برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

اختصاصی90/کشتی نشستگانیم!

90: این داستان قدیمی را همه شنیده و خوانده‌اند که آن مسافر کشتی میخ و چکشی بر دست گرفته بود و کشتی را سوراخ می‌کرد و وقتی که با اعتراض عده‌ای مواجه شد گفت به شما ارتباطی ندارد و دارم جای خودم را سوراخ می‌کنم و سرانجام به واسطه سکوت و انفعال دیگران همان سوراخ کشتی و مسافرانش را غرق کرد و به کام مرگ فرو برد...

کامران احمدپور

 

داستان محیط‌زیست ایران هم حکایت همین کشتی است که با این تفاوت که به جای یک نفر بیشتر کشتی نشستگان میخ و چکشی به دست گرفته‌اند و هر کسی جای خود را سوراخ می‌کند! البته خوشبختانه در این میان بین دولت و ملت وفاق و همدلی عجیبی برای نابودی محیط‌زیست وجود دارد و البته به نظر می‌رسد دولت نهم و دهم در این زمینه ده برابر دولت‌های قبلی زحمت کشیده‌اند! البته با نتایج زیست‌محیطی مرگ رودخانه زرجوب، خشک شدن زاینده‌رود، خشک شدن و نابودی چندین تالاب و دریاچه مثل هامون و پریشان... دیگر خیلی قدیمی شده‌اند و سوژه‌های امروز نابودی دریاچه ارومیه، جنگل‌های حوزه زاگرس، سد گتوند و نابودی کشاورزی خوزستان و از این دست مسائل است.

من می‌خواهم در اینجا به دولت و ملت به خاطر این همه وفاق و یکپارچگی در نابودی منابع طبیعی، جنگل‌ها، رودخانه‌ها، دریاچه‌ها و غیره تبریک بگویم.یادم می‌آید چند ماه پیش وقتی که تخریب جنگل آن هم شیب کوه را به خاطر پروژه آبرسانی از چالوس به آمل را دیدم که چگونه ناشیانه و وحشیانه جنگل‌های آن منطقه را تخریب کرده‌اند، دلم به درد آمد و از چند هموطن شمالی که آنجا بودند خواستم صدای اعتراض خود را به گوش مسئولان شهری برسانند. می‌دانید جواب آن هموطن چه بود؟ بهتر! بگذارید جنگل‌ها را خراب کنند. این طوری خیلی بهتر است چون به نفع کشاورزان می‌شود و به جای این همه جنگل و دار و درخت ما هم چشم‌انداز کوه را می‌بینیم! من خیلی متاسفم که یک مازندرانی و گیلانی هنوز نمی‌دانند این جنگل‌های هیرکانی در دنیا کمیاب است و فقط ایران و چند کشور اروپایی از این موهبت خدادادی برخوردار هستند. من فکر می‌کنم ما لیاقت این را نداریم که خدا در ایران بیش از ده هزار گونه گیاهی در دامان طبیعت ایران قرار داده اما در کل قاره اروپا تنها 3 هزار نوع! البته این تخریب‌ها و نابودی‌ها فقط مختص به شمال کشور نیست بلکه از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب همگی در حال نابود کردن هستیم و عزممان را جزم کرده‌ایم که سومالی دیگری باشیم. در بسیاری از شهرها نیز شهرداران و مدیران استانی به راحتی بولدوزرها را به جان باغ‌ها و جنگل‌های دست کاشت می‌‌اندازند که سال‌ها برای آنها آب و سرمایه و بیت‌المال این مملکت هزینه شده است! برای مثال در همین تهران خودمان یکدهه پیش در بزرگراه آزادگان درخت کاشتند، میلیاردها تومان هزینه کارگر و آبیاری کردند، میلیاردها لیتر آب صرف آبیاری کردند و بعد از چند سال که درختان بزرگ شدند و تازه صفایی به این بزرگراه داده بودند بولدوزرها به جان آنها افتادند و گفتند «هری به سلامت!» یادمان باشد سومالی و اتیوپی و... هم روزگاری صاحب جنگل و رودخانه و... بودند و این خلق را جهلشان بر باد داد!

 

تاریخ: 1390/6/15
کلمات کلیدی: ،
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: