اختصاصی90/ بازی «اسکاری» 71
محمد محمدپور
گل فرهاد اما بازی را به سمت «معمول» نبرد؛ «معمول» این بود که پرسپولیس برای جبران گل جلو بکشد و استقلال به عقب برود اما باز این استقلال بود که هجوم برد و پرسپولیس دست به دعا، برای نخوردن گلهای بیشتر. این گونه بود که فوتبال فوق زیبای نیمه اول در مسابقهای که توقع زیبایی از آن نمیرود، همه فوتبالدوستان را سیراب کرد و جریان «غیرمعمول» بازی نیز بر آن سایه نیفکند.
چه کسی آن لحظات ناب نیمه اول را از یاد میبرد؟ آن پابهپا کردنهای جاسم کرار آن جاگیریهای فرهاد مجیدی را. آن توپرسانیهای جباری را و آن کمین کردن علی کریمی را. داد و فریادهای رحمتی و معمارزاده نشان میداد که توپ در میانه میدان نیست و بازی روی دروازهها جریان دارد؛ که اگر غیر از این بود آنها آسودهترین بازیکنان میدان بودند.
این بازی ناب را مدیون فرهاد مجیدی هستیم؛ همو که با گل زودهنگامش به «نیمه دوم» نیز طراوت بخشید. معلوم بود که پرسپولیس برای جبران میآید و استقلال برای زدن گلهای بیشتر و چنین پیشدرآمدی، نیمه دوم را از لحاظ «زیبایی» و «هیجان» تضمین میکرد.
پنالتی نوری، دوئل او و رحمتی، خنده آنهایی که در محوطه جریمه منتظر نواختن ضربه پنالتی بودند، نقطه عطف این بازی زیبا بود آنجا که نوری بدون ذرهای اعتماد به نفس توپ را به بیرون زد تا یک قطعه دیگر از این پازل زیبا بر جای خود قرار گیرد.
حتی مصدومیتهای تقریبا طولانی نیمه دوم نیز از هیجان بازی کم نکرد و زیباییاش را نگرفت چرا که آنچه در نیمه اول گذشت، نیمه دومش را هم بیمه کرده بود.
نیمه دوم، اما همهچیز زیباتر شد. پرسپولیس فشار آورد و با تعویض تاکتیکی مظلومی، فصل جدیدی بر بازی گشوده شد. آن حرکت آرش برهانی، جا ماندن میثاق و ضربه مهلک جباری گرچه پایان کار پرسپولیس بود اما به آرزویی منتج شد؛ این که کاش این بازی هیچگاه به پایان نرسد.
زیباترین داربی همه این سالها را مدیون 22 نقشآفرین داخل زمین، دو مربی کنار زمین و صد هزار تماشاگری هستیم که به آن جان دادند برخلاف پیشبینیها، یک فیلم اکشن 100 دقیقهای ساختند. آنها که برنده بودند، آنها که بازنده بودند؛ همه و همه در بازی «اسکاری» داربی 71.
















