برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

اختصاصی90/گذر اجمالی بر تاریخ معاصر فوتبالمان

اختصاصی90/گذر اجمالی بر تاریخ معاصر فوتبالمان شماره خبر :30599   لذا نفر بعدی خود را که فوتبالی تمام عیاری بود، ترغیب کرد که جار بزند «فوتبال ایرانی – سیاسی دولتی» است (و اما جار زن شجاع معتقد بود حال که طاعتی دست نیاید

دریچه 90

گذر اجمالی بر تاریخ معاصر فوتبالمان(2)

مهدی میرابی – تهران

لذا نفر بعدی خود را که فوتبالی تمام عیاری بود، ترغیب کرد که جار بزند «فوتبال ایرانی – سیاسی دولتی» است (و اما جار زن شجاع معتقد بود حال که طاعتی دست نیاید / گنهی باید کرد، تا این فوتبال ویران به سامانی برسد و دل به دریا زد) و پس از آن دیدیم که فوتبال ایرانی تعلیق گشت و افتضاح و سردرگمی فوتبالمان جهانی شد و فیفا خود را ملزم به نجات فوتبال ایرانی و سامان آن نمود که در این راستا باز دیدیم سر و کله خادم دیروز فوتبالمان در قالب کمیته انتقالی فیفا بر سرمان سایه افکند و «ما» نیز با «ترور» فوتبال ایرانی(توسط فرزند خود فوتبالمان) سرافکنده و خجل اما از طرفی دیگر خوشحال و شادمان که فوتبال ایرانی در نقشه راه فیفا قرار می‌گیرد (توفیق تحمیلی برای فوتبالمان.) آری او آمد اما این بار همچون یک مستشار، این بار با تجربه صدارتی که در فوتبال داشت و زخم‌های مکرر از آن خورده بود (تجربه‌اندوزی من سالار در فوتبال ایرانی) به «جراحی) فوتبالمان پرداخت؛ قبلا از نیش رسانه‌ها زخم‌های بسیاری خورده بود، لذا «رسانه‌ها» را از مجمع عمومی فوتبال در تحول نوین کنار گذاشت (جدایی عقل متعلقه و فعال فوتبال ایرانی از جسم فوتبال ایرانی)؛ قبلا که از اعضای گستاخ و معترض مجمع عمومی زخم خورده بود، آمد تعداد آنان را بیشتر کرد ولی قدرت مافوق بودن را از ایشان گرفت تا درسایه بافت زیرمجموعه فدراسیون قرار گیرند(خفتگان فوتبالی)؛ بزرگترین و والاترین و کلیدی‌ترین اتاق فکری که همواره و پیوسته باید بیدار و بینا و هوشیار و خردورزتر از جامعه فوتبالی باشد را در بندبند اساسنامه فرماشی و فرسایشی گرفتار کرد تا بند بتنند؛ با این توصیف جای بسی تعجب است که همین رسانه‌ها، تنهاترین مدیر موفق فوتبالی را «صفایی فراهانی» می‌دانند و می‌نامند!! افسوس که این طبیعی است هرگاه «توزین»مان دچار هرج و مرج رفتاری و کرداری شود، نتوانیم که چیز و کسی را آنچنان که هست «وزن» کنیم و خادم واقعی و خائن ناآگاه را از هم تشخیص بدهیم. حال این‌که بستگان مقتول به دست بوسی قاتل می‌روند، درد و حقیقتی است که نشان می‌دهد که «ما» جمله خرابیم ولیکن به مراتب و خرابی جمگی«ما» نخست به رسانه‌هایمان، همین به اصطلاح عقل متعقله و فعال‌مان، باز می‌گردد که اندازه بگیر و وزن‌کننده حقیقی و واقعی نه تنها نبوده و نیستند، بلکه سلیقه‌ای و جزیره‌ای عمل کرده‌اند و سنجش خود را به عنوان معیار به خوردمان داده‌اند که منطبق با واقعیت و حقیقت نبوده است. اکنون خدایا از تو می‌خواهیم که جامعه فوتبالمان را یا از نعمت مدیری مدبر و جامع‌الاطراف بهره‌مندسازی که نخست اهتمامش توجه به عقل متعقله‌مان باشد(آگاهی و وحدت و پیشگامی و تمرکز فوتبالی بخشیدن به جان فوتبال ایرانی یعنی رسانه)، یا آن خود آگاهی راستین و اصیل را به جامعه رسانه‌های فوتبالی‌مان اعطا فرمایی تا پیشگامان واقعی نهضت خردورزی و روشنگری خویش و جامعه فوتبالی باشند.

 

تاریخ: 1390/7/17
کلمات کلیدی: ،
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: