برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

گروه 4 و این سوال؛این 4 نفرخیانت می‌کنند؟

کریمی تا امروز جورکش بازیکنان ضعیف قرمزها بوده است



مهدی طاهرخانی/خبرگزاری پارس فوتبال دات کام

1-آنچه در بازی پرسپولیس و ذوب آهن در فولاد شهر روی داد در ظاهر یک تساوی،یک بازی جذاب، یکی دو اشتباه داوری و چند چیز دیگر بود اما یک اتفاق در بطن قرمزها  نهان بود که سرانجام بعد از شش هفته خودش را نشان داد؛ بازی هدفدار،با حوصله،با چشمان باز و هوشمندانه.اگرچه گل دوم آنها از روی یک سانتر و توپ بلند زده شد اما همان سانتر هم با چشمان باز بادامکی فرستاده شد و ارتباطی به آن "سانترهای شوت" و بی حاصل  نداشت که گویا این روزها ابراهیم شکوری آن را تز دکترایش در بک چپ قرار داده است.گزارشگر اصفهان که دقیقا شباهت فراوانی به دیگر گزارشگران شهرستان ها دارد با وجود اینکه از گل های تیم شهرش به وجد می آمد و گل های سرخ را به گونه دیگری شرح می داد اما نتوانست اقرار نکند که پرسپولیس از میزبانش بهتر بازی کرد حتی همان زمانی که گل دوم را خورد، نود درصد جذابیت بازی وامدار بازی نترس شاگردان استیلی بود.نیمه پر لیوان می گوید یک امتیاز در اصفهان از ذوب آهن چندان بد نیست،بازی پیش داربی را بدون تلفات مهم تمام کردن هم اتفاق  خوبی می تواند باشد،بازی روان پرسپولیس هم دست کم ته دل هواداران  این تیم را گرم کرده است بنابراین به نظر می رسد تماشاگران پرسپولیس شب جمعه،کمتر اذیت شدند.اما هنوز چند گره دیده می شود که اگر به موقع همانند مشکلات قبلی باز نشود شاید چند قربانی بگیرد که نخستین آنها صندلی حمید استیلی است.

2- وجه مشترک این بازیکنان در چیست؛ابراهیم شکوری،محمد نوری، غلام رضا رضایی و امیرحسین فشنگچی.این 4 مرد همگی به بدترین شکل ممکن افت کرده اند و دیگر نقطه اشتراک آنها در این است که جزء نزدیک ترین بازیکنان به سرمربی سابق پرسپولیس هستند.حتی در روزهای ابتدایی که دایی در تمرینات راه آهن حاضر شد آنها به محض دیدن مردی که آنها به واسطه او به پرسپولیس آمدند، دایی را در آغوش کشیدند و همگی سلامی گرم با او داشتند.مسلما این بازیکنان می دانستند با وجود درگیری شدید دایی و کاشانی، شاید این در آغوش کشیدن ها چندان از سوی باشگاه خوشایند نباشد اما آنها یک نکته دیگر را هم می دانند که دایی حالا حالاها در این فوتبال از اعتبار و جایگاه  ویژه برخوردار است و هیچ بعید نیست چند سال  بعد  مجددا سرمربی تیم ملی شود یا یک تیم بزرگ لیگی و یا هر قله دیگری که در این فوتبال وجود دارد.نگاه بدبینانه می گوید این بازیکنان آنچنان که می بایست در خدمت تیم باشند نیستند مثل همین بازی با ذوب آهن که نوری و رضایی چند موقعیت منحصر بفرد را  عوض طاق دروازه روانه زاینده رود بی آب کردند.فشنگچی پس از ورودش به زمین  یکی از بدترین بازیکنان زمین بود و در صحنه گل دوم عوض اینکه بازیکن گلزن ذوب را در پرس قرار دهد ترجیح داد نیم تنه اش را به بازیکن حریف نزدیک کند تا اینکه خودش را مقابل توپ و دروازه قرار دهد.در همان صحنه شکوری آفساید را پر کرده  بود وگرنه توپ ارسالی ماهینی به هوگو ماچادو در منطقه آفساید به این بازیکن پرتغالی می رسید.اما این نگاه بدبینانه ،مختص کسانی است که "توهم توطئه" دارند.قطعا کسی باور ندارد این بازیکنان از روی عمد خوب بازی نمی کنند بغیر از شکوری (که اصلا مشخص نیست چکونه توانسته به پرسپولیس نزدیک شود) سه بازیکن فوق از آماده های فصل قبل بودند که در هفته های ابتدایی لیگ دهم فقط اینان گلزنان پرسپولیس بودند .اما افت آنها منجر به باخت های سریالی دایی شد.بنابراین می توان گفت وجه اشتراک این بازیکنان  تنها  در این است که فعلا آماده نیستند اما مشخص نیست چرا با این برچسب خطرناکی که حوالی شان پرسه می زند و آماده چسبیدن با قدرت بالاست، چرا بعد از شش هفته همانند "تیم "نمی خواهند دست کم، کمی بهتر شوند.

3-هر کسی می خواهد  از بدشانسی حمید استیلی فکت بیاورد، به دیدار فصل قبل شاهین بوشهر و استقلال در آزادی اشاره می کند؛ دو مصافی که شاهین در تهران،هرکاری با استقلال کرد جز گل زدن و پیروز شدن. حالا گویا این ویروس از بوشهر به تهران آمده و بلای جان پرسپولیس شده.علی کریمی  درون رختکن فریاد می زند جان می کنیم تا گل بزنیم اما با اولین حمله  نصفه و نیمه گل  می خوریم.اینکه چرا پرسپولیس سخت گل می زند کاملا دلیل فردی و فنی دارد؛ نبود یک مهاجم شبیه مجیدی 35 ساله که همان توپ اول را گل می کند و تکلیف تیمش را روشن. با این وجود استیلی مهاجم ترین بازیکن تیمش که صرفا تخصص  گلزنی دارد را همچنان روی نیمکت کنار خودش می نشاند.اگرچه  هاشمیان هفته ها از ناحبه دست مصدوم بود اما در بازی با ذوب  می توانست لااقل یک نیمه بازی کند.یکی از آن توپ هایی که غلامرضا رضایی، محمد نوری و  حمید علی عسگری و فشنگچی نفله کردند اگر گیر یک مهاجم شبیه هاشمیان می آمد شاید دیگر جان کندن برای گل زدن  لازم نبود.چه اتفاقی در تمرینات پرسپولیس می افتد مهم نیست،فقط آنچه همه می بینند حضور مهاجمانی است که باید  ده توپ گیرشان بیاید شاید یکی را به بدن دروازبان بکوبند.نوع باز ی پرسپولیس در روز بازی با نفت نشان داد اگر یکی مثل کاظمیان موقعیت سوزی نکند هت تریک چندان برایش سخت نیست.پرسپولیس حالا بهتر بازی می کند اما همچنان  با جان کندن گل می زند اگر دل به این خوش کرده اند که نوری و رضایی  گلزنی یادشان بیاید شاید زمان زیادی را قمار کنند .اما برسیم به آسان گل خوردن .در این باره یک انسان نیمه بینا هم قادر به حدس مشکل است.در فوتبال نتیجه گرا فاصله  نوک عرش و زیر فرش در وجود یک دروازبان تقریبا مطمئن است.در هفته پنجم مهدی رحمتی یک پنالتی در اهواز گرفت، چند موقعیت خوب را خوب مهار کرد و سپس وقتی فولاد نا امید شد آبی ها دو گل دیگر زدند تا تیترهای حماسی فردایش مختص استقلال  برنده باشد. اما در پرسپولیس دو دروازبان  وجود دارد که مطمئنا نمی توانید بدتر بودن یکی از دیگری را به این سادگی ها تشخیص دهید.حقیقی آنقدر گل مفت خورد که پرسپولیس به رتبه هفدهم هم سرک کشید سپس معمار زاده جای او را گرفت و چنان گل هایی این یکی خورد که همه دلشان برای حقیقی زود تنگ شد . شاید گل دوم ذوب آهن را دروازبانی  هم مثل رحمتی می خورد اما گل اول  تقریبا یک شاهکار بود از میثاق که بدجوری حقیقی را برای حضور در داربی امیدوار کرد.همیشه دنبال مقصر گشتن آسان ترین کار ممکن است اما اگرهر چه خوشبین هم باشید و بخواهید فقط خوبی ها را ببینید نمی توانید از وضعیت دروازبان های پرسپولیس  راضی باشید. دوباره و چندباره گل اسماعیل فرهادی به معمارزاده را نگاه کنید؛ متوجه شباهت آن با گل هایی که غلامپور در قطر 93 می خورد، شدید؟ گویا حمید استیلی همچنان بد شانس است.

تاریخ: 1390/6/18
موضوع: فوتبال
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: