برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

گفتگوی تفصیلی با علی دایی

من از موقعی که در تیم بانک تجارت بودم کار اقتصادی می‌کردم. وقتی هم در آلمان بودم کار اقتصادی می‌کردم. همزمان با شروع فوتبالم فعالیت اقتصادی می‌کردم و با زحمت زیاد به خیلی چیزها رسیدم.

سایت گل - روبه‌روی ما نشسته بود و نگاه نافذش گاهی بند دلمان را پاره می‌کرد. با اینکه اول کار چندان روی خوشی برای گفت‌وگو نشان نداد اما روی حرفش ایستاد و بعد از پایان تمرین غیرعلنی راه‌آهن به پرسش‌های ما پاسخ گفت. در حین مصاحبه احساسات مختلفی وجودمان را پر کرد. بی‌شک مثل همیشه هاله‌ای از اقتدار او را فرا گرفته و ما را مجذوب خود می‌کرد. بیشتر اوقات زیر سایه ابهت او بودیم و نگران از اینکه سوال بیهوده‌ای بپرسیم. گاهی از رام‌نشدن‌هایش، غرق لذت و احترام می‌شدیم و گاهی هم زیر آوار نگاه از بالایش دست‌و‌پا می‌زدیم. روبه‌روی ما علی دایی نشسته و خورشید هم غروب کرده و حالا سه ساعتی می‌شود که در کمپ باشگاه قدیمی راه‌آهن سوال آغازین را نوک زبانمان مزه‌مزه می‌کنیم. قرار است درباره پرسپولیس بحران‌زده سوال نکنیم اما بحث ما از تیم ملی و اقتصاد فوتبال و مسائل دیگر به پرسپولیس هم می‌رسد. کمی بعد وقتی که در تاریکی اول شب از نظرمان محو می‌شود، یاد تیم ملی می‌افتیم و اینکه چرا جای او همچنان در نوک حمله تیم ملی خالیست...

 

در روزهایی که مدیران بالادست ورزش روی خوشی به اهالی ورزش نشان نمی‌دهند و فوتبال به دست اهالی فوتبال اداره نمی‌شود، چند روزی است که به عنوان عضو هیات مدیره باشگاه راه‌آهن نیز انتخاب شده‌اید. خود شما تا چه حد برای عضویت در هیات مدیره باشگاه تمایل داشتید؟

اساسا ماجرای عضویتم در هیات مدیره به خاطر فضای جدیدی بود که پس از ورود بخش خصوصی به باشگاه شکل گرفته. با شناختی که از مدیرعامل باشگاه داشتم و صحبتهایی که در نشست با مالکان باشگاه مطرح شد، متوجه شدم که دوستان نظرشان مثبت است و برخلاف خیلی از کسانی که دائما شعار می‌دهند، اهل شعار نیستند. ما از روز اول هیچ کدام از مالکان باشگاه راه‌آهن را نه روی صفحات روزنامه‌ها دیدیم و نه مصاحبه‌های آن چنانی از آنها شنیدیم. مالکان باشگاه کسانی هستند که آمده‌اند به ورزش ایران کمک کنند و به همین دلیل من هم قبول مسئولیت کردم. واقعیتش را بخواهید خودم دوست نداشتم این مسئولیت را بپذیرم اما وظیفه‌ای بود که به من محول شد و دیدم که اینجوری خیلی بیشتر می‌توانم به تیمم کمک کنم چون مستقیما با بچه‌ها کار می‌کنم و در بطن کار هستم، کاستی‌ها را درک می‌کنم و به عنوان عضو هیات مدیره می‌توانم به اطلاع دیگر اعضای هیات مدیره برسانم. یکی دیگر از دلایلی که باعث شد این مسئولیت را قبول کنم این بود که دوست دارم حالا که بخش خصوصی وارد باشگاه شده موفق عمل کند. حالا که فوتبال ایران به سمت خصوصی شدن پیش می‌رود، باید کاری کنیم بخش خصوصی تجربه تازه‌تری را در باشگاه راه‌آهن تجربه کند و این باشگاه به مجموعه‌ای تبدیل شود که چند سال بعد به عنوان یک الگو برای فوتبال ایران باشد و بخش خصوصی را برای ورود به فوتبال ترغیب کند.

وقتی فوتبال ایران اساسا به جای درآمدزایی، زیان ده است، چرا باید امیدوار باشیم تا بخش خصوصی با سرعت وارد فوتبال شود؟

مطمئنا اگر می‌خواهیم فوتبال‌مان پیشرفت کند باید از این حالت خارج شویم. شما می‌بینید که اغلب تیم‌های دولتی به مشکل برخوردند و دولت هم حمایت لازم و کافی را از این تیم‌ها نمی‌کند. با منع قانونی که بر سر هزینه کردن دولت در ورزش حرفه‌ای ایجاد شده و با تصمیمات تازه‌ای که گرفته‌اند، برای باشگاه‌های دولتی مشکل ایجاد شده و باید تیم‌های باشگاهی به بخش خصوصی واگذار شوند. وظیفه دولت این است که بیاید و از تیم‌های بخش خصوصی حمایت کند تا آنها هم جان تازه‌ای بگیرند. به نظر من کشور ترکیه می‌تواند برای ما یک الگو باشد. در ترکیه دولت کمک کرد به باشگاهها و باعث شد که باشگاهها به مرز درآمدزایی برسند و طبق درآمدی که دارند برای خودشان هزینه کنند. بر خلاف خیلی‌ها که فکر می‌کنند فوتبال هزینه‌زا است من فکر می‌کنم اگر قوانینی تصویب شود که بخش خصوصی از این ویترینی که در اختیارش هست بهره ببرد، فوتبال خیلی بیشتر از رشته‌های دیگر می‌تواند درآمد نصیب سرمایه‌گذاران کند. مطمئنا اگر یک روزی دولت چتر حمایتی‌اش را از بالای سر فوتبال بردارد خیلی از تیم‌های ما به مشکل برمی خورند ضمن اینکه با موانع قانونی که بر سر کمک به تیم‌های دولتی ایجاد شده، مقدمه این کار فراهم شده است.

فکر می‌کنید برای خارج شدن از این بحران چه راه حلی وجود دارد؟

الان در تمام دنیا اسپانسرها نقش مهمی در سودآوری فوتبال دارند. هر تیمی یک اسپانسر اصلی دارد و صد اسپانسر فرعی اما در فوتبال ایران هر تیم یکی یا حداکثر دو اسپانسر بیشتر ندارد که نام یکی از آنها جلو و یکی دیگر را پشت پیراهن‌ها حک می‌کنند. به نظر من اینها به هیچ عنوان جوابگوی هزینه‌های فوتبال نیست و به نظر من باید به جایی برسیم که هر تیم نام اسپانسرهایش را دورتا دور زمین ورزشگاه اختصاصی‌اش بچیند و آنها را تبلیغ کند و هر باشگاه این اختیار را داشته باشد که در کنفرانس‌های مطبوعاتی خودش نام حامیان مالی‌اش را تبلیغ کند. تا وقتی که یک سازمانی بیاید تمام تبلیغات را بگیرد و بخشی از درآمدی که از این راه کسب کرده را بین تیم‌ها توزیع کند، فوتبال ما هیچ وقت به جایی نخواهد رسید. اینطوری در جا می‌زنیم. مطمئن باشید یکی از اهداف من در هیات مدیره باشگاه راه‌آهن این است که در آینده نزدیک باشگاه به درآمدزایی برسد. بخش خصوصی که نمی‌تواند تا ابد فقط هزینه کند. ما باید طی سالهای آینده به حدی خوب کار و برنامه‌ریزی کنیم که از فوتبال درآمد کسب کنیم.

برای کسب درآمد راهکار ویژه‌ای هم سراغ دارید؟

من چند روز بیشتر نیست که در هیات مدیره کارم را شروع کرده‌ام، مطمئنا روی این مسائل فکر می‌کنم و از کسانی که صاحب نظرهستند کمک فکری می‌گیرم. قصد دارم با کسانی که در فوتبال آلمان چنین روزهایی را پشت سر گذاشته‌اند تماس بگیرم. قطعا از تجربیات آنها استفاده خواهم کرد تا رفته رفته پول را وارد فوتبال کنیم.

با توجه به اینکه راه‌آهن بر خلاف استقلال و پرسپولیس از نعمت تماشاگر بی‌بهره است تا چه حد به محقق شدن ایده‌هایی که مطرح می‌کنید امیدوار هستید؟

مردم که همیشه به من لطف داشته‌اند اما اگر در آینده بهتر کار کنیم و فوتبال تماشاگر پسندانه‌ای ارائه کنیم، کسانی که دنبال فوتبال زیبا هستند از ما استقبال می‌کنند. متاسفانه در مملکت ما همه فوتبالی‌ها از وقتی به دنیا آمده‌اند یا آبی بوده‌اند یا قرمز و هنوز هم این مشکل را داریم. در فوتبال اروپا شما هیچ وقت نمی‌بینید که مثلا شهروند ناپل برود تیم دیگری را تشویق کند یا در بارسلون طرفدار رئال مادرید پیدا نمی‌کنید اما در شهرهای ایران، نصف بیشتر سکوها در اشغال هواداران استقلال و پرسپولیس است. دلیلش هم این است که ما از اول روی باشگاهها درست فکر نکردیم و از قدیم دو باشگاه بوده‌اند که در فوتبال ایران حرف اول و آخر را می‌زده‌اند. البته چند تیم لیگ برتری به ویژه دو تیم اصفهانی تعدادی هوادار جذب کرده‌اند اما تعداد تماشاگران این تیم‌ها باز هم کم است. ما یک پروسه بلند مدت را داریم که بتوانیم تماشاگر جذب کنیم و من مطمئنم که باشگاه راه‌آهن در این راه موفق خواهد شد و با نگاهی که مالکان باشگاه به فوتبال دارند پیگیر چنین مسئله‌ای هستند و در آینده حتما به خیلی از هدف‌هایمان که یکی از آنها ارائه بازی زیبا و جذب تماشاگر است خواهیم رسید.

پس با این حساب باید منتظر حیات جدید باشگاه راه‌آهن باشیم.

متاسفانه طی چند سال گذشته دغدغه تیم راه‌آهن فرار از سقوط و ماندن در لیگ برتر بوده و ما از روز اول که آمدیم خیلی سعی کردیم ذهنیت قبلی را پاک کنیم. خوشبختانه کارهای ما کم کم خودش را نشان داده و اگر بچه‌ها به خودباوری برسند همین امسال هم ما می‌توانیم کارهای بزرگی را انجام بدهیم. به نظرم راه‌آهن از ابتدای فصل تا حالا از لحاظ سبک و شیوه بازی روند رو به پیشرفتی را طی کرده و خیلی بهتر از قبل کار می‌کند. من مطمئنم با این مجموعه و حمایتهایی هم که می‌شود باشگاه راه‌آهن می‌تواند در آینده برای تمام تیمهای ایرانی نمونه باشد.

فکر نمی‌کنید اگر درعرصه مربیگری خلاف مسیر فعلی را طی می‌کردید، الان مربی موفق‌تری بودید؟

به نظر شما احترام می‌گذارم اما اساسا چنین نظریه‌ای را قبول ندارم. در انتخاب‌هایم شرایط کار را در نظر می‌گیرم و موقعیت تیم‌ها برایم اهمیت بیشتری دارد تا اسم آنها. شما اگر بخواهید در مورد عملکرد یک مربی قضاوت کنید باید ببینید در چه شرایطی کار کرده و تمام جوانب را در نظر بگیرید.

اما زمانیکه خیلی زود به سرمربیگری تیم ملی رسیدید و به راحتی برکنار شدید خیلی‌ها گفتند ما یک مربی بزرگ را سوزاندیم. فکر نمی‌کنید اگر بعد از مربیگری در تیم‌های راه‌آهن، سایپا و پرسپولیس به نیمکت تیم ملی می‌رسیدید می‌توانستید به جام جهانی 2010 صعود کنید؟

