اختصاصی90/مدیرانی که می آیند، بی خروجی می روند
در این برنامه چه حرف نامربوطی زده شد تا شخصی که به ریاست محترم جمهوری نزدیک است ، خطاب به عادل بگوید: گوش کن ببین من چی می گم؟
چنین ادبیاتی آیا برازند? آقایان است؟
آیا نماینده مجلس باید چیزی را که خود نشنیده، به عنوان "شنیده" قلمداد کند؟ مدیر عامل باشگاه که سال ها در لباس مقدس "پلیس" ادای وظیفه میکرده است، چرا بی سند و مدرک "تهمت" میزند و با خنده از مدارک ورزشی نمایند? مجلس یاد می کند؟
مردمی که این دیالوگ ها را می شنوند چه می گویند؟
جز سر تکان دادن به نشانه تأسف و "آهی" عمیق آیا میشود کار دیگری کرد؟ حرف دیگری زد؟ و جور دیگری واکنش نشان داد؟
این جا است که شاعر می گوید "تو قدر خود نمی دانی چه حاصل؟"
***
همه حرف 90 این بود : اعتراض به نحو? "ورود" سیاسیون به کرسی های مهم ورزش و بالاخص فوتبال.
ادبیات ضعیف نمایندگان اما اجازه نمی داد تا در بار? فحوای کلام عادل بحث کنند. آن ها نه آن چیزی که گفته می شد که آن چیزی را که دوست داشتند بشنوند می شنیدند.
آن ها تیتر "منطقی" بحث را به حلاوت مظلوم نمایی در مقابل توهم "اتهام" و خط دادن و ریشخند مبدل ساختند تا در سایه دفاع در برابر دشمن خیالی سوژه را به جایی بکشانند که خود می خواهند.
آری این گونه بود که نزدیک به دو ساعت بحث شد، غافل از این که کسی بخواهد اشارتی ولو اندک به عنوان موضوع داشته باشد.
***
دوباره و اگر لازم شد صد باره تکرار می کنیم که مشکل «نداشتن عکس با شورت ورزشی نیست" . صفایی هم که در هیچ کجای آلبوم خاطراتش چنین تصویری نداشت آمد و ماند و کار کرد و اسطوره شد. البته طبقه عوام هرگز با جای خالی یک عکس با شورت ورزشی؛ در آلبوم رئیس اسبق فدراسیون فوتبال، کنار نیامدند ، ولی خواص هنوز هم در پی کشف مدیری چون صفایی هستند، مدیری که چون مدیر بود ، نه با مصاحبه ، بلکه از طریق اقداماتش؛ با برنامه ها و پرستیژ اداری و پروژههایش، در قلوب خواص جامعه ورزش جا باز کرد.
آری "مدیریت" مبحثی است کلان. تخصصی ورای حوزه ای که مدیر در آن مشغول به کار می شود. برای آشنایی با جزئیات می توان مشاورانی از دل آن رشته را به استخدام خود درآورد؛ مهم "خروجی" مدیران است. مهم نحوه ورود آن ها است. مهم سهمی است که ایفا میکنند. نقش شان. توانمندی و توجه شان، پس
لطفاً اگر می خواهید این مرقومه را نیز توطئه قلمداد کنید به فرع نپردازید و اصل را دریابید.
***
آقایان می گویند "آمده ایم برای واگذاری استقلال و پرسپولیس به بخش خصوصی" . سوال می کنیم: این چه نیتی است که نزدیک به دو دهه به طول انجامیده و میسّر نشده است؟
خاطرتان باشد ، اواسط دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی بود که سخن از واگذاری به میان آمد. بعد از آن بیست سال فرصت داشتیم تا این شعار را جامه عمل بپوشانیم، اما
مگر می شود از مواهب سیاسی دو برندی که ریشه در قلب "توده" دارند چشم پوشی کرد؟
مگر می توان فوتبالی را که می تواند ایران را به خیابان ها بکشاند، به "اغیار" سپرد؟
... یاد "نامه" ای می افتیم که محمود احمدی نژاد چند ماه مانده به انتخابات نوشت و در آن به سعیدلو تأکید کرد که باید ظرف مدتی کوتاه مقدمات واگذاری را فراهم آورد.
