود باشگاهها واگذار شوند و ورزش رنگ خصوصی به خود بگیرد. چرا در این دو دهه چنین رنگی نگرفته؟ زیرا دولتها تصورشان این بود که باشگاه های استقلال و پرسپولیس و برخی تیم های پر طرفدار برای آنها می تواند منافعی در حوزه های اجتماعی داشته باشد. به همین دلیل، منافع باشگاهها در نظر گرفته نمیشود . یعنی خصوصی سازی صورت نمی گیرد. در واقع نفع فوتبال در اداره آن به صورت خصوصی است، اما در طول سالیان گذشته افراد سیاستهای خود را اعمال کرده اند تا از آن نفع سیاسی ببرند.
تا زمانی که قوانین در مجلس به تصویب نرسد و آییننامهها توسط دولت ابلاغ و دستورالعمل نشود، طبیعی است که این صحبتها در مورد خصوصی سازی به سرانجام نمی رسد. آنچه به ما کمک میکند این است که به سمت فرمایش امام (ره) برویم که فرمودند کار مردم را به خودشان بسپاریم. این فرمایشی بود که امام داشتند. رهبر معظم انقلاب هم بر اصل 44 تاکید دارند. علاوه بر این باید در پایان برنامه چهارم ،خصوصی سازی در باشگاهها تحقق می یافت.بحث خصوصی سازی باید در حوزه های مختلف صورت گیرد که یکی از آنها ورزش است. فکر میکنم ورزش از آن جاهایی است که یک بار مضاعف و هزینه مضاعفی برای دولت ایجاد کرده است، به همین جهت با خصوصی شدن ورزش این بار هم برداشته می شود.
به عنوان مثال دولتها باید پولشان را در ورزش عمومی و همگانی به کار ببرند. در قانون اساسی تاکید شده که بهداشت، ورزش و آموزش باید رایگان باشد و این مربوط به ورزش عمومی و همگانی است، اما ما این کار را نمیکنیم و دچار مشکل هستیم.در واقع باید بخش خصوصی، مدیریت ورزش حرفهای را دنبال کند.
* امیدوارم عباسی تاملایمات ورزش را برطرف کند
امیدوارم برادر عزیزم محمد عباسی که مسئولیت ورزش را بر عهده گرفته است با درایت و با نگاه به گذشته که هم پر از خیر و هم ناملایمات است، آنچه خیر است را ادامه دهد و ناملایمات را برطرف کند.
ورزش بستر قابل تعمق برای مردم ما است. مردم ما در مسابقات مختلف با ورزشکار همراه هستند و هنگام مبارزه ورزشکار ایرانی با دیگر کشورها دست به دعا هستند و در سختترین شرایط با آنها همراهی می کنند. حق مردم ما است که از یک ورزش خوب، چه عمومی و چه قهرمانی بهرهمند شوند. امیدوارم آقای عباسی در مدیریت ورزش موفق باشند.
*افتخارآفرینی تراکتور در آسیا، حق مردم آذربایجان است
مردم تبریز و آذربایجان یکی از افتخارات ایران هستند، نمیتوانیم ایران را بدون آذربایجان و آذربایجان را بدون ایران تصور کنیم. ما مردم آذربایجان را در دوران انقلاب و دفاع مقدس با رشادتهایشان میشناسیم.با شهید مدنی و شهیدان باکری و سایر قهرمانان و مردان انقلابی. در مجموع باید بگویم برخی حرفهایی که در مورد جو فوتبالی تبریز زده میشد غیرقابل قبول است. طبیعی است که جامعه انقلابی ما برای خود ملاحظاتی داشته باشد، هر گونه مشکلی با درایت مردم تبریز برطرف می شود.
آنچه مهم است این است که ما قسمت پر لیوان را ببینیم. همه مردم ترکزبان، عاشق انقلاب هستند و انقلاب بدون آنها تعریف نمیشود. هیچوقت انقلاب اسلامی نگران این قسمت از جغرافیای خود نیست و طبیعی است که دشمن تصویری برای خود داشته باشد و استعمار پیر دنبال فتنهگری باشد. اما مردم آذربایجان هیچ گاه اجازه چنین اقداماتی را به دشمنان نمی دهند.
باید بگویم با خرید کارخانه تراکتورسازی توسط بنیاد تعاون سپاه، این باشگاه امروزه با مدیریت سپاه اداره میشود. این تیم سال گذشته جایگاه مناسبی کسب کرده و امسال نیز امیدواریم با آمدن امیر قلعهنویی بتواند به قهرمانی دست پیدا کند. حق مردم آذربایجان است که بتوانند در آسیا افتخار آفرینی کنند.
*قهرمانی تراکتور در لیگ برتر اصلیترین خواسته من است
امیدوارم همانطور که سپاهان و ذوبآهن چند سالی سرلوحه ورزش کشور بودند و جغرافیایشان برای مردم آسیا و جهان در فوتبال معنا پیدا کرد،
برای تراکتورسازی نیز اینگونه باشد. مردم تبریز حقشان است آسیایی شوند. ممکن است توقع مدیران استانی و منطقه ای از تراکتور، فقط رفتن به آسیا باشد اما تاکید بنده بر این است که آسیایی شدن به شرط قهرمانی. یعنی ما به عنوان مدیریت کلان ورزش سپاه که تراکتور را مدیریت میکنیم تنها به آسیایی شدن قائل نیستیم؛ آسیایی شدن فرض دوم ماست. خواسته اول ما قهرمانی است.
امیدوارم امسال تیم مردم تبریز قهرمان کشور شود. آقای قلعهنویی و بازیکنان این قول را به مردم آذریزبان بدهند که هم با قهرمانی مردم ایران را شاد و هم مردم آذربایجان را به خاصه شاد کنند.
ما در فوتبال کشور باید به طور کلی تیم های پر طرفدار را حمایت کنیم. چرا ابومسلم رها شدهاست؟ چرا ابومسلم باید مشکل مالی داشته باشد؟ تیم با سابقهای که 50-40 سال سابقه دارد چرا نباید در لیگ برتر باشد؟ و مردم خوب خراسان از یک تیم خوب فوتبال محروم باشند؟! یا مثلا نساجی قایمشهر.
امیدوارم ابومسلم هم مثل تراکتور با حمایت مردم خوب مشهد به لیگ برتر بازگردد.
* در زمینه سقف قرارداد حقایق را به مردم نمیگوییم، اما آنها حقیقت را میدانند
به طور کلی در فوتبال ایران سقف قرارداد رعایت نشده و تراکتورسازی هم از این مقوله مستثنی نیست. چطور شما انتظار دارید که یک ورزشکار که به طور مثال سال گذشته 700 میلیون گرفته امسال 400 میلیون بگیرد؟ در مورد مربیان هم همینطور.
ما نیازمند مدیرانی هستیم که با شجاعت از مشکلات فوتبال بگویند نه اینکه سخن از ناملایمت ها نگویند تا بتوانیم با واقع گرایی مشکلات فوتبال کشور را حل کنیم. امروز ما در رسانه ها می گوییم که سقف رعایت شده و به هم تبریک میگوییم. فکر هم میکنیم که مردم این حرف را قبول کردند. باید بدانیم که مردم ما باهوش و عاقل هستند و یک تصویر برایشان ایجاد میشود که ما واقعیت ها را نمی گوییم و این بدترین اتفاقی است که در جامعه رخ میدهد.
در مورد تراکتور نیز از مدیران باشگاه این سؤال را داشته باشید، اما به طور کلی یکی از نکات مثبت سازمان لیگ،برگزاری منظم بازیها بوده است. در زمینه سقف قرارداد هم باید بگویم که این مشکل با خصوصی سازی حل خواهد شد.
*یک روز پاس به تهران برمیگردد و دوباره قطب سوم فوتبال ایران میشود
در صحبتی که با آقای احمدی مقدم داشتم به ایشان گفتم که پاس متعلق به نیروی انتظامی و تهران است. ایشان گفتند که پاس به همدان رفته اما من به ایشان عرض کردم، در این اقدام باید بازنگری شود و روزی پاس به تهران باز خواهد گشت.
من هیچ وقت قبل از انقلاب پاسی نبودم، بعد از انقلاب هم طرفدار پاس نبودم اما به عنوان مدیر فوتبالی معتقدم، پاس همواره متعلق به نیروی انتظامی است. این تیم سرمایه فوتبال کشور و تهران، نیروی انتظامی و پاسی ها است. ما نمی توانیم این سرمایه را به جایی واگذار کنیم. این باشگاه با 50 سال قدمت جزیی از تاریخ ورزش و فوتبال کشور است. این بخش از تاریخ را نمی توان حذف کرد.
من مردم همدان را دوست دارم و این به این معنا نیست که مردم همدان تیم نداشته باشند. بلکه همدانی ها هم می توانند از مسیر فوتبالی وارد لیگ برتر شوند.
در این سالها سپاهان توانست نقش خوبی در فوتبال کشور ایفا کند و با مدیریت محمدرضا ساکت و بازیکنان خوبش به اینجا برسد؛ می توان گفت که پاس هم می توانست چنین سر انجامی داشته باشد. امیدوارم پاس به خانه خودش یعنی ورزشگاه شهید دستگردی برگردد. جامعه فوتبال پاس را قطب سوم فوتبال ایران میدانند. شاید وقفهای افتاده باشد اما اعتقاد دارم پاس نقش خود را دوباره در فوتبال کشور ایفا خواهد کرد.
*سکوت بهترین راهکار در خصوص اتفاقات باشگاه استیلآذین است
در مقطع فعلی ،مایل نیستم در مورد استیل آذین حرفی بزنم و بهترین روش برای بازگویی اتفاقات فصل گذشته در این باشگاه سکوت است. اطمینان دارم گذشت زمان همه چیز را در مورد حضورم در استیل آذین و مدیریتم در این باشگاه را روشن خواهد کرد.
*مدیریت فوتبال ایران نیازمند تحول اساسی است
در حال حاضر صحبت کردن درباره انتخابات فدراسیون فوتبال زود است، اما به طور کلی باید بگویم مدیریت فوتبال ما نیاز به تحول اساسی دارد.
تاریخ: 1390/6/14
موضوع: فوتبال
نظر: 0
