خیلی از مسائل در برکناری من از تیم ملی دخیل بود. من را مسائل غیر‌فوتبالی کنار گذاشت و فرد دیگری دستور برکناری‌ام از تیم ملی را صادر کرد. همانطور که من را شخص علی آبادی انتخاب کرد و فدراسیون فوتبال کمترین نقشی در این ماجرا نداشت، مقامات بالاتر از علی آبادی هم من را کنار گذاشتند. آقای هاشمی مدیرعامل سابق باشگاه سایپا شاهد تمام اتفاقاتی بود که به انتخاب شدنم به عنوان سرمربی تیم ملی منجر شد. یک روز آقای کفاشیان با موبایل من تماس گرفته بود و چون سر تمرین بودم جواب نداده بودم. بعد از تمرین اس‌ام اس کفاشیان را دیدم و اصلا نمی‌خواستم با ایشان تماس بگیرم اما آقای هاشمی گفت علی ما فردا در لیگ قهرمانان آسیا بازی داریم و اگر با کفاشیان تماس نگیری، ممکن است فدراسیون چوب لای چرخ ما بگذارد. در حضور آقای هاشمی با کفاشیان تماس گرفتم و ایشان گفت آقای مهندس می‌خواهد با شما صحبت کند. وقتی صحبت کردیم متوجه شدم که آقای علی‌آبادی، رئیس سابق سازمان تربیت بدنی پشت خط است و پیشنهاد تیم ملی را برای من دارد. فردای آن روز استخاره گرفتم و چون خوب آمد مربیگری تیم ملی را پذیرفتم.

 

فکر می‌کنید اگر برکنار نمی‌شدید، می‌توانستید بعد از باخت خانگی به عربستان تیم ملی را جمع و جور کنید و به جام جهانی ببرید؟

من با آن تیم زندگی کرده بودم و زیر و بم آن تیم را می‌شناختم. مطمئنا درصد شانس صعود تیم ملی به جام جهانی با من بیشتر از بقیه بود. شما کجای دنیا می‌بینید که با یک باخت مربی را برکنار کنند؟ قبل از اینکه مربیگری تیم ملی را قبول کنم این تیم در مسابقات مقدماتی جام ملتهای آسیا در تهران با سوریه یک بر یک مساوی شده بود.من آن تیم را تحویل گرفتم و در سوریه پیروز شدیم، در خانه کویت مساوی کردیم، در تهران کویت را بردیم و خیلی راحت به مرحله بعد صعود کردیم. شما بروید تحقیق کنید ببینید بعد از برکناری من کدام تیم امارات به تهران آمد. کدام تیم نمی‌توانست آن تیم را ببرد؟ غیر از امارات دو بازی با کره شمالی و جنوبی مانده بود. با کره شمالی که همیشه در خانه‌اش مغلوب ما شده مشکلی نداشتیم و در بازی آخر هم باید به مصاف کره جنوبی که صعودش به جام جهانی مسلم شده می‌رفتیم. هیچ کس نمی‌تواند قضاوت کند که تیم ملی با من به جام جهانی می‌رفت یا نه. شاید تیم ملی با من هم حذف می‌شد اما من برای خودم درصد شانس بیشتری قائل بودم. تازه مشکلاتی که من داشتم را هیچ مربی‌ای نداشت. از بازی‌های تدارکاتی که من خواسته بودم و تیم‌های دیگر را جایگزین کردند گرفته تا سایر مسائل. اگر تجربه الانم را داشتم با مجموعه فعلی فدراسیون فوتبال اصلا و ابدا کار نمی‌کردم. زمانی که من از تیم ملی کنار گذاشته شدم، شرایط سیاسی مملکت خاص بود و یک نفر باید قربانی می‌شد که من قربانی شدم. درست مثل جام جهانی 2006 که کس دیگری اشتباه کرد، کس دیگری گل خورد اما کسانی که دنبال مقصر ناکامی‌ها می‌گشتند من را قربانی کردند. برای قربانی شدن چه کسی بهتر از من؟

در آن برهه افکار عمومی هم علیه شما بود اما در این مدت چه اتفاقی افتاده که علی دایی به یک چهره محبوب تبدیل شده و نامش را در ورزشگاهها فریاد می‌زنند؟

مردم ما الان از دروغ بیزارند. در همین ورزش خیلی به مردم دروغ گفته شده و آنها می‌فهمند که من با آنها روراست بوده وهستم. هنوز هم به حرفی که پنج سال پیش زدم پایبندم. کسی که دروغ بگوید کم‌حافظه است و حرفش یکی نمی‌شود.

