طالبی: در فوتبال ما همه برای حفظ صندلی خود کار میکنند!
خاطره انگیزترین حضور تیمهای فوتبال ایران در یک رقابت بینالمللی، حضور تیم ملی در جام جهانی 1998 فرانسه بود. در این رقابتها تیم ملی با بازیکنان خوبی همچون علی دایی، احمدرضا عابدزاده، خداداد عزیزی، مهدی مهدوی کیا، کریم باقری و ... عملکرد نسبتا خوبی داشت و با پیروزی برابر تیم ملی آمریکا نتیجهای ماندگار کسب کرد. هدایت تیم ملی ایران در جام 98 بر عهده جلال طالبی بود.
جلال طالبی که به گفته خودش این روزها مشغول تحقیق و بررسی سیستمهای نوین فوتبال در دنیا است، در گفتوگو با ایسنا، درباره مسایل مختلفی از جمله ناکامی تیمهای فوتبال ایران در رقابتهای بینالمللی، عملکرد سپاهان و ذوب آهن در لیگ قهرمانان آسیا، خصوصی سازی در ورزش و هیات مدیره دو باشگاه استقلال و پرسپولیس سخن گفت.
* امیدوارم تیم ملی بزرگسالان بر خلاف سایر تیمهای ملی موفق شود
در سالهای اخیر تیمهای ملی ما موفقیتی در رقابتهای بینالمللی نداشتهاند و به انواع مختلف به مشکل برخوردهاند. تیم امید هم که سالها است نتوانسته به المپیک راه پیدا کند. امیدوارم تیم ملی بزرگسالان بتواند با صعود به جام جهانی مردم را خوشحال کند.
* سپاهان مشکل مدیریتی داشت و ذوب آهن منسجم نبود
دلیل حذف نمایندگان ایران از لیگ قهرمانان آسیا مشکل مدیریتی باشگاه سپاهان و فقدان انسجام لازم در ذوبآهن بود. سپاهان در تشخیص محرومیت بازیکناش درست عمل نکرد و حذف شد و ذوب آهن هم بر خلاف سالهای گذشته از انسجام و هماهنگی لازم برخوردار نیست. ضمن این که شیوه بازی این تیم برای رقبایش شناخته شده است. این تیم همچنین امسال در نتیجه گیری نوسان زیادی داشته است.
* با شرایط موجود نباید انتظار بهبود وضعیت فوتبال را داشته باشیم
زمانی که روابط جای ضوابط را میگیرند، دوستیها و ارتباطات غیر ورزشی در فوتبال حاکم میشوند و افراد با یک تماس تلفنی روی کار می آیند، نباید انتظار داشته باشیم وضعیت فوتبال بهبود پیدا کند. نمیگویم برخی افراد که امروز در فوتبال مدیریت میکنند، لیاقت ندارند، اما مدیریت برایشان خیلی زود بوده است. متاسفانه در ورزش ما همه فقط به پول فکر میکنند و با وجود این سرمایه بیکران که در فوتبال ریخته شده است، نمیتوان انتظار بهتر شدن شرایط را داشت. به عقیده من یک سوم سرمایهای که اکنون در فوتبال جریان دارد هم میتوانست برای آن کافی باشد. ما فکر میکنیم وقتی به بازیکنانمان 800 میلیون تومان پول میدهیم، فوتبالمان هم به همان نسبت حرفهای شده است در حالی که این گونه نیست. در فوتبال ما کار حرفهای و عشق به خدمت وجود ندارد و همه برای حفظ صندلی خود کار میکنند. فوتبال ما روز به روز از نظر کیفیت افت میکند.
* در فوتبال ما نظارت وجود ندارد
فوتبال ایران هنوز به صورت یک جامعه اداره میشود و فدراسیون فوتبال و باشگاهها از یکدیگر جدا نیستند ولی در فوتبال ما نظارت وجود ندارد. درباره مسایلی از قبیل ناهماهنگی مدیریتی که برای سپاهان رخ داد هم باید فدراسیون فوتبال کمیتهای تشکیل دهد که این گونه مسایل را جدا از باشگاهها بررسی و رصد کند و باشگاهها هم باید افراد خاصی را مسئول این گونه هماهنگیها کنند و به عملکرد سرپرستان خود اکتفا نکنند. نمیشود که بازیکنی دو اخطاره را بازی بدهیم و بعد بگوییم نمیدانستیم. متاسفانه ما کارهایمان را بدون برنامه انجام میدهیم.
* کسی برای خصوصی سازی در ورزش کاری نمیکند!
فردی که میخواهد در ورزش سرمایهگذاری کند، این کار را در جایی انجام میدهد که سرمایه اش از بین نرود. در سایر کشورهای دنیا هم دولت کار را شروع کرده است و به تدریج باشگاهها روی پای خود ایستادهاند. متاسفانه در ایران هیچ قدمی برای خصوصی سازی انجام نمیگیرد و کسی هم در این رابطه کاری نمیکند. سرمایه داران هم نمیخواهند پول خود را دور بریزند! بنابراین وقتی کسی میخواهد چند میلیارد تومان در یک باشگاه خرج کند به امکانات ورزشگاهها و باشگاهها نگاه میکند، ولی باشگاههای ایرانی جز چند بازیکن چیز دیگری ندارند! در این زمینه ترکیه میتواند الگوی خوبی باشد. آنها توانستند با کمک دولت به تدریج حرفهای شوند.
* آدم های ورزشی الزاما مدیران خوبی نیستند
بودن آدم های ورزشی در مدیریتهای باشگاهها صرفا نمیتواند باعث موفقیت شود. مدیر باید توانایی مدیریت و جمع کردن سرمایه را داشته باشد و بتواند با ایجاد ارتباطات مفید با سرمایهگذاران در جذب اسپانسر، فعال عمل کند. به عنوان نمونه صفایی فراهانی یک مدیر غیر ورزشی بود، ولی عملکردش در فدراسیون فوتبال قابل قبول بود. این مهم نیست که مدیران ما ورزشی باشند یا خیر، بلکه مهمترین مساله وجود برنامهریزی است . هر چند اگر یک مدیر اهل ورزش هم باشد، مطمئنا در اولویت قرار میگیرد.
















