اختصاصی90/فرجام حمید بیحبیب!
رضا عباسی
***
استیلی اگر صاحب هر شخصیت دیگری بود شاید میشد به دوام او در فضای جدید امیدوار بود. اما این مربی احساساتی که با نجوای چند تماشاگر روی سکو پهنای صورتش از اشک "تر" میشود و با کمترین بیمهری بغض میکند چگونه با نبود بزرگترین و چه بسا تنها "حامی" خود سر کند؟ آنهم در شرایطی که ترکیب هیات مدیره جدید و نام مدیرعامل تازه هم هیچ امیدی در دل او بر نمیانگیزد. علی پروین که خود عاشق و تشنه نیمکت سرخ است و "نمیتواند" سوادی نشستن بر آن را از خاطر ببرد. محمد پنجعلی هم که اگر به کار او میآمد و به درد حمید میخورد در همان کمیته فنی به پروپایش نمیپیچید. از فروزنده و مهمتر، رویانیان غیرفوتبالی هم همین بس که آنها نه زننده گل قرن را میشناسند و نه او معذورات معمول ورزشیها گیر میکنند. نژاد فلاح هم که همیشه طرف قویتر است! با این حساب آیا نخستین شکست استیلی آخرین شکست او در پرسپولیس جدید نخواهد بود؟ وقتی پروین میگوید "شاید به امور فنی ورود کنم" یعنی جهت بر حمید تمام نیست؟ او که در مواجهه با مایلیکهن ثابت کرد اهل کنار آمدن با "دخالت" نیست حالا نباید پروین را به چشم مایلیکهن دیگر ببیند و بیم محدود شدن اختیارات خود را داشته باشد؟
***
استیلی اگر احساسات را کنار بگذارد او واقع بین باشد به سرنوشت کاشانی دچار نمیشود که خیلیها با خبر رفتنش ذوق کردند. همو که همین دو سال پیش "محبوب" هواداران بود اما سهشنبه همان هواداران از خبر استعفایش شاد شدند. استیلی اگر میخواهد به "هرگونه ماندن" تن ندهد و خود را پیش از این "مصرف" نکند باید همین امروز استعفایش را امضا کند. او تنها با این روش است که اگر بماند "درست" میماند و اگر برود "درست" میرود.
تنها اینگونه است که اگر با استعفای او مخالفت شود هیات مدیره تا فرصتی قابل توجه باید پای من نقش یا استعفا و موافقتش با استیلی بماند و اگر هم با درخواست کنارهگیری حمید موافقت شود استیلی با پای خود از در خروج عبور کرده و عزت نفسش را حفظ کرده. استیلی اما اگر انفعال را پیشه کند، بنشیند و چشم به دست دیگران بدوزد شاید نه درست ماندن را تجربه کند و نه با پای خود رفتن را ...
***
حبیب که شروعی شیرین با پرسپولیس داشت پایانی چنان تلخ را چشید. حمید که آغازی تلخ در پرسپولیس داشت چه فرجامی به چشم خواهد دید...
















