واکاوی حضور رویانیان / فدراسیون فوتبال؛سودای سردار
مهدی طاهرخانی/خبرگزاری پارس فوتبال دات
حضور غیر منتظره محمد رویانیان در هیات مدیره پرسپولیس و بلافاصله انتخابش بعنوان مدیرعامل قرمزها آنقدر شوک برانگیز بود که تقریبا هیچ رسانه ای نسبت به آن بی تفاوت باقی نماند.سردار سابق ناجا، مدیر فعلی ستاد مدیریت سوخت با چهره ای شناخته شده چرا باید چنین پستی را قبول می کرد؟سوالی که هرکس به فراخور درکش از اصل قضیه ،پاسخی برای آن تراشید.رسانه های ورزشی متفق القول بر این باور بودند و هستند که رویانیان برای"معروفیت" بیشتر حاضر به تقبل این تکلیف(آنچه خودش مدعی میشود) شده است.اما چه کسی است که امروز در ایران دست کم از روی چهره این مرد را نشناسد؟ او برخلاف دیگر مدیران غیر ورزشی که قالبا چهره های ناشناخته ای برای مردم بودند در یک دهه اخیر در پستهایی مشغول به فعالیت شد که رسانه ها بیشترین مانور را روی آن داشتند؛ از حضور در نوک هرم پلیس 110گرفته تا ریاست راهنمایی و رانندگی و دست آخر مدیریت ستاد سوخت.هر یک از این پست ها کافی است تا یک فرد معمولی به چهره ای شناخته شده در سطح کشورمبدل شود.از سوی دیگر رویانیان بیشترین تعامل را با رسانه های مختلف داشت. مردی، بلند قامت با عینکی خاص که هم در لباس پلیس با دیگران متمایز بود و هم وقتی لباس شخصی می پوشید.او بارها با مطبوعات مصاحبه کرد،به صورت لاینقطع رو به روی دوربین پخش مستقیم تلیوزیون قرار گرفت و هر وقت پیچ رادیو را می پیچاندید پس از چند دقیقه جستجو در عالم امواج، موجی از صدای او را می یافتید. بنابراین فرضیه آمدن برای مشهوریت به صورت کل باطل است. وقتی خبرنگاران ورزشی خودشان را به محمد رویانیان می رسانند بدون معطلی اولین پرسش شان را به این سوال اختصاص میدهند که چرا به پرسپولیس آمدی.اما او هرگز لب به دروغ باز نمی کند.در بخش اول می گوید مطمئن باشید برای معروفیت چنین تکلیفی را قبول نکردم اما در بخش دوم در مورد کسب "مقبولیت" هیچ حرفی به زبان نمی آورد.تا امروز سردار بازنشسته پلیس هر پستی را در اختیار داشته مناصبی بوده انتصابی. یعنی بر حسب لیاقتش به پست هایی رسید که هیچگاه برای رسیدن به آن احتیاجی به "انتخابات" نبوده و نیست.اما حالا او می خواهد خودش را کاندیدا کند و چه آوردگاهی بهتر از مدیریت پرسپولیس و سر و سامان بخشیدن به اوضاع پر طرفدارترین تیم ایران.مقصد هم چندان دور نیست؛جایی در حوالی خیابان سئول. آدرس دقیق ترش هم می شود؛اتاق و صندلی رئیس فدراسیون فوتبال.
رقابت از هم اینک آغاز شده
با توجه به اتفاقات رخ داده در طول مدیریت 4 ساله علی کفاشیان باید خیلی ساده انگار بود تا قبول کرد این مرد خوش خنده نائینی برای چهار سال دیگر در جایگاهش می نشیند.از سوی دیگر برخلاف دوره گذشته که هیچ نامزدی در این پست حاضر نبود و کفاشیان بسادگی موفق به"فتح سنگر بی سرباز" شد، حالا چند مرد مصمم با اهدافی متفاوت رقیب او بشمار می روند.
1-مهمترین رقیب کفاشیان همین محمد رویانیان است. او هرگز راضی به ماندن در صندلی مدیرعاملی پرسپولیس نیست و نخواهد بود. جامعه ورزش ما مرتب از خودش می پرسد مردی با مختصات او چرا به پرسولیس آمده و حالا پاسخ پیش رویشان است.اگر تا پیش از این رویانیان بعنوان یک نظامی باز نشسته مستقیم وارد انتخابات فدراسیون فوتبال می شد و یا بعنوان یک فرد از پیکره دولت، شاید هم مشکل قانونی داشت و هم عدم مقبولیت عمومی. اما وزیر ورزش به او پستی را اهدا کرد که دست کم تا چند ماه محمد رویانیان میتواند در قالب آن خودش را به جامعه ورزش بشناساند، مقبولیت عمومی کسب کند و دست آخر بگوید به عنوان مدیرعامل پرسپولیس، وارد انتخابات فدراسیون فوتبال شدم.او حتی تلویحا در مصاحبه تلویزیونی با برنامه" نود در نود" گفت:«قصد دارم به زودی از دیگر مناصبم استعفا کنم تا تمام و کمال در خدمت پرسپولیس باشم» همین یک جمله به خودی خود بازگو کننده اصل واقعیت است.حبیب کاشانی نزدیک به سه سال (در دو دوره)در پرسپولیس باقی ماند و هرگز راضی نشد دست کم برای حفظ ظاهر یک بار صحبت از استعفا در دیگر پستهایش کند، چون میدانست صندلی مدیریت فوتبال آن هم در باشگاه متزلزلی مثل پرسپولیس،لرزان تر از آن است که بتوان رویش حساب کرد. اما حالا سردار بازنشسته می گوید استعفا می کند.مطمئن باشید اگر او"سیاس تر"از کاشانی نباشد هرگز خام تر از او نیست. اگر هنگامه انتخابات فدراسیون فوتبال در پایان سال، ناگهان دیدید و شنیدید مدیرعامل پرسپولیس خودش را نامزد کرده اصلا تعجب نکنید.وزیر ورزش بی جهت پای سردار را به ورزش باز نکرده است.
2-مهدی تاج از همان روز نخست برای ریاست فدراسیون فوتبال پا پیش گذاشت. او با کمک رسانه تاثیر گذارش(روزنامه جهان فوتبال) با چراغ خاموش وارد فدارسیون فوتبال شد اما پس از ورود به ساختمان سئول، ترجیح داد با روش دیگری به ریاست برسد. از این رو در ابتدا روزنامه اش را به یک بخش خصوصی اجاره داد و پس از اینکه دید گروه جدید تنها در حال تخریب نام "جهان فوتبال" هستند، از ابتدای سال 88 تصمیم گرفت دیگر رسانه ای با این نام چاپ نشود.نزدیکی با رسانه ها و مصاحبه با خبرگزاری ها و روزنامه های تاثیرگذار تاکتیک جدید تاج بود اما تناقض در گفتار نائب رئیس و کفاشیان باعث شد سرانجام او کمتر مصاحبه کند.اما حالا در آستانه انتخابات فدراسیون فوتبال و پس از اینکه کفاشیان در یک گپ خودمانی با یک خبرنگار ورزشی گفت:«در کجای دنیا نائب رئیس علیه رئیس لابی می کند»بازی شکل دیگری به خود گرفت.چندی پیش آقای نائب رئیس، گروهی از مدیرمسولان رسانههای ورزشی و همچنین سردبیران آنها را به ساختمانی واقع در میرداماد دعوت کرد تا با آنها صحبت از مصائب چاپ و کاغذ و این دست از حرف های مهم کند (!)او سپس از افراد تصمیم گیرنده در رسانه ها درخواست های دیگری هم داشت که احتمالا در همان دوره انتخابات فدارسیون فوتبال ثمره این درخواست ها را خواهید دید.البته تاج به شرطی کاندیدا می شود که رقبای دانه درشت او پا پس بکشند وگرنه شاید به همان پست نائب رئیسی قانع باشد.
3-مصطفی آجورلو هم از دیگر نامزدهای احتمالی است.او چهارسال قبل هم بعنوان رئیس اتحادیه فوتبال قصد کاندیدا شدن را داشت که بنا به مشکلات اساسنامه نتوانست به خواسته اش برسد اما حالا و پس از یک دوره ناموفق در استیل آذین،سردار ناجا بازگشته و می گوید می خواهد پاس را به تهران برگرداند.او با توپ پر آمده و می خواهد این بار به هر قیمتی رئیس شود.اهرم های لازم در دستان مدیرعامل سابق پاس بزرگ تهران است و شاید این بار شانس به او لبخند بزند.
4-محمد علی آبادی باید هم اینک رئیس فدراسیون فوتبال باشد.اگر انتخابات فدراسیون فوتبال بدون دخالت بند های دست و پا گیر اساسنامه جدید بود، اگر علی آبادی چهار سال قبل رئیس وقت سازمان ورزش نبود،شک نکنید هم اینک او رئیس بود اما قانون دست او را بست تا خودش علی کفاشیان را بیاورد برای ریاست. اگرچه مهندس علی آبادی بعد از خروج از سازمان ورزش، پست های به مراتب بالاتری را به دست آورد و حتی در مقطعی سرپرست وزرات نفت و رئیس اُپک شد اما چه کسی است که نداند او برای رسیدن به پست ریاست فدراسیون فوتبال هنوز مایل به ادامه رقابت است.
5-یک نام هم در این بین می ماند که وضعیتی مشابه باقی موارد ذکر شده دارد.اگر او بیاید حتما شانس بیشتری از دیگران خواهد داشت اگر هم نیاید آن وقت رویانیان کاندیدای همان گروهی است که این فرد را حمایت می کردند.نامش چندان سخت نیست کمی اسم ها را واکاوی کنید به او خواهید رسید.
















