اختصاصی90/استیلی «استیلی» ندارد
امیررضا امیرشاهی
90: از دید «افکار عمومی» استیلی متهم ردیف اول است. آنها که کمی با عوام فاصله دارند اما کاشانی را مقصر میدانند. او «حمید» را انتخاب کرده و مهمتر این که دایی را نگه نداشته است!داخل تیم هم دنبال مقصر میگردند. یکی دعوای حقیقی با آقا زمانی را بهانه میکند. دیگری معتقد است که سه نفر از اعضای ترکیب اصلی «کم کاری» کردهاند!
بازار «تهمت» داغ است. مثل همیشه هم انگشتها به سمت دیگران میچرخد. هیچ کس به سهم خود نمیپردازد. این جا اسم مقصر – هیچ زمانی – من نیست.
دفاع از چند متهم
حبیب کاشانی کمتر از 4 سال در پرسپولیس مدیریت کرده و ماحصل حضورش در این باشگاه سه قهرمانی بوده است؛ دو تا در جام حذفی و یکی هم در لیگ.
چنین کارنامهای بدون شک قابل دفاع است. مخصوصا که در استقلال و پرسپولیس «درآمد» سهم دیگران است و مصیبتها نصیب مدیران عامل.
استیلی نیز چهرهای نیست که به اندازه ادعای منتقدانش، با علم فوتبال ناآشنا باشد. او نه قهرمان جام حذفی بلکه تیمی مریض را تحویل گرفته است. پرسپولیس این مربی بیمار است، با این حال اگر سرمربی قرمزها دانش و تجربه مربیانی چون دنیزلی را داشت، شک نکنید که حتی با وجود مهرههای فعلی هم میتوانست چهره یک مدعی را از تیم تحت فرمانش بسازد.
استیلی «استیلی» ندارد
سالی که قرمزها قهرمان لیگ شدند «استیلی» در سایه بود. او به عنوان دستیار قطبی نیازی به این نداشت تا پاسخگوی مسائل حاشیهای و باختهای مسئلهدار باشد. حمید در سایه کار میکرد و از نصیحت کسانی چون «مرزبان» بهرهمند میشد.
بعدها در استیلآذین و شاهین بوشهر نیز در روی همین پاشنه میچرخید. یکی مثل مرزبان، حمید را لانسه میکرد و او همچنان مجبور نبود تا فشاری را از جانب افکار عمومی تحمل کند.
در پرسپولیس اما خبری از مرزبان نیست. این جا فرد دومی وجود ندارد که بتواند به استیلی مشاوره بدهد. آن نقشی که در تیم قطبی توسط حمید ایفا میشد اینک بدون بازیگر مانده و این در حالی است که سرمربی جدید باید علاوه بر حاشیههای همیشگی تیمهای بزرگ، پاسخگوی اختلاف دایی با کاشانی نیز باشد، بنابراین مرد تنهای نیمکت سرخها فشاری را تحمل میکند که از گردهاش خارج است.
او در وضعیتی قرار گرفته که یا باید برود و یا باید کسانی را کنار دست خود بنشاند که بتوانند باری از روی دوشش بردارند.
جبران یک اشتباه با چند اشتباه
سرمربی قرمزها تحت تاثیر جو رسانهها قرار گرفت. انتقال کریمی به نوک حمله پیشنهادی بود که از هفته اول لیگ ذهن کارشناسان مطبوعاتی را قلقلک میداد.
حمید هم که خیال میکرد با این جابجایی به همتایش در تیم استقلال رکب میزند با این بهانه که «نمیخواهم شماره 8 گرفتار جنگ فرسایشی با آندو شود» دستور به حضور کاپیتان در نوک حمله را صادر کرد، اما به فاصله سه روز مانده به داربی 71 – این جا در 90- نوشتیم «چنین تصمیمی چه چالشهایی را در پی دارد»
به گواه آرشیو روزنامه از استیلی پرسیدیم که اگر کریمی به خط حمله برود، کدام بازیکن جای کریمی، فرماندهی عملیات بازیگردانی را به عهده میگیرد؟
خط هافبکی که حتی با کریمی نیز قابل مقایسه با خط هافبک پرستاره استقلال نبود، تنها عضوی که میتوانست ترازو را به تعادل بکشاند را جابهجا کرد تا آن وسط خلاء شماره 8 احساس شود.
پرسپولیس «کریمی» را در زمین میدید، اما کریمی آن بازیکنی نبود که باید باشد. علی بدون توپ هیچ است و استیلی طوری تیمش را چید تا توپ به کاپیتان نرسد.
تیمی که خیال میکرد اگر توپ را بدهد «فضا» را میگیرد، در بازگشت از حمله به دفاع نیز کند بود. بیشتر بازیکنان سرخپوش جنگهای تک به تک را میباختند تا پرسپولیس توپ و فضا را با هم از دست بدهد.
استیلی برای جبران خطای اولیهاش در انتخاب ارنج و استراتژی بازی مرتکب اشتباهات بعدی شد. بیرون کشیدن کاظمیان. روی آوردن به نقشه «بازی هوایی» در حضور مهاجمان سرعتی. تعویض کردن «محمد نوری» که حتی قبل از آن پنالتی هم روحیهاش را از دست داده بود، مشتی است نمونه خروار که نشان میدهد چرا پرسپولیس یکی از ضعیفترین داربیهای عمرش را تجربه کرده است.
















