برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

اختصاصی90/امیر پاشا جنگ را در رختکن مغلوبه کرد

90: پرویز بازی را کی باخت؟ دقیقه 83؟ روی سومین ارسال پر آشوب آشوبی؟ روی ضربه خلاص آن خارجی خوش‌استیل؟ نه. پرویز از دقیقه 45 بازی را باخته بود. از آغاز نیمه دوم. از لحظه‌ای که روی نیمکت نشست. نشست کرد. دیگر کمر راست نکرد. نشست به نظاره. به تماشای ژنرال. به تماشای امیر پاشا...

شکست پرویز رازآلود بود اما. پر ابهام و پر سئوال. مگر می‌شود تیمت، پیش چشمت، عنقریب، جنگ بزرگ را ببازد و تو تکان نخوری.عنقریب، صدر را ببازد و تو فقط نگاه کنی. عنقریب، همه چیز را ببازد و تو فقط لب بگزی. امیر، کنارت، چند قدم آن طرف‌تر، پرپر بزند، همپای سربازانش بدود، عرق بریزد، آب بنوشد، فریاد بزند، هوار بکشد، بالا برود، پایین بیاید و تو... روی نیمکت صم و بکم. بنشینی و هی آشوبی بفرستد و هی رحمتی بخورد. هی آشوبی بفرستد و هی رحمتی بخورد. و تو فقط نگاه... راز پرویز چه بود؟ در رختکن بر او و بر استقلال چه گذشت؟ میان آن دو نیمه متفاوت بر او و بر استقلال چه گذشت؟ کسی می‌داند؟

*   *   *

خطای پرویز از همان آغاز بود. از همان ثانیه صفر. از ترکیب اول.از احتیاط او. امیر تیمش را در خانه استقلال، در قلعه آبی، در زمین صدرنشین با دو مهاجم نوک به میدان فرستاد. پرویز اما در خانه، پیش چشم آن همه هوادار به فرهاد قناعت کرد و بس. 48 دقیقه تمام میلاد، این گرگ گرسنه را کنار خود نشاند. 72 دقیقه تمام آرش، این اسب سرکش را کنار دست خود نشاند. این دو مهاجم تشنه را پوساند. با احتیاطش. با ترسش. با... پرویز همان جا دست‌ها را بالا برد. در ثانیه صفر. همانجا به امیر تعظیم کرد. به شجاعت امیر پاشا...

*   *   *

این اما همه خبط و خطاهای پرویز نبود. او 90 دقیقه تمام سایه جاسم کرار را دید و به روح او احترام گذاشت! او 90 دقیقه تمام تیمش را ده نفره دید و دست به برگه تعویض نبرد. جنازه جاسم را دید و او را تحمل کرد. مگر می‌شود ده نفره، لشکر ژنرال را برد؟!

*   *   *

کلوزآپ پایانی تصویربردار، همه قصه را می‌گفت. تمام و کمال. امیر ایستاده، عرق بر پیشانی و با چشمانی که می‌‌درخشید سوت پایان را انتظار می‌کشید. آن سوتر اما پرویز نشسته بود. با نگاهی تسلیم و با لبانی که می‌جنبید. آری، این پایان جدال بود. تمام. مردی که «چرچیل» فوتبال ایران است بازی را برده بود. او که ادبیاتش خاص است و خشمش خاص و شوقش خاص. همه را در پنهان، آشکار می‌کند. در رختکن و در جایی که هیچ کس نیست. ژنرال است و سربازانش. هموست که با زبانش مرده را زنده می‌کند و از «تمام شده‌ها» هم برنده می‌سازد. همان که در زبان و نگاه پرویز غایب است. می‌برد، هیچ اتفاقی نمی‌افتد. می‌بازد، هیچ اتفاقی نمی‌افتد. به راستی امیر از چه جنسی است و پرویز از کدام جُنَم؟!

*   *   *

«شبه فینال» جمعه شب، حکایت هوشمندی‌های مردی است که به استاد «فوتبالفارسی» بدل شده. مردی که حتی می‌داند کهکشان آبی را با حاجی و پرویز و فرهاد و آتیلا چگونه به سیاره‌ای متروک و شکست‌خورده بدل کند. آری این ژنرال است. با لقب تازه امیر پاشا... راستی لقب تازه پرویز را چه کسی می‌داند؟

 

تاریخ: 1390/6/21
کلمات کلیدی: ، ،
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: