برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

از محرومیت علیدوستی تا دستگیری شبانه محرمی / بازیکنان منشوری ۴۰سال اخیر

عکس تزئینی است!

گزارش جالبی از مهمترین بازیکنان منشوری فوتبال از ۴۰سال قبل تا به امروز منتشر شد .

به گزارش خبرگزاری فوتبال ایران پارس فوتبال دات کام ،همشهری تماشاگر نوشت :مرحوم صفر ایرانپاک از فوتبالیست‌های بااخلاق قدیمی ما بود. سلطان گل داربی، در سال۵۱ روی جلد یکی از نشریات اجتماعی که البته به انجام و اجرای مطالب غیراخلاقی مشهور بود، عکسی با یکی از هنرپیشه‌های زن فیلمفارسی گرفت؛ زنی که آن زمان به بازی در فیلم‌های مبتذل مشهور بود. در سرسرای باشگاه پرسپولیس، علی عبده که البته خودش هم چندان آدم معتبری از لحاظ اخلاقی نبود به گوش ایرانپاک چنان سیلی زد که صدای آن هنوز در خاطر شاهدان هست.

 
مدیر باشگاه پرسپولیس اعتقاد داشت که یک فوتبالیست، الگوی جامعه است. این الگو باید چنان برخورد کند که در جامعه تاثیرات اخلاقی از خودش به جای بگذارد. عبده می‌گفت از علی پروین به این علت خوشم می‌آید و به او میدان می‌دهم و در تصمیم‌گیری‌های مدیریتی او را دخالت می‌دهم که اهل مشروب‌خوری نیست و در میهمانی‌های باشگاه به جای مشروبات الکلی دوغ می‌خورد.

عزیزی پرسروصدا

علیرضا عزیزی یکی دیگر از فوتبالیست‌های پرحاشیه دهه۵۰ بود. تکنیک او بسیار بالا بود با این حال در بین جمعیت اهالی فوتبال کمتر کسی است که امروز او را بشناسد. دکتر زادمهر در مورد عزیزی می‌گوید: «هر وقت برای مسافرت به یکی از شهرستان‌ها می‌رفتیم به خاطر اعتمادی که به من داشت با من هم اتاقی می‌شد. نیمه‌شب از هتل فرار می‌کرد و سر صبح مثلا ساعت ۵ صبح بر‌می‌گشت. اتفاقا بهترین بازی‌ها را هم انجام می‌داد.» او در مسابقات جام‌ملت‌های۱۹۷۶ یکی از ستارگان تیم ملی بود، با این حال در مسابقات مقدماتی جام‌جهانی حشمت مهاجرانی سرمربی وقت تیم ملی نام او را از فهرست حذف کرد؛ چراکه در بازی ایران-کره‌جنوبی در تابستان۵۶، اردوی تیم ملی را ترک کرده بود تا به قرارهای غیرفوتبالی خود بپردازد. عزیزی تا سال۶۳ در بالاترین سطح فوتبال بازی کرد اما تیم ملی را خیلی زود از دست داد.


اصغر شرفی و ملی‌پوشانش

اصغر شرفی در سال۵۹ و پرویز ابوطالب در ابتدای سال۶۰ سرمربی تیم ملی بودند. آن‌ها یاران تیم ملی را انتخاب کردند اما حراست سازمان ورزش، نام چند نفر از ملی‌پوشان را حذف کرد.

 

مخالفت با حضور این نفرات تاحدودی بهانه بود و شباهت زیادی به ستاد منشور اخلاقی امروز داشت. آن‌ها با حضور رضا نعلچگر، رضا رجبی، حمید درخشان، حمید علیدوستی و… در تیم ملی مخالف بودند؛ درخشان به خاطر آن‌که اتومبیل بی‌ام‌و به رنگ آلبالویی داشت، حمید علیدوستی به خاطر آن‌که هنرمند بود و گیتار آلبالویی داشت و نعلچگر و رجبی هم به‌خاطر آن‌که فرق موی خودشان را از وسط بازمی‌کردند!

پرویز ابوطالب از مسئولان سازمان ورزش گله کرد. او شکایت را نزد مرحوم بزرگوار شهیدبهشتی برد. شهیدبهشتی گفت  من هم در آلمان اتومبیل آلبالویی داشتم؛ من هم باید اخراج می‌شدم؟ وقتی در سال۶۷ امام راحل(ره) اصوات و سازهای موسیقی را به شرط مصداق غنا نبودن آزاد کردند، بهانه بودن خط زدن ملی‌پوشی مثل حمید علیدوستی در آن مقطع زمانی مشخص شد.


بهروز سلطانی ؛ شیطانی آن‌ها را کسی ندید اما…

در مسابقات جام‌ملت‌های۱۹۸۴ آسیا، سه بازیکن تیم ملی مرتکب خلاف شدند. مسئولان حراست بهروز سلطانی، جعفر مختاری‌فر و رضا احمدی را به دلیل صحبت کردن با خانم‌های سنگاپوری مجرم شناختند.
 

متاسفانه این سه‌نفر که از بهترین فوتبالیست‌های ایران در آن زمان بودند، از سال۶۳ تا ۶۸ دیگر به تیم ملی دعوت نشدند. تیم ملی ما در آن مقطع که ۱۴ستاره ‌اش استعفا داده بودند می‌توانست از وجود این سه نفر حداکثر استفاده را ببرد که متاسفانه از حضور آن‌ها محروم شد.

در سال۶۸ که علی پروین سرمربی تیم ملی شد،‌ پادرمیانی کرد تا ستارگان مورد اشاره باز هم به تیم ملی دعوت شوند اما حیف که سن و سال آن‌ها تا حدودی بالا رفته بود و نمی‌توانستند مثل سابق برای تیم ملی فوتبال ایران مثمرثمر واقع شدند.

رضا وطنخواه ؛ مستعفیان سئول

این‌طوری نبود که ۱۴نفر، همین‌طور بی‌دلیل استعفانامه نوشته و از تیم ملی فوتبال کناره بگیرند. نه،‌ ماجرا اصلا این‌گونه نبود، اذیت و آزار دستیاران دهداری، البته به ظن ملی‌پوشان باعث این ماجرا شد.

دادکان می‌گوید: «به عنوان همراه تیم ملی به بازی‌های آسیایی۱۹۸۶ سئول رفته بودم. عبدالعلی چنگیز را در حال صحبت با یک خانم کره‌ای دیدم، گذشتم و رفتم. ناگهان رضا وطنخواه از راه رسید و به شکل بسیار زشتی دست چنگیز را گرفت و با عصبانیت و پرخاش، او را با خود برد.» محمد پنجعلی می‌گوید برای خرید به یکی از بازارهای سئول رفته بودیم، ناصر محمدخانی جنسی را برداشت تا آن را نگاه کند،‌ ناگهان بهمن صالح‌نیا از راه رسید و محکم به دست ناصر محمدخانی زد و به او گفت هر چیزی که آقای دهداری برداشت شما حق برداشتن و نگاه کردن به آن را دارید.

پنجعلی می‌گوید حتی برای رفتن به فروشگاه ما را مثل سربازخانه‌ها به صف می‌کردند و می‌گفتند پشت گردن همدیگر را نگاه کنیم. حتی بازیکنان حق خوردن بستنی را هم نداشتند.

سیدمهدی ابطحی در حال خوردن یک بستنی بود که ناگهان رضا وطنخواه سر رسید، او بستنی نیمه‌خورده را از دست ابطحی گرفته و به زمین زد. بعدها وطنخواه در توجیه این عملش گفت که به این خاطر چنین کرده که ممکن بوده کره‌ای‌ها توطئه کرده و در بستنی او مواد نیروزا و دوپینگی ریخته باشند تا برای ما پاپوش درست کنند.

 

وقتی عابدزاده دعوت نشد

در زمستان سال۱۳۶۸، علی پروین ۱۱۰نفر را به اردوی تیم ملی دعوت کرد. برخلاف تصور، اسم عابدزاده و قایقران در فهرست نبود. در مسابقات فوتبال جام صلح و دوستی در آبان سال۶۸، عابدزاده و قایقران مرتکب رفتارهایی شدند که مورد قبول علی پروین نبود.

آن‌ها توجه بیشتری به حاشیه‌ها و خارج از میدان داشتند که این مساله باعث ناراحتی سرمربی شد. البته خیلی زود دل پروین را به دست آوردند و مسائلی را ایجاد کردند که پروین و تیم ملی بار دیگر وابسته و علاقه‌مند به آن‌ها شدند. بعد از پیوس و محرمی، پایه‌های قهرمانی تیم ملی فوتبال در آسیایی۹۰ پکن، عابدزاده و قایقران بودند.


معضلی به نام مجتبی محرمی

مجتبی محرمی، یکی از پرسروصداترین و پرحاشیه‌ترین مردان فوتبال ایران بود. رفتار او در داربی‌های خرداد و دی‌ماه۶۹، با مهدی فنونی‌زاده و عابدزاده تاثر و تاسف جامعه فوتبال را برانگیخت.

هر بار به علت دوستی پروین با نوآموز و مصطفوی (مدیران وقت فدراسیون)، محرمی زیرسبیلی رد شد تا این‌که در پاییز سال۷۱، اتفاق تلخی افتاد و محرمی، کلهر، داداش‌زاده و روزبهانی توسط نیروی انتظامی در یک گشت شبانه دستگیر شدند.

 

2 نفر آخر توبیخ و محرمی و کلهر یک‌سال محروم شدند. جالب است بدانید که مرتضی کرمانی هم دو، سه‌بار بعد از این‌که تماشاگران استقلال به او توهین کردند با حرکت زشت دست که مفهوم شایسته‌ای در ادبیات محاوره‌ای ما ندارد، آن‌ها را همراهی کرد که این رفتار هم با پادرمیانی علی پروین ختم به خیر شد و کسی برخورد خاصی با او نکرد.

…و باز هم کرمانی!

کرمانی باعث پدید آمدن بدعتی غلط و تلخ در فوتبال ایران هم شد. در داربی سال۷۴ پرسپولیس و استقلال، کرمانی تعویض شد و علی دایی به میدان آمد. علی دایی دوران مصدومیت طولانی‌مدت خود را سپری کرده بود. کرمانی که روی پیراهن تیم پرسپولیس، شعاری مقدس را نقش‌بسته می‌دید، در اعتراض به موضوع تعویضش پیراهن تیم را پاره کرد!

...و چه کسی است که نداند این داستان خصوصا در سالهای اخیر تا چه حد همچنان ادامه دارد!

تاریخ: 1390/7/17
موضوع: فوتبال
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: