برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

اختصاصی 90/امثال قلعه نوعی ما را "اجنبی پرست" کرده است

90: «درخت هر چه بارش بیش افتاده‌تر» می‌گویند عالم را یک اشارت بس. آنان که ورقی می‌خوانند و می‌فهمند. آنان که ابدالند و از نخبگان. آنان که جنس‌شان جور دیگری است؛ با همین عبارت ابتدایی متن، هر آن چه لازم است و باید بگیرند را می‌گیرند، اما برای بعضی‌ها باید دوباره و صد باره نوشت.

بعضی‌ها که گوش. تفسیر چسبیده‌ها دارند و نخوانده قضاوت می‌کنند. آنها که در کارگاه ذهن‌شان هیچ واژه سالمی تولید نمی‌شود. آنان که گمان می‌کنند هر قلمی به سمت‌شان نچرخد الزاما فروشنده و مزدور و مافیایی است نیاز به تکرار دارند. به توضیح واضحات به نگارش صدها جمله مشابه آن چه در ابتدای این مقال آمده است.

*   *   *

هزاران بار تاییدش کرده‌ایم. به کرات در وصف مدیریتش. در ستایش «هوش» والایش. در احترام به کارنامه‌ای که دارد نوشته‌ایم.

او به راستی عمود خیمه‌گاه نسلی است که در گذار از سنت به مدرنیته نوار باریکی به اسم مرز را پیدا کرده و تبدیل به الگویی فی‌مابین این دو دوره شده است.

آری «انکار» امیر عین بی‌عقلی است همچنان که باور او، منطقی، بدیهی، با این حال قلعه‌نوعی ترجیح می‌دهد تا هزار نوشته را به یک مقاله بفروشد. او احتمالا از آن دسته افرادی است که می‌گویند با پدرم روضه رضوان به دو گندم نفروخت... من چرا ملک جهان را به جویی نفروشم.

کسانی که این گونه‌اند بارشان کمتر از برشان است. آنها برای تمرین بزرگی، باید از گذشت شروع کنند. ایشان باید بدانند که چرا در کتب آسمانی آدمی را از قضاوت پیرامون هم نوعانش باز داشته‌اند.

*   *   *

نوشته‌ای که سرمربی تراکتورسازی را برآشفت، مرقومه‌ای بود با این مقصود و مقصد که «بگذاریم کی‌روش، کارش را بکند». تلقی امیر از این توجیه اما این است که نگارنده قلمش را به اجنبی فروخته است! به زعم او و حامیانش، دفاع از سرمربی تیم‌ملی وطن‌فروشی است و نگارش در باب تایید کاشته‌های دستیار سابق فرگوسن، تجارت قلم.

قلعه‌نوعی نمی‌داند که سرمربیگری تیم‌ملی بیشتر از آن که یک پست حقیقی باشد یک پست حقوقی است. او نمی‌فهمد که اگر چوب هم روی این نیمکت بنشیند وظیفه ما دفاع از چوب ونگارش نقدهای منطقی است.

آری اگر امروز در مذمت دوره‌ای که امیر این منصب را در اختیار داشت می‌نویسیم، به دلیل ارزیابی کارنامه‌ای است که شکل گرفته است. قلعه‌نوعی از دو سال فرصتش استفاده نکرد و اینک توقع دارد تا کارشناسان دو هفته هم به مرد پرتغالی فرصت ندهند!

به زعم این مربی دفاع ما از او، قطبی و دایی؛ البته تا پیش از شکل‌گیری کارنامه‌شان، واجب بود و حمایت‌مان از سرمربی جدید تیم‌ملی «قلم‌فروشی».

چنین تناقضی اگر «پارادوکس» نیست پس چیست و کسی که درگیر تضاد مفهومی است چگونه به خود این اجازه را می‌دهد تا وارد مباحث مفهومی ‌شود؟

*   *   *

خالق عباراتی چون کل یوم، چارتر اختصاصی و گردش 360 درجه‌ای این مرتبه به سراغ واژه‌ای رفته که از کاربردش اطلاع چندانی ندارد.

امیر «کی‌روش» را اجنبی خوانده، در حالی که انتخاب این اجنبی توسط خود او صورت پذیرفته و همین اجنبی اینک نه کارلوس پرتغالی که سرمربی تیم‌ملی ایران است.

حال از کسی که تا این حد از اجنبی (به مفهوم بیگانه و غریبه) انزجار دارد و به امید منکوب ساختن منتقدان تفکراتش، گرفتار دیدگاه‌های پوپولیستی شده است می‌پرسیم: شمایی که وطن‌پرستی را، عرق ملی را، فروشنده نبودن را، ایرانی بودن را در انکار خارجی و تایید هر آن چه متعلق به وطن است و تولید داخل می‌دانید، چرا به جای خودروی آلمانی اتومبیل ایرانی نمی‌خرید؟

شما که به دانش کی‌روش و کی‌روش‌ها مشکوکید و ذوب در علم نخبگان ایرانی هستید، چرا به جای آن همه هزینه و سفر به آلمان و تماشای تمرینات لورکوزن از پشت فنس‌ها، سر تمرین قاسمپور و حجازی و مظلومی و حاج رضایی و ذوالفقارنسب‌ها نرفتید و از تمرینات آنها نت بر نداشتید؟

آقای قلعه‌نوعی! اگر خارج بد است، اگر خارجی «اجنبی» است، اگر خوبی در قاموس شما اینگونه تعریف می‌شود که «فقط ایران و ایرانی را عشق است»، بفرمایید گرین‌کارت آمریکا در جیب‌تان چه می‌کند؟

چرا به هر تیمی که می‌روید 2، 3 بازیکن از خارج می‌آورید؟

چرا می‌خواستید از کی‌روش درس بگیرید؟

چرا این مربی را در کمیته فنی تیم‌های ملی انتخاب و سپس تایید کردید؟

و چرا گاهی که زیرفشار افکار عمومی قرار  می‌گیرید برای دفاع از هویت فنی خویش پای احتمال سرمربیگری در یک تیم خارجی را پیش می‌کشید؟

امیرجان! رفتار شما با گفتارتان نمی‌خواند؛ گویی صرفا برای حمله به نگارنده، چیزی گفته‌اید.

*   *   *

از همه دوستانی که گمان می‌کنند «عشق به وطن» یعنی بستن درها به روی خارجی و خارجی‌ها می‌پرسیم، ظرف 30 سال اخیر، کدام مربی در حوزه ملی بهترین کارنامه را داشته است؟ چه کسی قهرمان پوسان شد و سوم جام ملت‌ها؟ با کی بدون آژان‌کشی به جام‌جهانی رفتیم و ده‌ها لژیونر را به فوتبال ملی ایران معرفی کردیم؟

امیر از استقلالی‌ها بپرسد که بهترین مربی تاریخ این باشگاه چه کسی بوده است.

آیا فکر می‌کنید یک درصد هم این احتمال وجود دارد که کسی اسمی به غیر از رایکوف را به زبان آورد؟

هنوز پرسپولیسی‌ها حسرت تیمی که زمان دنیزلی داشتند را می‌خورند. هنوز کسی روی نیمکت این تیم نشسته که بتواند به اندازه استانکو در ایران و آسیا نتیجه بگیرد و بازیکن ملی‌پوش تحویل ما بدهد.

کارشناسان؛ درخشش، در جام‌جهانی 98 را مدیون ایویچ می‌دانند. بهترین مدرس‌های ما موثرترین درس‌ها را سر کلاس خارجی‌ها آموخته‌اند.

اصلا «فوتبال» یک واژه غیرایرانی است و ساخته کسانی که قلعه‌نوعیست‌ها قبول‌شان ندارند.

وقتی از این همه آیه و شاهد و تجربه می‌گذریم و به اسم «ایرانی‌گری» به جنس وطنی اعتماد می‌کنیم، چه عایدمان می‌شود؟

آیا نتایجی که با امیر گرفتیم را فراموش کرده‌ایم؟

آیا روزگاری که با مایلی‌کهن داشتیم به این سادگی از ذهن‌ها پاک می‌شود؟

آیا یادمان رفته که قطبی چه به روز فوتبال ملی ‌آورد؟

آیا جز این است که با مربیان عزیز وطنی بالغ بر 30 سال است که به المپیک نرفته‌ایم؟

آقای قلعه‌نوعی! کسانی که امروز به یک اجنبی(کی‌روش) رسیده‌اند، همان‌هایی هستند که 6 سال پیش، مثل امروز شما حرف می‌زدند. آنها با همین استدلال غلط که پرستش وطن به مفهوم نفی دنیاست خود گفتند و خود خندیدند تا فوتبال ایران گرفتار چنین عقوبتی شود. امروز ناهیان استفاده از مربی خارجی به عقد قرارداد با کی‌روش افتخار می‌کنند و پشت او مخفی شده‌اند، پس من بعد اگر خواستید به کسی حمله کنید کمی هم برای کر کردن وقت بگذارید.

 

تاریخ: 1390/6/23
کلمات کلیدی: ، ،
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: