برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

به بهانه قهرمانی تیم ملی والیبال در آسیا!

چرا به بسیاری از مهمترین و پر افتخار ترین ورزشهای ایران چون تکواندو و کاراته و والیبال و ... حس تعلق نیست؟

تورج عاطف / خبرگزاری پارس فوتبال 

سالها است که از طفیلی ورزش ایران سخن می گویم طفیلی؟ آری پس از سالها درد و رنج و ناکامی که فوتبال برای این دیار به ارمغان آورده و هنوز بیشترین هزینه ها مالی و معنوی که برای این ورزش می شود و به بسیاری از مهمترین و پر افتخار ترین ورزشهای ایران چون تکواندو و کاراته و والیبال و بسکتبال و ووشو و کشتی فرنگی و آزاد ... همچنان حس تعلق نیست.

باید هم از فوتبال بعنوان یک طفیلی و شاید انگل ورزش ایران سخن راند و شاید به خاطر همین حس است که  علاقمندم از روزی صحبت کنم که تیم والیبال ایران برای اولین بار قهرمان جام ملتهای آسیا شد و جواز حضور در المپیک 2012 و جام جهانی آینده والیبال را بدست آورد. می بینید قهرمانی جام ملتهای آسیا و حضور در رقابتهای المپیک و جام جهانی سه آرزوی بسیار دیر حصول برای فوتبال ما است اما والیبال توانسته است که به این مهم برسد و این اتفاق در حالی رخ داد که در بین تماشاچیان این رویداد مهم چند چهره مهم چون محمد عباسی وزیر ورزش و حمید سجادی و سر مربی تیم ملی فوتبال ایران یعنی کارلوس کی روش را می دیدیم از این رو با آنها  سخن می رانیم آنهائی که شگفت زده تشویق 20000 تماشاچی را در سالن 12000 مجموعه آزادی  می دیدند

1/ آقای عباسی ! باید به شما تبریک گفت. برای وزیر ورزشی که هنوز مشغول نصب و عزل نفرات تازه است کسب مقام قهرمانی جام ملتهای آسیا می تواند هدیه شیرینی باشد و او را صاحب کارنامه ای کند اما امیدواریم وزیر ورزش در کنار آن همه ذوق زدگی که  در سالن نشان داد کمی هم به فضا نگاه کند و پیش خود بیاندیشد که این سالن و این همه فشار به جمیعت شایسته مردم ایران نیست و ایران بیش از این نیاز به فضای ورزشی است. آقای وزیر باید به اندیشه ژرف رود که چرا باید سالن والیبال 12000 نفری اینقدر حقیر در برابر سیل جمیعت باشد؟ آیا او در این اندیشه خواهد رفت که فکری برای گسترش فضاهای ورزشی کند و یا این که در باد این موفقیت تنها مصاحبه خواهد کرد ؟

2/ بسیاری از مقامات سابق سازمان تربیت بدنی در سالن بودند. مردانی چون حمید سجادی قائم مقام سابق سازمان تربیت بدنی  و مقدسی زاده  مسئول مالی و... از این آقایان می پرسیم آیا این همه شور می تواند به آنها انگیزه بیشتری برای  رفع معضلات و امکانات ورزش دهد؟ آیا آقای سجادی که با انتقادها خیلی زود از کوره در می روند، می توانند امروز به این درک برسند که اگر خشم به ناکامی بخاطر عدم مدیریت صحیح وجود دارد بهر این شور پیروزی است که شایسته ملت ایران است؟ آیا این آقایان به فکر تدارکات برای المپیک خواهند بود و یا باید چون المپیک 2008 شاهد ناکامی باشیم؟

/3آقای کی روش! جمیعت علاقمند به ورزش ایران را دیدید و باور کردید که کسب موفقیت در ورزش چقدر برای آنها مهم است؟ آیا متوجه شدید  نمی توان برای این جمیعت حریفانی چون مالدیو را غول های دست نیافتنی ساخت؟ آیا این شور ملی که در سالن 12000 لمس کردید را می توانید به فوتبال هم القا کنید؟ آیا می توانید کمی از این سردی و خونسردی و کم انگیزگی که در اعمالتان شاهد آن هستید را به کناری نهید؟

آقای سر مربی! دوست داشتم نگاهی به ولاسکو داشته باشید. او مردی به مراتب معتبرتر از شما در جهان ورزش است. او توانسته با تیم ملی ایتالیا بارها قهرمانی را تجربه کند آیا وقار و خونسردی و اعتماد به نفس او می تواند این خصوصیت ها را در شما بیشتر نمایان سازد؟ ولاسکو و جوانان تازه به تیم ملی آمده را مشاهده کردید؟ آیا شما هم به دنبال ساختن تیمی جدید خواهید بود و یا این که باز هم به دنبال قدیمی ها خواهید رفت؟ آیا متوجه شدید از میان میلیونها ایرانی چنین عاشق وطن و نام ایران می توان بازیکنان بزرگی را برای افتخار آفرینی بوجود آورد؟ آیا مسئولیت خود را بیشتر باور کردید؟

4/ آقای فدراسیون فوتبال ! آیا از این شور ملی کمی به خود آمدید؟ آیا متوجه شدید چه ظلمی به این ملت همیشه شایسته شور و پیروزی کردید که در طی این سالها فقط کام آنها را تلخ نمودید؟ آیا در پنجشنبه گذشته کمی به خود آمدید که چرا باید این مردم در فوتبال شاهد قهرمان در جام ملتهای آسیا و حضور در المپیک 2012 و رفتن به جام جهانی را شاهد نباشند؟  آیا باز هم در برج عاج خود نشسته و طلبکار از مردمی بودید که شایسته بودند مردان بسیار بزرگی بر روی نیمکت تیمهای ملی بزرگسالان و امید خود می دیدند مردانی در سطح اعتبار ولاسکو در والیبال ولی این بار در فوتبال و جایگاه تیم ملیشان از آن امثال قطبی و منصوریان  ها نبود

5/  آقای قلم! آقای میکروفون! آقای رسانه! آیا  نباید اندکی از حجم مطالب بی حاصلی که نسبت به فوتبال زده و از این طفیلی ورزش آن گونه تمجید می کنیم را رها و قدری به خود آئیم؟ آیا اشکالی دارد که ورزشی چون والیبال و مردان آن را بیشتر از ستاره های پوشالی فوتبال قدر نهیم؟ آیا اشکالی دارد که قدری عدالت در نقد ورزش را  بیشتر کنیم؟ آیا مردی چون نادی کاپیتان تیم ملی والیبال و یارانش نباید بیشتر مورد مهر شما باشند؟ در والیبال بیانیه،  توهین، منشور اخلاقی و نفرستادن اسامی نیست و البته بی توجه به دو اخطاره ها!!

حقارت در تیمهای پایه نیست و قحطی عنوان و حسرت المپیک وجود ندارد نیست! پولهای رانتی و عابر بانک نیست و... ولی کم از آن می گوئیم! براستی چرا!؟

6/ و سخن آخر با تماشاچیان است! درود بر شما که به عشق ایران به سالن آمدید و درود بر میلیونها ایرانی که فقط به مردان والیبال نگریستند. بیائیم ما هم عادل باشیم و برای ایران سوی ستاره ها و ورزشهائی واکنش دهیم که برای ایران افتخار می آفرینند. بیایم اگر سر بلندی و غرور ملی را می خواهیم باز هم شبی چون 7 مهر 1390 را بسازیم. بیائیم از این بچه ها سپاسگزاری کنیم آنها را قدر بدانیم و این گونه دنبال ستاره پوشالی و طفیلی ها نباشیم!

 

تاریخ: 1390/7/10
موضوع: فوتبال
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: