احسان حدادی:تمام نتایجم را مدیون کفاشیان هستم
مشروح گفتگوی قهرمان پرتاب دیسک آسیا با پانا در ادامه می آید:
معلم ورزش مدرسه گفت به دوومیدانی برو
در ابتدای ورزشم 6 ماه هندبال بازی کردم. به نوعی در تمام رشته های ورزشی یک دستی داشتم و سری به هر ورزشی زدم. به درخواست معلم ورزش کلاس پنجم به رشته پرتاب ها روی آوردم. در کلاس پنجم ابتدایی در رشته پرتاب وزنه شرکت کردم. در همان سال و در مسابقات منطقه ای به مقام دوم دست پیدا کردم. پس از دو ماه حضور در این رشته، به دلیل اینکه من را به مسابقات دانش آموزان کشوری اعزام نکردند، از دوو میدانی خارج شدم و به سراغ فوتبال رفتم. در فوتبال، دروازه بان بودم. خیلی خوب هم در این پست بازی می کردم. به فوتبال علاقه زیادی داشتم ولی در سال 1380 به درخواست یکی از دوستانم برای تماشای مسابقات دوومیدانی به ورزشگاه شهید شیرودی رفتیم. "نوح نژاد" من را دید و خواست که در دوومیدانی فعالیت کنم. مدت کوتاهی با نوح نژاد کار کردم و رکوردهای خیلی خوبی را به جا گذاشتم. به تمریناتم با وی ادامه دادم تا اینکه یک مربی اوکراینی وارد ایران شد. او از من خیلی خوشش آمد و گفت که باید تمرین کنی. دو، سه ماه با وی کار کردم و موفق شدم طی این مدت دو بار رکورد نوجوانان ایران را در ماده پرتاب دیسک جابه جا کنم. در آن زمان کفاشیان رییس فدراسیون دوومیدانی بود.
در زمان کفاشیان به دوومیدانی اهمیت زیادی می دادند
علی کفاشیان تمام دوومیدانی کارانی را که شانسی برای موفقیت در آینده داشتند و مربیان تشخیص می دادند که ممکن است در آینده مدالی کسب کنند، سه ماه به اردوی اوکراین اعزام کرد. این اردو یکی از بهترین اردوهای ما در آن زمان بود. در آن زمان متوجه این موضوع نمی شدیم که چقدر برای ما مفید است ولی الان به خوبی این موضوع را درک می کنم . در زمان کفاشیان به دوومیدانی اهمیت زیادی می دادند. در آن زمان به گونه ای بود که یک جوان 16 یا 17 ساله را به اردوی اوکراین اعزام می کردند . علاوه بر من حدود 10 ورزشکار دیگر هم در اردوی حضور داشتند. اکثر ورزشکارانی که در اوکراین شرکت کردند نتیجه ی آن اردو را دیدند و در سال های بعد موفق به کسب مدال های رنگارنگ برای ایران شدند. در آن اردو با وجود اینکه در رده سن نوجوانان قرار داشتم، موفق شدم رکورد جوانان ایران را جابه جا کنم.
در فوتبال باید پارتی داشته باشید
اگر بخواهم دلیل جدایی ام از فوتبال را عنوان کنم باید بگویم فوتبال به گونه ای است که برای موفقیت در آن باید پارتی داشته باشید. فوتبال ورزش رکوردی نیست. اگر کسی بخواهد در این رشته پیشرفت کند، باید معرف داشته باشد. هیچکس من را معرفی نکرد و من هم به دوومیدانی رو آوردم.
تمام نتایجم را مدیون کفاشیان هستم
از 17 تا 20 سالگی هر روز در اردو بودم ولی متاسفانه در حال حاضر کسی را ندیدم که در رده های سنی پایه یا بزرگسال به اردو برود. در زمان ریاست فدراسیون کفاشیان ما با مربیان خارجی تمرین می کردیم. واقعاً دوومیدانی در آن زمان پیشرفت زیادی کرد. ورزشکارانی که در حال حاضر مدال کسب می کنند در زمان کفاشیان به دوومیدانی آمدند. به شخصه تمام نتایجی را که کسب می کنم، مدیون کفاشیان هستم.
در گذشته دوومیدانی خیلی بهتر از حال حاضر بوده ، این رشته در حال تضعیف است
زمانی که در رده سنی نوجوانان قرار داشتم، کفاشیان برای دوومیدانی زحمات بسیار زیادی می کشید. کارهای ساخت مجموع ورزشی آفتاب انقلاب را کفاشیان انجام داد هر چند که آشتیانی می گوید من زحمات زیادی برای این مجموعه کشیده ام. قبل از کفاشیان در دهه 70 رحیمی معاون اول احمدی نژاد، رییس فدراسیون دوومیدانی بود. در آن زمان هم دوومیدانی شرایط خیلی خوبی داشت. در گذشته دوو میدانی خیلی بهتر از حال حاضر بود. اکنون دوومیدانی در حال ضعیف شدن است. شاید دلیل این موضوع بودجه کم فدراسیون و بیشتر شدن تعداد ورزشکاران باشد.
10 سال زمان می برد تا یک ورزشکار بتواند مدال کسب کند
سجاد مرادی، سپهرزاد ، مهدی شاهرخی و من از جمله آن 10 نفری بودیم که در زمان کفاشیان به اردوی اوکراین اعزام شدیم. دوو میدانی رشته ای است که باید برای آن 10 سال زحمت بکشید تا یک ورزشکار بتواند در مسابقات آسیایی و جهانی مدال کسب کند. هر چند که کسی تا قبل از من در مسابقات جهانی مدالی کسب نکرده بود. توانایی دوومیدانی کاران ایرانی بسیار زیاد است. در دنیا دوومیدانی پس از فوتبال زیباترین و پرطرفدارترین رشته ورزشی است. در هیچ مسابقه جهانی و در هیچ رشته ورزشی ، 202 کشور شرکت نمی کنند. مسابقات جهانی دوومیدانی بزرگترین رویداد جهانی سال پس از المپیک و جام جهانی فوتبال شناخته می شود.
ضعف ورزش است که با ورزشکاری که مدال جهانی دارد ، قرار داد امضا نمی کنند
با مبلغی که به من پرداخت می کنند، حاضر به شرکت در لیگ دوومیدانی ایران نشدم. ارزش ورزشکاران دوومیدانی خیلی بالاتر از این صحبت ها است. یک فوتبالیست درجه سه، 200 میلیون پول می گیرد، بعد به من زنگ می زنند و می گویند با 50 میلیون به تیم ما بیا و برای ما پرتاب کن. قبلا هم اعلام کردم که با این مبالغ در لیگ دوومیدانی شرکت نمی کنم. فکر می کنم این ضعف ورزش ما است که با ورزشکاری که در مسابقات جهانی مدال گرفته است، قرارداد نمی بندند.
حضور من در لیگ بالاتر از حالت بارسلونا در لالیگا است
اگر در لیگ دوومیدانی ایران شرکت می کردم ، برادران صمیمی رقیبان من بودند. حضور من در لیگ دوومیدانی ایران خیلی بالاتر از حالت شرکت بارسلونا در لالیگا است. کاملا معلوم است که من در لیگ قهرمان می شوم. (خنده)
در زمستان ورزشکاران بدنسازی می کنند
لیگ دوومیدانی در تمام دنیا به گونه ای است که فقط در تابستان برگزار می شود. در زمستان تمام ورزشکاران به بدن سازی مشغول هستند. ورزشکارانی که در مسابقات داخل سالن شرکت می کنند، تمرینات سبک تری نسبت یه سایرین دارند.
افشارزاده به من لطف دارد
افشار زاده به من لطف داشته است. وی دو ، سه ماه گذشته به من گفت، از دید من مشکلی ندارد و مربی مورد نظرخود را به ایران بیاور. افشارزاده گفت، هر هزینه ای که داشته باشد، ما پرداخت می کنیم. مربی ام نمی خواست که به ایران بیاید. وی دچار مشکلات قلبی است و به دلیل اینکه تهران 1600 متر از سطح دریا بالاتر است، با حضور در ایران دچار مشکل می شود. بعد از مسابقات جهانی 10 روز با "کیم بوخنسف" تمرین کردم. از وی خواهش کردم که تا المپیک با من کار کند. اگر در این مقطع مربی خود را تغییر بدهم دچار افت شدیدی می شوم و شاید نتوانم نتیجه خوبی در المپیک کسب کنم. قرار شد که "کیم بوخنسف" 9 ماه با من کار کنند. حقوق مربی من ماهی 9 هزار دلار است که مبلغ زیادی نسبت به رشته های دیگر نیست. کاری با فوتبال، والیبال و بسکتبال نداریم ولی در رشته های دیگر 14 - 15 هزار دلار به مربیان خارجی پرداخت می کنند.
باید بالای 70 متر در المپیک پرتاب کنم
در المپیک 2012 لندن باید بالای 70 متر پرتاب کنم. امسال هم می توانستم این کار را در مسابقات جهانی کره انجام بدهم. سال گذشته در شرایطی بالای 68 متر پرتاب کردم که در حالت ایده آل بدنی نبودم. پیش خودم فکر می کردم اگر تمرینات زمستانی ام خوب باشد و مشکلی رخ ندهد 70 متر پرتاب خواهم کرد ولی متأسفانه مربی من از ایران رفت و پس از آن هم با فدراسیون دوومیدانی دچار مشکل شدم.
نمی خواستم در مسابقات جهانی شرکت کنم
سال بدی را سپری کردم و فکر هم نمی کردم که بخواهم در مسابقات جهانی کره شرکت کنم. واقعا قرار هم نبود شرکت کنم. اعلام کرده بودم اگر 67 متر پرتاب نکنم به مسابقات جهانی نمی روم. 20 روز در اردوی روسیه حضور داشتم. در اردوی روسیه آرامش کامل و محضی حکم فرما بود. ورزشکاری که قصد حرفه ای تمرین کردن را دارد باید در کمپی باشد که تمام تمرکزش فقط به تمرین و استراحتش باشد. در تهران یک ساعت راه تا مجموعه آفتاب انقلاب برای رفت و یک ساعت راه برای برگشت طی می کنم. طی این 5 ماه دائما در حال جنگ و دعوا بودم. با وجود این شرایط، قصد شرکت در مسابقات جهانی را نداشتم. نبود مربی و برگزار نشدن اردوی آفریقای جنوبی که یکی از دلایل اصلی لطمه خوردن من از نظر روحی بود از جمله عللی بود که نمی خواستم در مسابقات جهانی شرکت کنم. هر ساله جهت تمرین به آفریقا جنوبی می روم. امسال به من گفتند که هزینه زیادی دارد و به جای آفریقا به کیش برو. هزینه سفر کیش 35 میلیون تومان شد. اگر با 3 نفر در آفریقای جنوبی شرکت می کردم هزینه آن 15 میلیون تومان می شد ولی 2 نفری به کیش رفتیم و هزینه آن 35 میلیون شد!
زمانی که به من اجازه ندادند به آفریقا جنوبی بروم، مصطفی کریمی از فدراسیون رفته بود و دوو میدانی بدون سرپرست بود. در واقع هیچ کس در فدراسیون ما به عنوان رییس نبود. در شورای برون مرزی سازمان تربیت بدنی شرکت کردند و آن ها طی نامه ای که به شخصه آن را در کمیته ملی المپیک دیدم، اجازه خروج من را صادر کردند. شورای برون مرزی گفت که حدادی می تواند به آفریقا جنوبی برود. نمی دانم چه اتفاقی رخ داد که گفتند با رفتن من مخالفت شده است. پس از آن یکی از مسئولان ورزش کشور گفت در این جا ورزشکار سالاری نیست و به ورزشکاران باج نمی دهیم!
یکی از دو کار مثبت فدارسیون آشتیانی اعزام من به روسیه بود
پیش از مسابقات جهانی ، اردوی خیلی خوبی در روسیه داشتم. فکر می کنم یکی از دو کار مثبتی که فدراسیون فعلی کرد اعزام من به روسیه بود.آن موقع هم ما خیلی با فدراسیون مشکل داشتیم. در دعوا هم نان و حلوا خیرات نمی کنند. من یک چیز گفتم و فدراسیون هم یک چیز. چیزی که من می گفتم حق بود. من تنها خواستار مربی بودم و چیز زیادی از فدراسیون نمی خواستم. نه می گفتم به من پول بدهید و نه می گفتم به من خانه بدهید. حرفم این بود که مربی مرا به ایران بیاورید تا من هم نتیجه بگیریم.
وقتی مربی نباشد ورزشکار نمی تواند نتیجه بگیرد. پیش آشتیانی سرپرست فدراسیون رفتم و به وی گفتم می خواهم به اردو بروم. وی به من گفت برو و مشکلی نیست. اردوی خیلی خوبی را در روسیه سپری کردم. به همراه ماساژورم در این اردو شرکت کردم. در روسیه مربی سابقم به جمع ما اضافه شد. وی با وجود اینکه قراردادی نداشت به من کمک کرد. یکی از دوستانم به نام "سرگی" به جمع ما در اردوی روسیه اضافه شد. افراد زیادی پیشم بودند. همه آن ها می دانستند که امسال، سال سختی برای من بوده. همه به مدال آوری من امیدوار بودند که خدا را شکر موفق شدم در مسابقات جهانی مدال کسب کنم. هر چند که می توانستم نقره کسب کنم. یکی از پرتاب های من را با وجودی که خطا نبود، فول اعلام شد.
نمی خواستم در لیگ الماس شرکت کنم
هنگامی که از مسابقات کره جنوبی برگشتم دچار سرماخوردگی شدیدی شده بودم. اکثر ورزشکارانی که در کره شرکت کرده بودند به دلیل گرمی هوا، از کولر استفاده می کردند. در آنجا دچار گلودرد شدیدی شدم. زمانی که در مسکو بودم دچار سرماخوردگی شدیدی شدم و حالم بسیار بد بود . شبی که فردای آن قصد اعزام به سویس را داشتم دکتر به من آمپول زد. چندین آنتی بیوتیک قوی هم مصرف کردم تا حالم کمی بهتر شود. صبح روز سفر به سویس تصمیم گرفتم به لیک الماس آنجا نروم. مدیر برنامه های من گفت که فینال مسابقات است و حتما در آن شرکت کن. در مسابقات الماس 62 متر پرتاب کردم. اگر دچار سرماخوردگی نمی شدم مطمئنا بالای 67 متر پرتاب می کردم و موفق می شدم رکورد سال خود را ارتقا بدهم. هدف من مسابقات جهانی بود. امسال در مسابقات لیگ الماس نتایج خوبی کسب نکردم . در کمپ استوونی هم باران شدیدی می بارید و هوا خیلی بد بود.
وقتی مربی ام رفت ، من ماندم و حوضم !
هیچ گاه تمرینم را رها نمی کنم. 10 روز پس از بازی های آسیایی تمریناتم را از سر گرفتم . یک ماه تمرین کردم که به دلیل آسیب دیدگی جزئی یک هفته استراحت کردم. بعد از آن قرار شد از اسفند تا خرداد تمرین کنم. بعد از بازی های آسیایی گوانگژو اردوی آفریقای جنوبی کنسل شد. مربی من هم به همین دلیل خیلی ناراحت شد و گفت من برنامه می نویسم و این ها انجام نمی دهند. وی گفت که قلبم درد می کند و از ایران رفت. با رفتن "کیم بوخنسف" من ماندم و حوضم! مربی من قلبش درد می کرد ولی در آن زمان خیلی از کنسل شدن اردوی آفریقای جنوبی ناراحت شد. وی بسیار حرفه ای است . یکی از شاگردانش 12 بار رکورد دنیا را جابه جا کرده است. شاگردان او قهرمان المپیک بوده اند. وقتی با وی صحبت کردم به من گفت فدراسیون و کمیته ملی المپیک باید تضمین بدهد که ما حتما به اردوهای برنامه ریزی شده، خواهیم رفت. وی آبان ماه وارد ایران می شود. او برنامه اش را به صورت روزشمار برای من نوشته است.
مدال های المپیک به احتمال زیاد بین 5 نفر تقسیم می شود
کانتر، اکلنا، هارتینگ ، والاخوفسکی و من شانس های کسب مدال در المپیک هستیم. سه مدال المپیک به احتمال زیاد بین ما 5 نفر تقسیم خواهد شد. البته امکان دارد یک ورزشکار دیگر بیاید و تمام معادلات را بر هم بزند. در این جمع ورزشکاری نیست که نسبت به سایرین خیلی بالاتر باشد.
به مدال فکر نمی کنم و می خواهم در لندن رکورد بزنم
در المپیک لندن به مدال فکر نمی کنم و فکر و ذکر من رکورد زنی خواهد بود. اگر شرایط خوب باشد و امکاناتی که نیاز دارم در اختیار من قرار بگیرد و هیچ مشکل و اتفاقی هم رخ ندهد، موفق به رکوردزنی خواهم شد. اگر یک ورزشکار مربی، دکتر و ماساژور خوبی داشته باشد، قاعدتا مشکل خاصی برایش رخ نمی دهد. مثلا قبل از المپیک چین همه چیز خوب بود. تنها مشکل من نبود دکتر بود. زمانی که آسیب دیدم یکی می گفت عضله تو پاره شده است. شخصی می گفت مگس داخل آن رفته! هر کسی چیزی می گفت. من به مدال فکر نمی کنم و فقط رکورد زنی مد نظرم است. می خواهم بهترین رکوردم را در المپیک لندن پرتاب کنم. رکورد من 69:32 است قصد دارم که در المپیک لندن 70 متر پرتاب کنم. مطمئنا هر کس این متراژ را پرتاب کند رکورد را شکسته و به طلای المپیک دست پیدا می کند.
قبل از المپیک همه بر سر تمرینات من حاضر می شدند و می گفتند طلا؛ طلا؛ طلا
ما آدم ها بعضی اوقات خیلی تند جلو می رویم و حرف هایی می زنیم که نمی دانیم چه چیزی بوده و چه چیزی شده است. هیچ وقت آسیب دیدگی به شما نمی گوید که قرار است به سراغت بیایم. آسیب دیدگی نمی گوید قرار است مصدوم شوی و حواست جمع باشد. یک ورزشکاری سالی 50 میلیون دلار از تنیس در آمد دارد و با آسیب دیدگی روبرو می شود و نمی تواند در مسابقات مختلف شرکت کند. تمام ورزشکاران ممکن است مصدوم شوند ولی آن ها امکاناتش را دارند و خیلی زود بر می گردند. ما این امکانات را نداریم. متاسفانه دکتر های ما متوجه نیستند یا شاید هم علمش را ندارند. شاید دکتر قلب خوب داشته باشیم ولی وقتی یک ورزشکار آسیب می بیند کسی نمی داند باید چه کاری انجام بدهد. به ورزشکار می گویند کش بزن یا قرص مصرف کن. پیش از المپیک چین "مالاخوفسکی" هم دو هفته پس از من مصدوم شد. وی دچار همان آسیب دیدگی من شد ولی در المپیک چین آمد و نقره گرفت. از او سوال کردم چه کار انجام دادی؟ وی گفت، همان زمان که آسیب دیدم بهترین دکتر لهستان برای مداوای دست من آمد. 10 روز مداوا کردیم و پس از آن تمریناتم را مجددا از سر گرفتم ولی من دو ماه از ورزشگاه آزادی سوار تاکسی می شدم و به ورزشگاه شیرودی جهت فیزیوتراپی می رفتم. تجربه چیز خیلی خوب است. حالا دیگر می دانم که اگر آسیب دیدم کجا باید بروم. دیگر می دانم اگر در زمان تمرین افرادی مزاحم من هستند باید چه کاری انجام بدهم. قبل از المپیک همه سر تمرینات من حضور پیدا می کردند. از رئیس سازمان تربیت بدنی گرفته تا کوچکترین شخص که در ورزش حضور داشت. همه دائما می گفتند طلا، طلا، طلا. به همین دلیل دیگر قول مدال نمی دهم.
نه به خاطر کسی و نه به خاطر پول ورزش می کنم، هیچ وقت هم پشت در اتاق رییس نمی نشینم
همیشه برای دل خودم کار کرده ام. نه به خاطر کسی و نه به خاطر پول ورزش کرده ام. همین که دو نفر داخل خیابان می گویند با مدال تو خوشحال شدیم، برای من کافی است. پشت در دفتر رییسی ننشسته ام تا بگویم به من سکه بده و هیچ وقت هم پشا دفتر کسی نمی نشینم.
آشتیانی می خواست گربه را دم حجله بکشد
نیازی ندارم چیزی بگویم. شما خبرهای قبلی و مصاحبه های قبلی من و آشتیانی را ببنند متوجه همه چیز می شوید. فکر می کنم زمانی که آشتیانی به فدراسیون دوومیدانی آمد، می خواستند تند به جلو پیش بروند. با ورزشکار نباید تند برخورد کرد. نباید با ورزشکار به گونه ای رفتار کرد که بخواهیم گربه را دم حجله بکشیم. ورزشکار خلیی احساسی است و باید با آن به گونه ای رفتار کرد که بتواند نتیجه بگیرد. فکر می کنم آشتیانی خیلی بهتر شده است. امیدوارم که وی روز به روز بهتر شود. من با آشتیانی خیلی صحبت کردم. از اهالی دوومیدانی خواهش می کنم اجازه بدهند حداقل این 10 ماهی که تا المپیک باقی مانده است را بی حاشیه سپری کنیم. این مسائل صددرصد به ورزشکاران هم بر می گردد و باعث ایجاد لطمه به آنها و حتی به من می شود. وقتی به سایت ها مراجعه می کنید می بینید یکی نوشته مدال حدادی برای ما بوده است دیگری می گوید زحمت ما بوده است. فکر می کنم برای این مدال همه زحمت کشیده اند ولی زحمت اصلی را برای این مدال کفاشیان کشیده است.
