جام جهانی رویا نیست، جای ماست
جمشید اکبری / خبرگزاری پارس فوتبال
ایران-قطر برایم جذابیت داشت. اهمیت هم داشت. پس از مدت ها بازی تیم ملی فوتبال کشورمان را در استادیومی عربی دیدم؛ از همان هایی که صندلی هایشان یکدست سفید و مرتبند(و مانیز تمام این و آن سال ها به یکدیگر می گوییم و می گفتیم –و خدای ناکرده خواهیم گفت-: نگاه کن! عجب ورزشگاهی ساخته اند!)؛ که اگر به طنز نگاهی به آنها بیافکنیم، انسان های نشسته بر آن صندلی ها نیز یکدست سفید پوشند. نمی دانم آنها چقدر به فوتبال اهمیت می دهند و چقدر دلشان جام جهانی می خواهد، خصوصاً حالا که رسوا شده اند که میزبانی را با رشوه خریده اند! اما می دانم ما عاشقیم، ما حتی پس از این سالهای رکود و قهر، باز هم دلمان می تپد و نمی خواهیم باز هم جایمان خالی باشد.
میدان هایی نظیر جام جهانی و المپیک، جولانگاه کشورهای در حال توسعه اند. در روزگاری که دنیا مسیر جهانی سازی (Globalization) را می پیماید و فاصله های فرهنگی روز به روز کمتر می شوند، بهترین مکان برای نمایش خواستگاه فرهنگی و تمایلات جهانیِ یک ملت، عرصه های هنری و ورزشی اند که بی شک بیشترین مخاطبان را جذب خود می کنند...وای که چقدر دوست داشتیم در آفریقای جنوبی بودیم!
در جام جهانی باید باشیم، همین و بس. باید باشیم و نه تنها فوتبال که بسیاری از دارایی هایمان را نمایش دهیم، این که بی شک از بزرگترین فرهنگ های دنیا هستیم، اینکه –با همه ی ناملایماتی که در تاریخ بر ما رفته است- از متّحدترین ملل هستیم و در عین حال آغوش دوستی و مهرِمان همواره به روی همه ی ملّت ها باز است. اینکه نام "ایران" را باز هم به عنوان یک "دوست" بر زبان ها بیافکنیم و یادآوری کنیم که ما همان مردمان صلح طلبیم.
جام جهانی فوتبال رویا نیست، جای ماست. باید به آن برسیم، خصوصاً امسال که راه کمی ساده تر شده است. ما پول نداریم (یا اگر داریم، خرجِ خریدن جام جهانی نمی کنیم). ما شرافتمندانه جهانی می شویم. به قول شاعر از دست رفته مان، فریدون مشیری:
من اینجا روزی آخر از دلِ این خاک با دست تهی گل بر می افشانم.
















