داربی بزرگ پایتخت و غربت کتاب و کتابخوانی!
حبیب الله نیک نژاد،روزنامه نگار و مترجم:تیمهای فوتبال استقلال و پرسپولیس تهران، بار دیگر در لیگ برتر فوتبال باشگاههای ایران به هم رسیدند تا داربی معروف سرخابیها که یکی از مهمترین رویدادهای درون شهری فوتبال جهان محسوب میشود، بار دیگر رقم بخورد و تمامی نگاهها را در سطح ایران عزیزمان به خود مشغول کند._خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)حبیب الله نیک نژاد،روزنامه نگار و مترجم:تیمهای فوتبال استقلال و پرسپولیس تهران، بار دیگر در لیگ برتر فوتبال باشگاههای ایران به هم رسیدند تا داربی معروف سرخابیها که یکی از مهمترین رویدادهای درون شهری فوتبال جهان محسوب میشود، بار دیگر رقم بخورد و تمامی نگاهها را در سطح ایران عزیزمان به خود مشغول کند.
پیشبینی میشود بیش از یکصد هزار هوادار فوتبال، از این مسابقه که فردا، جمعه در ورزشگاه آزادی تهران برگزار میشود، دیدن کنند. این خیل تماشاگر، که از سراسر کشور به ورزشگاه آزادی میآیند، هزاران نفر را در مسیر، اطراف و داخل ورزشگاه، به نان و نوایی میرساند که هر یک، بسته به سلیقه و ظرفیتهای خود، نوعی کاسبی را در اطراف و داخل ورزشگاه برپا میکنند و به کسب روزی میپردازند؛ چه آنها که المانها و نشانهای دو باشگاه را میفروشند و چه آنها که ساندویچ، تخمه و تنقلات و خدمات دیگری عرضه میکنند، از این مسابقه سود میبرند. در این میان اما، جای یک کسب در ورزشگاه خالی است. نه بساط کتاب و کتابفروشی و نه دکههایی برای عرضه کتاب!
نمیخواهیم نگاه آرمانگرایانه داشته باشیم، ولی خیل جوانانی که به ورزشگاه میآیند، میتوانند از طریق عرضه درست کتابهای ورزشی، با کتاب و کتابخوانی آشتی کنند و کتاب را هم در کنار دیگر سرگرمیهای خود قرار دهند.
دو باشگاه پرطرفدار هم که خوشبختانه عنوان فرهنگی ـ ورزشی را ـ به درست یا غلط ـ یدک میکشند هیچگونه برنامه فرهنگی برای این خیل هواداران ندارند و میبینیم که حتی کتابهایی را در معرفی باشگاه، سابقه و ... چاپ و عرضه نمیکنند تا در چنین مناسبتهایی به دست علاقهمندان بدهند.
گناه این بیتدبیری، فقط به گردن باشگاهها نیست ،چون در فدراسیون فوتبال سازمان لیگ برنامههای فرهنگی پیشبینی نشده است و این نقصان، هر سال، در طول داربیهای پرحاشیه دو تیم، بیش از گذشته خود را نشان میدهد و شرایطی که بعد از هر دو باخت برای تیم به وجود میآید، نشان از این خللفرهنگی دارد.
ای کاش ما فوتبال سرخ و آبی را بدل به یک تفنن کنیم و از پیروزی آنان لذت برده و از شکست هریک از آنها فقط لحظاتی غمگین شویم و این غمگینی هم فقط به خاطر همدردی با بازیکنان بازنده به سراغمان آید و نه اینکه هنگام شکستهای تمامی آنچه را فکر میکنیم مطلق برای ماست از دست دادهایم و اگر پیروز هم شدیم، دست به اعمالی بزنیم که در سطح و فرهنگ یک جامعه آرمانی نیست. جا دارد در این زمینه برنامهریزی شود تا دانههای فرهنگ و کتاب و کتابخوانی کاشته شودو از جمله بهترین ابزارهایی که در اختیار داریم اسکوربورد ورزشگاه است که از طریق آن میتوانیم بهترین پیامهای فرهنگی و مطالعاتی را به بیننده و تماشاگر منتقل کنیم.
پیشبینی میشود بیش از یکصد هزار هوادار فوتبال، از این مسابقه که فردا، جمعه در ورزشگاه آزادی تهران برگزار میشود، دیدن کنند. این خیل تماشاگر، که از سراسر کشور به ورزشگاه آزادی میآیند، هزاران نفر را در مسیر، اطراف و داخل ورزشگاه، به نان و نوایی میرساند که هر یک، بسته به سلیقه و ظرفیتهای خود، نوعی کاسبی را در اطراف و داخل ورزشگاه برپا میکنند و به کسب روزی میپردازند؛ چه آنها که المانها و نشانهای دو باشگاه را میفروشند و چه آنها که ساندویچ، تخمه و تنقلات و خدمات دیگری عرضه میکنند، از این مسابقه سود میبرند. در این میان اما، جای یک کسب در ورزشگاه خالی است. نه بساط کتاب و کتابفروشی و نه دکههایی برای عرضه کتاب!
نمیخواهیم نگاه آرمانگرایانه داشته باشیم، ولی خیل جوانانی که به ورزشگاه میآیند، میتوانند از طریق عرضه درست کتابهای ورزشی، با کتاب و کتابخوانی آشتی کنند و کتاب را هم در کنار دیگر سرگرمیهای خود قرار دهند.
دو باشگاه پرطرفدار هم که خوشبختانه عنوان فرهنگی ـ ورزشی را ـ به درست یا غلط ـ یدک میکشند هیچگونه برنامه فرهنگی برای این خیل هواداران ندارند و میبینیم که حتی کتابهایی را در معرفی باشگاه، سابقه و ... چاپ و عرضه نمیکنند تا در چنین مناسبتهایی به دست علاقهمندان بدهند.
گناه این بیتدبیری، فقط به گردن باشگاهها نیست ،چون در فدراسیون فوتبال سازمان لیگ برنامههای فرهنگی پیشبینی نشده است و این نقصان، هر سال، در طول داربیهای پرحاشیه دو تیم، بیش از گذشته خود را نشان میدهد و شرایطی که بعد از هر دو باخت برای تیم به وجود میآید، نشان از این خللفرهنگی دارد.
ای کاش ما فوتبال سرخ و آبی را بدل به یک تفنن کنیم و از پیروزی آنان لذت برده و از شکست هریک از آنها فقط لحظاتی غمگین شویم و این غمگینی هم فقط به خاطر همدردی با بازیکنان بازنده به سراغمان آید و نه اینکه هنگام شکستهای تمامی آنچه را فکر میکنیم مطلق برای ماست از دست دادهایم و اگر پیروز هم شدیم، دست به اعمالی بزنیم که در سطح و فرهنگ یک جامعه آرمانی نیست. جا دارد در این زمینه برنامهریزی شود تا دانههای فرهنگ و کتاب و کتابخوانی کاشته شودو از جمله بهترین ابزارهایی که در اختیار داریم اسکوربورد ورزشگاه است که از طریق آن میتوانیم بهترین پیامهای فرهنگی و مطالعاتی را به بیننده و تماشاگر منتقل کنیم.
تاریخ: 1390/6/24
موضوع: سایر ورزش ها
نظر: 0
