از کفاشیان، جلالی و کریمی تشکر می کنم
همیشه از کفاشیان تشکر می کنم. پس از وی از حسین جلالی تشکر می کنم که برای من خیلی زحمت کشیده است. اولین مدال جهانی دوومیدانی در جوانان را زمان جلالی کسب کردم. بعد از جلالی هم از کریمی که در همه زمینه ها از من حمایت کرد سپاسگذارم. کریمی حتی زمانی که فدراسیون پول نداشت من را به اردوهای مختلف اعزام می کرد.
دوومیدانی همیشه آرام بوده به جز این دوره
زمان جلالی اوضاع خیلی آرام بود. در مجموع دوو میدانی همیشه آرام بود. در این دوره شاید به دلیل اینکه یکسری افراد از فدراسیون رفتند و یکسری افراد سمت نگرفتند تا این حد دچار حاشیه است. دوومیدانی به گونه ای است که پول کمی در آن وجود دارد ولی خیلی حاشیه در آن دیده می شود. اگر 20 میلیارد در آن پول بود می گفتیم 20 میلیارد پول است و همه می خواهند به آن وارد شوند ولی یک میلیارد پول است و 100 هزار آدم (خنده) آدم نمی داند پول را به چه کسی بدهد.
در هیچ صنفی مانند ورزش نمی توانند آدم را به این خوبی خراب کنند
هیچ وقت دوست ندارم رییس فدراسیون دوومیدانی باشم و هیچ وقت دوست ندارم در ورزش ایران سمت بگیرم. ورزش ایران خیلی پرحاشیه است و خیلی خوب می توانند در آن هر کسی را خراب کند. در هیچ صنفی نمی تواند به این خوبی آدم را خراب کنند. به همین دلیل دوست ندارم هیچ گاه وارد ورزش شوم. این قول را می دهم که اگر ورزش حرفه ای را کنار گذاشتم دیگر هیچ کس من را در آن نبیند. هیچ جا هم نمی روم که بخواهم از کسی چیزی بگیرم.
از آمریکا دعوتنامه آمد ولی نرفتم
در سال 2004 که قهرمان جوانان جهان شدم، 2 دعوتنامه از آمریکا برای من جهت ادامه تحصیل در آن کشور آمد. دعوت نامه ها به گونه ای بود که می شد به آن کشور بروم و در دانشگاه های آنجا تحصیل کنم و برای تیم ملی ایران بازی کنم ولی نرفتم. شاید قسمت این بوده است. شاید اگر می رفتم نمی توانستم پیشرفت زیادی بکنم. رشته های پرتابی آمریکا 10 سالی است که ضعیف شده است. تصمیم گرفتم که در ایران بمانم و تمریناتم ادامه بدهم. ادامه تحصیل را برای بعد از المپیک گذاشته ام. به هیچ وجه قصد این را ندارم که بگویم کسی درس نخواند ولی فکر می کنم درس را همیشه می توان خواند. اگر 40 سال هم داشته باشید می توانید درس بخوانید و لیسانس بگیرید ولی زمانی که 40 ساله شدید نمی توانید مدال جهانی کسب کنید و قهرمان المپیک شوید. خیلی از ورزشکاران رفتند درس خواندن و به هدفشان نرسیدند. دیپلمم را گرفته ام و منتظرم تا یک نتیجه خوب در المپیک کسب کنم و با خیال راحت به درسم ادامه بدهم.
از قطر و پرتغال پیشنهاد تابعیت داشتم ولی عاشق ایرانم
در سال 2005 از کشور قطر پیشنهاد تابعیت داشتم و پرتغال هم در مقطعی به من پیشنهاد همکاری داد. ایران را خیلی دوست دارم و هیچ علاقه ای به جای دیگر ندارم ولی امکاناتی که در ایران داریم را دوست ندارم. من فقط آرامش و کمپ و امکانات مناسب می خواهیم.
کتار کارگاه پدرم تمرین می کردم
برای تمرین به تپه های قوچال نمی رفتم .کارگاه پدر من سمت جاده خاوران بود. گاهی برای تمرین به آنجا می رفتم.
بهتر است قبل از المپیک در ایران نباشم
پیش از المپیک در ایران نیستم. فکر می کنم خیلی بهتر است که قبل از المپیک به دلیل مسائل حاشیه ای در ایران نباشم و اردوی خارجی داشته باشم.
به ازدواج علاقه ندارم
خانواده ام اجازه نمی دهند که ازدواج کنم. البته خودم هم علاقه ای به ازدواج ندارم.
در ایران باید به دنبال پول بروید چون کسی چیزی به شما نمی دهد
خدا را شکر پدر من وضع مالی خوبی دارد. وی همیشه به من کمک می کند. در ورزش پول زیادی به ما نمی دهند .در ایران باید به دنبال پول بروید چون کسی به شما چیزی نمی دهد .باید به سراغ این شرکت و آن شرکت برویم. من دوست ندارم دنبال این مسائل بروم .حقیقت این است که دوست دارم به من بدهند و بگویند شما که قهرمان شدید، بفرمایید.
مگر قرار است چند مدال طلا در المپیک کسب کنیم؟
از همین الان اعلام کنند که هر کس طلا المپیک را کسب کند 3 میلیارد تومان و هرکس نقره گرفت 2میلیارد تومان و هر ورزشکاری برنز به دست آورد، یک میلیارد پاداش می دهند. مگر قرار است در المپیک چند طلا بگیریم؟ اگر ما در المپیک بیشتر از 2 طلا گرفتیم من به شما جایزه می دهم. فکرمی کنم 2 طلا در المپیک می گیریم و در کل 6مدال کسب خواهیم کرد.
نمی دانم آشتیانی در پینگ پنگ بوده یا جای دیگر
افشارزاده از جمله آن دسته مدیرانی است که سال های زیادی را در ورزش حضور داشته . وی سررشته زیادی دارد. افشارزاده المپیک ها و بازی های آسیایی زیادی را دیده است و تجربه فراوانی دارد. فکر می کنم سرپرستی فدراسیون دوومیدانی اولین سمتی است که آشتیانی در ورزش به دست آورده . نمی دانم قبل از این سمت در پینگ پنگ بوده یا در رشته دیگر ولی اولین سمت بالای مدیریتی است که وی در ورزش ما دارد. اصولا کسانی که سمت های بالایی نداشته اند تجربه لازم را هم ندارند. فکر می کنم همین که آدم ها می توانند تغییر کنند خیلی خوب است. این موضوع را دوست دارم و به شخصه انتقادپذیر هستم. به طور مثال کسی بگوید من از این اخلاق تو خوشم نمی آید سعی می کنم خودم را درست کنم و ناراحت هم نمی شوم. خیلی صحبت ها در فدراسیون انجام شد. 5 ماه به فدراسیون نرفتنم. فقط در روزنامه ها و رسانه ها صحبت می کردیم و جوابش را هم می شنیدیم. به نظر من هر کس یک جایگاهی دارد . احسان حدادی 4 مدال طلای آسیایی دارد. یک مدال طلای جوانان جهان و یک برنز مسابقات جهانی را در کارنامه دارد. 6بار موفق به شکستن رکورد آسیا شده است. فکر می کنم جایگاه من در ورزش کشور مشخص است و نیازی نیست بگویم به این صورت هستم و باید به من رسیدگی شود. کسانی که باید متوجه شوند، می شوند. صحبت هایی که بوده مربوط به زمانی است که آشتیانی تازه وارد فدراسیون دوومیدانی شده بود. متاسفانه در فدراسیون ما افرادی هستند که خیلی دوست دارند در گوش کسی که وارد فدراسیون می شود حرف بزنند و بگویند فلانی بد است و به آن باج نده.
با آشتیانی روبه رو کردم و گفت خدا را گواه می گیرم که من نگفتم
روزی با آشتیانی موضوعی را رو در رو کردم و به وی گفتم فلان حرف را برای چه زده اید؟ چرا گفتید من به حدادی باج نمی دهم؟ وی گفت خدا را شاهد می گیرم که من این حرف ها را نزده ام .او گفت فلان آقا چنین حرفی را زده است که از فدراسیون بیرون رفته است. آشتیانی اوایل خیلی تند رفت.
بین من و فدراسیون حالت بدهکارانه بود
سجاد مرادی بسیار پرافتخار است. وی نباید مانند یک ورزشکار دوی 400 متر حقوق بگیرد. مرادی در 2 دوره المپیک و 4 دوره مسابقات جهانی شرکت کرده . مدال طلای بازی های آسیایی را در کارنامه دارد. نمی توان او را با یک ورزشکار 400 متر که در بازی های آسیایی به فینال راه پیدا نکرده است مقایسه کنیم. هرکس جایگاه مخصوص خودش را دارد و باید با هرکس به اندازه ظرفیت و مقام هایی که دارد برخورد شود. متاسفانه طی 5 ماه اخیر به این صورت نبوده است. فقط دعوا بوده. بین من و فدارسیون یک حالت طلبکارانه وجود داشت. در بحث مربی به من می گفتند که وی را به ایران نمی آوریم که بعدها قرار شد مربی من به ایران بیاید. نمی گویم آشتیانی در حال کمک به دوومیدانی است و به آن کمک می کند ولی در این مقطع کسی نمی تواند به دوومیدانی کمک کند. هیچ وقت یک نفر به تنهایی نمی تواند کاری را انجام بدهد و کمکی به دوومیدانی کند. اگر آشتیانی بخواهد موفق شود ولی من و چند ورزشکار دیگر نخواهیم، فدراسیون هیچ گاه موفق نمی شود. باز هم از همه خواهش می کنم حتی از سرپرست فدراسیون که طی زمانی که تا المپیک باقی مانده است حواشی را کنار بگذارند و صحبتی از حواشی نکنند. المپیک بزرگترین رویداد ورزشی دنیا است.همه آرزوی شرکت در المپیک را دارند حالا که ما شانس کسب نتیجه در المپیک را داریم چرا باید تا این حد جر و بحث کنیم؟
15 میلیون علیجانی صحت ندارد
در زمان مسابقات قهرمانی آسیا، فدراسیون با ورزشکاران خیلی بد برخورد می کرد. ورزشکاران با هم صحبت کردند و گفتند بیایید به مسابقات نرویم. ورزشکاران می گفتند با ما که بد برخورد می شود، حقوقمان را پرداخت نمی کنند، حقمان را هم که نمی دهند و مربی هم که نداریم، پس به مسابقات نرویم. ما هم گفتیم باشد و به مسابقات نمی رویم. تا اینکه 3 روز پیش از اعزام، بچه ها را جمع کردم و نظرات آن ها را جویا شدم. گفتم درست است این فدراسیون با ما اینگونه تا می کند و تا امروز خیلی به ما بد کرده ولی ما که هیچ وقت به خاطر فدراسیون ورزش نکرده ایم. ما به خاطر مردم ورزش می کنیم . اگر امروز در مسابقات قهرمانی آسیا شرکت نکنیم فردا خیلی چیزها به ما می چسبانند که این ها فلان کار را کردند. گفتیم بیایید در مسابقات شرکت کنیم، مدال بگیریم و بعد از آن حرف هایمان را بزنیم. پس از آن جلسه همه متحد شدیم و در مسابقات شرکت کردیم. واقعا نمی دانم موضوع و شایعه 15 میلیون تومانی علیجانی چیست؟اگر وی 15میلیون پول داشت که به کانادا می رفت! بنده خدا علیجانی چیزی ندارد(خنده) درست است که شرایط مالی وی بد نیست ولی این مسائل درست نیست.
زورم می آید فوتبالیست دسته سه ، 100 میلیون می گیرد
واقعا زورم می آید که یک فوتبالیست خیلی محترم و باشخصیت دسته3 ، 100میلیون می گیرد و من هیچ. چرا به من که این همه مدال دارم، پولی نمی دهند؟ اصلا بیایند به من کمک کنند و بگویند آقای حدادی شما مگر قرار نیست در المپیک شرکت کنید و مدال بگیرید، بفرمایید این مبلغ را به شما جهت کمک مالی می دهیم. ما که گدا نیستیم. این پول را نمی خواهیم خرج "یللی تللی" کنیم. این پول را می خواهیم خرج بدن و موفقیت کشورمان بکنیم.
از ذوب آهن شکایت می کنم
سال گذشته از باشگاه ذوب آهن پولم را دریافت نکردم و از این باشگاه شکایت خواهم کرد.
امیدوارم فدراسیون کم حاشیه شود
امیدوارم فدراسیون فعلی ما کم حاشیه شود و همه به هم کمک کنیم تا موفق شویم و در المپیک نتایج خوبی کسب کنیم.
















