ریشهیابی ناپاکی فوتبال از کجا باید شروع شود؟
حبیب الله نیک نژاد،روزنامه نگار و مترجم: آنچه این روزها در فوتبال ما میگذرد، نتیجه یکسری بیمطالعهایها، قبل از پذیرش قوانین فوتبال حرفهای از سوی کنفدارسیون فوتبال آسیا است که به گفتهای ما قبل از آنکه چاهی کنده باشیمخبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)حبیب الله نیک نژاد،روزنامه نگار و مترجم: آنچه این روزها در فوتبال ما میگذرد، نتیجه یکسری بیمطالعهایها، قبل از پذیرش قوانین فوتبال حرفهای از سوی کنفدارسیون فوتبال آسیا است که به گفتهای ما قبل از آنکه چاهی کنده باشیم، منار را دزدیده و نهایتاً بدون هیچ پیش زمینهایی شرایط را به جایی رساندیم که این روزها شاهد آن هستیم که همگان از آن مینالند.
همانطور که در لید مطلب آوردیم، فوتبال قواعد و چهارچوب خود را دارد که راهکارها و قوانین استفاده از آن در هزاران کتاب درباره آغاز فوتبال حرفهای آورده شده و متأسفانه ما هیچ یک از آنان را در دانشگاهها یا مدارس تربیت بدنی تدریس نکرده و یک مرتبه فوتبال را حرفهای اعلام کردیم و این شد که امروزه تمامی مربیان از وضعیت موجود شاکی بوده، زیرا ما کاری کردهایم که سنگ روی سنگ بند نمیشود.
بحث فوتبال ناپاک، این روزها، نقل محافل ورزشی است و بسیاری به نقد روابط ناسالم و پلشت جاری در ورزش کشور و به طور خاص فوتبال پرداختهاند.
در میان همه این بحثها، جای یک بحث عمده باز است که آن هم ریشهیابی این ناپاکیهاست که مانند بسیاری دیگر از بحثهای ورزشی و غیرورزشی ما، کسی به ریشهها نمیپردازد و بحث ها تنها در سطح باقی میماند. توجه به این نکته ضروری است که مناسبات ناسالم و غلط، در هر عرصهای پلشتی و ناروایی را به همراه میآورد و فوتبال هم از این مقوله استثنا نیست. زیرا وقتی مناسبات کلی یک جامعه صرفا بر مبنای پول و روابط اسکناسی دایر شد، طبیعی است که فساد در آن روابط ریشه بگیرد و ریشه بزند!
در فوتبال ما هم، به طریق اولی، همین معادله برقرار است، اما گره کار تنها این هم نیست. گره کار در آنجا نهفته است که کار فوتبال و معادلات آن به دست گروهی افتاده است که از بدحادثه، فوتبالی نیستند. آقای فلانی که سرپرست یک باشگاه معتبر فوتبال ما میشود، به دلیل نداشتن پشتوانه و سابقه فوتبالی، ناگزیر باید دست به دامان دلالها و «ایجنت»ها شود تا هم بتوانند تیم خود را ببندد و هم امور خود را پیش ببرد. او، این پایگاه را انتخاب میکند تا به مناصب بالاتر برسد و به اصطلاح پشت خود را ببندد!
در این برهوت، طبیعی است که فساد ریشه کند و ناپاکی، حرف مسلط ورزش شود. وقتی صورت مسأله را غلط طرح میکنیم، به جواب هم نمیرسیم و در نهایت ناگزیر باید بر پایه مد، گاهی صحبتهایی را سربسته و دربسته مطرح کنیم و بعد آنها را فراموش کنیم.
فوتبالی که پول در آن، حرف مسلط است به طور طبیعی نمیتوان از آن، انتظار پاکدامنی داشت. خود آقایان اگر به خود رجوع کنند به راحتی میتوانند ریشه فساد را در باشگاه خود و در کل، در فوتبال ما، دریابند و تا قبل از آن که این مسائل به تیم ملی و شاید هم کنفدارسیون فوتبال آسیا کشیده شود، جلویش را بگیرند!
به هر حال تا برخی که در فوتبال هیچ اصل و نسبی ندارند و تنها از آن برای سکوی پرواز استفاده میکنند، دست از سر فوتبال برندارند، فوتبال ما نه تنها بهتر که روز از روز بدتر خواهد شد و آقایان برای اینکه خود را در فوتبال اثبات کنند، مجبورند دست به هر کاری زده و با این ترفندها اگر ما بهترین کتابهای حرفهایی شدن فوتبال را هم الگو بگیریم، باز هم با مشکل روبهرو خواهیم بود.
همانطور که در لید مطلب آوردیم، فوتبال قواعد و چهارچوب خود را دارد که راهکارها و قوانین استفاده از آن در هزاران کتاب درباره آغاز فوتبال حرفهای آورده شده و متأسفانه ما هیچ یک از آنان را در دانشگاهها یا مدارس تربیت بدنی تدریس نکرده و یک مرتبه فوتبال را حرفهای اعلام کردیم و این شد که امروزه تمامی مربیان از وضعیت موجود شاکی بوده، زیرا ما کاری کردهایم که سنگ روی سنگ بند نمیشود.
بحث فوتبال ناپاک، این روزها، نقل محافل ورزشی است و بسیاری به نقد روابط ناسالم و پلشت جاری در ورزش کشور و به طور خاص فوتبال پرداختهاند.
در میان همه این بحثها، جای یک بحث عمده باز است که آن هم ریشهیابی این ناپاکیهاست که مانند بسیاری دیگر از بحثهای ورزشی و غیرورزشی ما، کسی به ریشهها نمیپردازد و بحث ها تنها در سطح باقی میماند. توجه به این نکته ضروری است که مناسبات ناسالم و غلط، در هر عرصهای پلشتی و ناروایی را به همراه میآورد و فوتبال هم از این مقوله استثنا نیست. زیرا وقتی مناسبات کلی یک جامعه صرفا بر مبنای پول و روابط اسکناسی دایر شد، طبیعی است که فساد در آن روابط ریشه بگیرد و ریشه بزند!
در فوتبال ما هم، به طریق اولی، همین معادله برقرار است، اما گره کار تنها این هم نیست. گره کار در آنجا نهفته است که کار فوتبال و معادلات آن به دست گروهی افتاده است که از بدحادثه، فوتبالی نیستند. آقای فلانی که سرپرست یک باشگاه معتبر فوتبال ما میشود، به دلیل نداشتن پشتوانه و سابقه فوتبالی، ناگزیر باید دست به دامان دلالها و «ایجنت»ها شود تا هم بتوانند تیم خود را ببندد و هم امور خود را پیش ببرد. او، این پایگاه را انتخاب میکند تا به مناصب بالاتر برسد و به اصطلاح پشت خود را ببندد!
در این برهوت، طبیعی است که فساد ریشه کند و ناپاکی، حرف مسلط ورزش شود. وقتی صورت مسأله را غلط طرح میکنیم، به جواب هم نمیرسیم و در نهایت ناگزیر باید بر پایه مد، گاهی صحبتهایی را سربسته و دربسته مطرح کنیم و بعد آنها را فراموش کنیم.
فوتبالی که پول در آن، حرف مسلط است به طور طبیعی نمیتوان از آن، انتظار پاکدامنی داشت. خود آقایان اگر به خود رجوع کنند به راحتی میتوانند ریشه فساد را در باشگاه خود و در کل، در فوتبال ما، دریابند و تا قبل از آن که این مسائل به تیم ملی و شاید هم کنفدارسیون فوتبال آسیا کشیده شود، جلویش را بگیرند!
به هر حال تا برخی که در فوتبال هیچ اصل و نسبی ندارند و تنها از آن برای سکوی پرواز استفاده میکنند، دست از سر فوتبال برندارند، فوتبال ما نه تنها بهتر که روز از روز بدتر خواهد شد و آقایان برای اینکه خود را در فوتبال اثبات کنند، مجبورند دست به هر کاری زده و با این ترفندها اگر ما بهترین کتابهای حرفهایی شدن فوتبال را هم الگو بگیریم، باز هم با مشکل روبهرو خواهیم بود.
تاریخ: 1390/7/4
موضوع: سایر ورزش ها
نظر: 0
