این که دوباره در آستانه انتخاباتی دیگر همه یاد واگذاری افتاده اند شائبه برانگیز است؛ به خصوص که به حُکم عقل بخش خصوصی نباید رغبتی برای تصاحب دو کالایی نشان دهد که به دلیل بسته بودن مجاری درآمدزایی سالانه فقط ده بیست میلیارد تومان خرجشان است و بس.
***
نزدیک به سه سال ضجه می زدیم که چرا استقلال و پرسپولیس را به سرپرستان موقت سپرده اید؟ فریاد میکشیدیم آن ها "حامی" می خواهند. هیأت مدیرهای از جنس مردان اجرایی. هیأتی با حضور کسانی که بتوانند باری از روی دوش مدیران عامل بردارند، اما
گوش کسی بدهکار نبود و تنها این جواب را می شنیدی که "اعضا را به زودی معرفی می کنیم" !
این به زودی اما چند سال طول کشید و صد حیرت از کار زمانه که در آستانه انتخابات مجلس دو هیأت مدیره تشکیل داده اند با حضور نمایندگانی که چند ماه بعد محتاج رأی مردمند!
حال اگر چنین پروسه ای اسمی به غیر از سیاسی کاری دارد مرحمت فرموده نامش را به اطلاع ما نیز برسانید تا دانسته های مان کامل تر شود.
***
آقایی با 90 تماس گرفت و چیزی در حدود 20 بار لفظ "مدیر" را تکرار کرد. بی تردید عادل نیز مخالفتی با ورود "مدیران" به حوزه فوتبال ندارد، اما کجای دنیا سابقه داشته که با حلوا حلوا گفتن دهان کسی شیرین شود؟
نزدیک به سه دهه است که صدها اسم وارد هیأت مدیره تیم های ورزشی این کشور شده اند، با این حال حتی یک مورد هم وجود نداشته که خروجی این به اصطلاح "مدیران" ، گرهی از مشکلات تیم های ایرانی را گشوده باشد.
از طریق همین استقلال و پرسپولیس ده ها نفر به شهرت رسیدند، اما سابقه نداشته که عضوی از اعضای هیأت مدیره ساختمانی بنا کرده باشد. درآمدزایی کند. طرحی نو دراندازد. تیمی را بوجود آورد. سر و شکلی بدهد. کاری را پیش ببرد.
دلخوری آن 80 درصدی که علیه هیأت مدیره سرخابیها رأی دادند نیز از همین موضوع است. از تکرار یک نسخه قدیمی که اسم "خدمت به مردم" را برای بنگاهش انتخاب کرده است.
آخر این چه خدمتی است که مدام در آستانه انتخابات شکوفا می شود؟
این چه خدمتی است که "خروجی" ندارد؟
این چه خدمتی است که جز تهدید امنیت شغلی مدیران عامل و عزل و نصب های "جناحی" عایدی دیگری نمیتراشد؟
و این چه خدمتی است که در طول سی سال ، از واگذاری دو باشگاه به بخش خصوصی، ایجاد بنایی ماندگار، احداث سیستمی مقبول عاجز مانده است؟
اگر نیت فقط خدمت است لطفاً آن را با کارتان نشان بدهید.
اگر نیت خدمت است دفعه بعد که یادتان رفت لیست استقلال را برای AFC بفرستید آن را گردن صدام حسین و امریکای جهان خوار نیاندازید.
اگر نیت خدمت است حق سرخابی ها را از دولت، از مجلس، از صدا و سیما، از بلیت فروش، از تبلیغات بگیرید تا بساط کاسه گدایی و خرج مدیران عامل از جیب برچیده شود.
آری اگر کاری بکنید کارستان ، آن گاه می شود نام منتقدان را مغرض گذاشت، ولی تا زمانی که خروجی حضرات کسب شهرت است و اخذ رأی ، صدای آن 80 درصدی که متأسفانه شنیده نمی شوند ، رساتر می گردد.
