با شرایط فعلی به هیچ عنوان به تیم ملی فکر نمی‌کنم. اگر شرایط عوض شود مطمئنا من هم دیگر آن آدم کم تجربه سابق نیستم. قبول دارم که در برهه‌ای که سرمربی تیم ملی بودم تجربه نداشتم. خیلی‌ها به من گفتند مربیگری تیم ملی را قبول نکن چون مدیران فدراسیون فوتبال پشتت را خالی می‌کنند و همین اتفاق هم افتاد.

اما به نظر می‌رسد فعالیت‌های اقتصادی روی دوران مربیگری شما سایه انداخته.

من در شرایطی نیستم که مستقیما فعالیت تجاری داشته باشم. در حال حاضر مدیران و مشاورانی که با من همکاری می‌کنند کارها را انجام می‌دهند و خودم فقط بر کارها نظارت می‌کنم. من که نباید مستقیما وارد بیزینس شوم. بیشترین وقتم به دو عشق زندگی‌ام یعنی فوتبال و خانواده‌ام تعلق دارد و وقت اضافه‌ای هم ندارم. نه اهل رفیق بازی هستم و نه مهمانی. چیزهای اضافه در زندگی ندارم و شاید بعضی اوقات وقت اضافه هم بیاورم. ما خیلی‌ها را داریم که صد تا پست و شغل را در این فوتبال اشغال کرده‌اند. سرمربی یک تیم عضو هیات مدیره فلان باشگاه است و فلان مدیرعامل عضو هیات مدیره فلان ارگان است. خدا را شکر من شغل دوم هم ندارم و از اول کار آزاد کرده‌ام و مسئولیتی که نتوانم انجام بدهم را هرگز قبول نمی‌کنم.

عده‌ای می‌گویند پذیرفتن هدایت تیم راه‌آهن یک‌جور عقبگرد در عرصه مربیگری برای شما بوده. قبول دارید؟

من اصلا به این مسائل فکر نمی‌کنم. وقتی شما در یک تیم، عملکرد موفقیت آمیزی داشته باشید، خودش نوعی پیشرفت کاری محسوب می‌شود. شما اگر تیمی بسازید که نسبت به فصل قبلش بهتر باشد مطمئنا پیشرفت کرده اید. شما بگویید بعد از اینکه من از سایپا رفتم این تیم چه موفقیت تازه‌ای را کسب کرده؟ تازه سایپا از راه‌آهن تیم بهتری بود، چه از نظر امکانات و چه از نظر مالی. اگر بتوانم در راه‌آهن دو بازیکن جوان و آینده دار را به فوتبال ملی ایران تحویل بدهم برای من یک موفقیت بزرگ است. من موفقیت را در چیزهای دیگر می‌بینم و مفهوم خاصی را برای پیشرفت قائل هستم.

در حال حاضر چهار تیم در تهران داریم. من چون شرایطم به شکلی بود که بعد از جدایی از پرسپولیس نمی‌توانستم در شهرستانها مربیگری کنم، راه‌آهن را انتخاب کردم. از تمام تیم‌های شهرستانی که قبل از آغاز فصل پیشنهاد همکاری دادند و من از آنها عذر خواهی کردم، تشکر می‌کنم اما احساسم می‌گوید باشگاه راه‌آهن جایی است که می‌توانم توانایی‌هایم را در عرصه مربیگری بیشتر نشان بدهم. راه‌آهن جار و جنجال تیم‌های دیگر را ندارد. نه از طرف ما جار و جنجالی هست نه از طرف مدیریت و مالکان باشگاه.

شما در سایپا با معرفی بازیکنانی مثل کریم انصاری‌فرد، میلاد زنید‌پور و روزبه شاه‌علی‌دوست قهرمان لیگ برتر شدید. این روند در راه‌آهن هم ادامه خواهد داشت؟

اسم نمی‌برم اما مطمئن باشید تا آخر فصل دو سه تا بازیکن جوان را که خیلی حرف‌ها برای گفتن دارند و تا امروز هم خیلی خوب برای ما بازی کردند؛ به فوتبال ایران معرفی خواهم کرد. راه‌آهن چند بازیکن جوان و جویای نام دارد که فقط فرصت می‌خواهند تا خودشان را نشان بدهند. همین که الان کریم انصاری فرد در تیم ملی فیکس بازی می‌کند برای من کافی است. میلاد زنیدپور هم در سایپا با ما تمرین می‌کرد اما مدتی بعد به تیم ملی هم دعوت شد اما حالا... به نظر من خیلی از چیزها به خود فوتبالیستها هم بستگی دارد. الان هم بچه‌های راه‌آهن با جان و دل تمرین می‌کنند و من از آنها روحیه می‌گیرم.

اگر قبل از پیوستن به پرسپولیس، باشگاه راه‌آهن به شما پیشنهاد همکاری می‌داد، می‌پذیرفتید؟

فکر می‌کنم خواست خدا بود که من امسال در خدمت راه‌آهن باشم. بعد از قطع همکاری با فدراسیون فوتبال هم باشگاه راه‌آهن به من پیشنهاد همکاری داده بود اما در آن برهه شرایط برای ادامه کار مربیگری‌ام مهیا نبود و ترجیح دادم در آن مقطع استراحت کنم. این بار تمام شرایط را سنجیدم و دیدم که اینجا می‌توانم کاری که عاشقش هستم را در یک محیط آرام انجام بدهم.

اما عده‌ای می‌گویند اگر علی دایی بعد از قطع همکاری با پرسپولیس بیرون می‌ماند، موقعیت‌های بهتری نصیبش می‌شد.

من روزی هم که کارم را در پرسپولیس شروع کردم اصلا به این مسائل فکر هم نکردم. من در پرسپولیس مهمان بودم و با تمام وجودم برای این تیم کار کردم و بابت قطع همکاری هم اصلا ناراحت نیستم چون فوتبال همین است. اما نحوه کنار رفتن و سناریویی که نوشته شده بود و فیلم‌هایی که بازی شد من را ناراحت کرد. همین الان هم من به نوعی کارمند باشگاه راه‌آهن محسوب می‌شوم و اگر امروز به من بگویند قرار است از فردا یک مربی دیگری در راه‌آهن کار کند با مالکان باشگاه دست می‌دهم، خداحافظی می‌کنم و می‌روم. چون پرسپولیس را دوست داشتم و از این تیم به قطر و اروپا رفتم و به خیلی چیزها رسیدم. احساس می‌کردم باید دینم را به این تیم ادا کنم. خدا را هم شکر می‌کنم که طی یک‌سال‌و نیم دو جام برای پرسپولیس آوردم و بر خلاف میل خیلی‌ها با خاطره خوش تیم را ترک کردم. موقع رفتن اصلا و ابدا فکر نمی‌کردم که یک روز به پرسپولیس برگردم یا چشم به نیمکت این تیم داشته باشم. خیلی‌ها به من گفتند به راه‌آهن نرو و برای تحت فشار گذاشتن بعضی‌ها بیرون بمان اما من آدمی نیستم که بخواهم جای کسی را بگیرم یا کاری کنم که طرف، سایه من را بالای سرش احساس کند.

دلتان برای پرسپولیس تنگ نمی‌شود؟

ممکن است دلتنگ شوم اما اساسا آدمی هستم که خیلی زود با واقعیت‌ها کنار می‌آیم. برای همین بلافاصله بعد از پرسپولیس، آمدم با راه‌آهن قرارداد بستم و تمام فکر و ذکرم موفقیت این تیم است.

اما حرف و حدیث در مورد دلایل پیوستن شما به راه‌آهن زیاد است. عده‌ای می‌گویند علی دایی یکی از سرمایه‌گذاران باشگاه است، سهام خریده و به همین دلیل مربیگری راه‌آهن را پذیرفته است.

از این حرف و حدیثها و شایعات برای من زیاد درست کردند. زمانی هم که در پرسپولیس کار می‌کردم، آقایان در رسانه‌هایشان نوشته بودند علی دایی حواسش به فعالیت‌های اقتصادی‌اش معطوف شده و تمرکز ندارد. متاسفانه عده‌ای صحبت‌هایی را مطرح می‌کنند که پشتش عقل و منطق نیست. من از موقعی که در تیم بانک تجارت بودم کار اقتصادی می‌کردم. وقتی هم در آلمان بودم کار اقتصادی می‌کردم. همزمان با شروع فوتبالم فعالیت اقتصادی می‌کردم و با زحمت زیاد به خیلی چیزها رسیدم. قبل از پیوستن به راه‌آهن از سایپا پیشنهاد داشتم که هر گونه صحبت و مذاکره را به بعد از بازهای پرسپولیس در جام حذفی موکول کردم. آخر فصل هم پیشنهاد راه‌آهن بود و نفت تهران. شرایط راه‌آهن را خیلی خوب دیدم اگر خوب نبود اصلا مربیگری را کنار می‌گذاشتم چون زندگی‌ام را از راه فوتبال اداره نمی‌کنم. زندگی من از جاهای دیگری تامین می‌شود و فوتبال برای من یک علاقه شخصی و دلمشغولی به قول خارجی‌ها یک جور «هابی» است. در فوتبال خیلی چیزها یاد گرفتم که می‌توانم آنها را به جوان‌ها یاد بدهم. اگر شرایط راه‌آهن هم همان چیزی نبود که فکرش می‌کردم هزار‌سال دیگر هم به اینجا نمی‌آمدم.

شما از یک تیم پرهیاهو وارد فضای آرام و سوت و کور باشگاه راه‌آهن شده اید. زندگی تازه‌ای که در این باشگاه آغاز کرده اید با روحیات شما سازگار است؟
اینجا آن قدرها هم که فکر می‌کنید سوت و کور نیست. به لطف مردم در بازی‌های خانگی چهار هزار نفر تماشاگر داریم و در شهرستان‌ها هم ما را تنها نمی‌گذارند. متاسفانه من در پرسپولیس از مسائلی که بیرون از زمین فوتبال برایم درست می‌کردند خیلی اذیت شدم و در این یک سال و نیم سختی کشیدم اما اینجا خیلی احساس اطمینان و آرامش می‌کنم. به همین دلیل راحت‌تر و با تمرکز بیشتری کار می‌کنم و اینجا به تنها چیزی که فکر می‌کنم فوتبال است. به نظرم در فضای فعلی خیلی بهتر می‌توانم توانایی هایم درعرصه مربیگری را نشان بدهم.
اما شما در دوران بازیکنی هم نشان داده اید اساسا شخصیت مبارزه طلب و ماجراجویی دارید و در شرایط سخت عملکرد بهتری را بروز داده اید.
من الان هم می‌خواهم روحیه مبارزه طلبی‌ام را در زمین مسابقه نشان بدهم. در زمین مسابقه می‌خواهم برنده باشم و راه‌آهن هم آن روحیه سالهای قبل را نداشته باشد. به نظر من هیچ مبارزه‌ای قشنگ‌تر از این نیست که هر کسی برای به بار نشستن زحمات و سختی‌هایی که طی روزها و هفته‌ها متحمل شده در زمین مسابقه تلاش کند. خیلی مهم است که شما در یک رقابت سالم برای رسیدن به موفقیت دعوا کنی. سالم کار کردن برای من از همه چیز مهم‌تر است. خدا همیشه کمک کرده و مطمئنم اینجا هم کمکم خواهد کرد.
از فضای فعلی اطراف باشگاه مشخص است که اینجا آزادی عمل بیشتری خواهید داشت و خبری از دخالت‌های مدیریتی نیست.
من در عرصه مربیگری سابقه زیادی ندارم اما هر جا کار کردم حریم خودم را می‌دانستم و فقط به مسائل فنی فکر کردم. در این مدت تمام کسانی را که با من همکاری داشته‌اند را مجاب کردم مسئولیت فنی را به من واگذار کنند و به کارهای خودشان برسند. بعضی وقت‌ها پیش آمده که عده‌ای می‌خواستند نظرات شان را اعمال کنند اما من کسی نیستم که به این مسائل تن بدهم و مقابل خیلی از آنها ایستاده ام. در این مدت کم به افتخاراتی رسیده‌ام که یک مربی شاید طی 20 سال هم نمی‌توانست به آنها برسد. اگر می‌خواستم زیر بار این مسائل بروم مطمئنا هیچ وقت به موفقیت نمی‌رسیدم.
من صرفا به مسائل فنی فکر می‌کنم و هر جا می‌روم از روز اول سنگ‌هایم را وا می‌کنم. در باشگاه راه‌آهن هر کس در جایگاه خودش فعالیت می‌کند و تقسیم‌بندی کارها از تمام جاهایی که کار کرده‌ام ملموس‌تر است.
چرا شما معمولا بعد از قطع همکاری با مدیران فوتبالی به مشکل برمی‌خورید و به قولی اساسا روحیه پرخاشگری دارید؟
من از حقم نمی‌گذرم و همیشه برای رسیدن به حقم دعوا کرده ام. حرف زور و دروغ را هم نمی‌پذیرم. از کسی که به طور پنهانی با مربی دیگری تمام کرده و در جلسات از من صحبت کند و مایه بگذارد بدم می‌آید. از آدم‌هایی که دورو و ریاکار هستند و خودشان را یک جور دیگری نشان می‌دهند بیزارم. در حالت عادی شما رفتار عجیبی از من نخواهید دید. شاید موضع گیری آشکار من جالب نباشد و به ضررم تمام شود اما من همینی هستم که می‌بینید و نمی‌توانم در برابر این مسائل سکوت کنم. دوست دارم همیشه با خودم صادق باشم. شاید خیلی جاها صبوری به خرج دادم اما صبر کردن هم حد و اندازه‌ای دارد.
اما شما بعد از قطع همکاری با تیم ملی هم مدیران فدراسیون فوتبال را زیر سوال بردید.
زمانی که سرمربی تیم ملی بودم با یکسری بازیکن جوان در مسابقات غرب آسیا قهرمان شدیم. شاید کسب این مقام اهمیت چندانی نداشته باشد اما معرفی شدن بازیکنان جوان و آینده دار به فوتبال ملی خودش یک موفقیت بزرگ بود. زمانی که مربی تیم ملی بودم سید مهدی رحمتی حقش بود فیکس تیم ملی باشد و به حقش هم رسید. او شاید قبل از من هم می‌توانست دروازه‌بان فیکس تیم ملی باشد اما کسی این فرصت را به او نداده بود. من این اعتقاد را به مهدی رحمتی داشتم و به او فرصت خودنمایی دادم و دیدید که بهترین دروازه‌بان ایران شد. پنج سال است که وارد عرصه مربیگری شدم اما در همین مدت نسبتا اندک نتیجه بدی نگرفتم. زمانی یک مربی دویست بازیکن ملی پوش را در اختیار دارد، لازم نیست کار خاصی انجام بدهد اما اگر شما بتوانید با یک تیم جوانی که اغالب بازیکنانش بعدها ملی پوش می‌شوند کار کنید مطمئنا کار بزرگی انجام داده اید.
شناسایی و آموزش فوتبالیستهای جوان یک پروسه بلند‌مدت و زمان‌بر است. به نظر شما فوتبال ایران این فرصت را به مربی می‌دهد؟
کاری به فضای فعلی فوتبال ایران ندارم و اصولا در کارم به بازیکنان جوان اعتقاد دارم و تا امروز از میدان دادن به بازیکنان جوان ضرر نکرده‌ام. معمولا در کنار جوان‌ها بازیکنان با تجربه هم داشته‌ام که به من کمک کرده‌اند. در تیم‌های من همیشه یک تعادلی بین بازیکنان جوان و باتجربه برقرار بوده اما هر موقع ریسک کردم و به جوان‌ها میدان دادم از آنها جواب گرفتم.
علی دایی با راه‌آهن می‌خواهد به کجا برسد؟
اگر در راه‌آهن بمانم یک روز با این تیم قهرمان لیگ برتر می‌شوم.
 

تاریخ: 1390/6/29
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: