لیگ ما از ساخت بازیکنان پدیده عاجز است/استفاده از "صفر کیلومترها" در مدیریت باشگاهها اشتباه است
چند سالی است که تیمهای فوتبال ایران نتوانستهاند در رقابتهای بینالمللی به موفقیت چشمگیری دست پیدا کنند و با رسیدن به قلههای موفقیت و کسب جام دل هواداران فوتبال را شاد کنند. آخرین باری که فوتبال ایران نتیجهای درخور توجه کسب کرد، صعود تیم ملی بزرگسالان به جام جهانی 2006 آلمان بود.
در همین رابطه با رییس پیشین کمیته جوانان فدراسیون فوتبال و سرمربی پیشین تیم ملی جوانان به گفتوگو پرداخته است. احمد خداداد دلیل اصلی نزول کیفیت فوتبال ایران را، فقدان بازیکنسازی و "پدیده سازی" در لیگهای فوتبال ایران میداند و میگوید: "تیم ملی و لیگ، پدر و مادر فوتبال هستند؛ تیم ملی پول میآورد و لیگ بازیکنان جدید و خلاق میسازد که این دو عمل در فوتبال ایران با نقص زیادی روبهرو هستند."
مهمترین بخشهای گفتوگوی احمد خداداد را با ایسنا، در ادامه میخوانید:
* در دورههای ابتدایی لیگ قهرمانان آسیا عملکرد بهتری داشتیم
تیمهای ایرانی در دورههای ابتدایی لیگ قهرمانان آسیا عملکرد بهتری داشتند و دلیل این موفقیتهای نسبی هم این بود که تیمهای عربی و سایر تیمها این رقابتها را خیلی جدی نمیگرفتند؛ اما از وقتی تیمهای حاشیه خلیج فارس و تیمهای شرق آسیا برای مسابقههای بینالمللی اهمیت قائل شدند، سرمایهگذاری زیادی در فوتبال انجام دادند، بازیکنان گرانقیمت و حرفهای خریدند و در زمینه کارهای اداری هم از ما بهتر عمل کردند، ما دیگر نتوانستیم نتایج خوبی در آسیا کسب کنیم. تیمهایی که در پشت صحنه فوتبال کار میکنند ـ مانند تیمهای اداری و پشتیبانی مالی ـ در تیمهای عربی و شرق آسیا بسیار قویتر از ما هستند.
* تیم ملی و لیگ، پدر و مادر فوتبال هستند
از تیم ملی، از آن جهت که میتواند با حضور در میادین معتبر بینالمللی و استفاده از بازیکنان خوب و در نتیجه زمینهسازی فروش آنها به تیمهای اروپایی، پول زیادی را وارد فوتبال کشور کند، به عنوان پدر فوتبال تعبیر میشود و لیگ هم به دلیل نقش بازیکنسازی که دارد، مادر فوتبال است. این دو بسیار با یکدیگر مرتبط هستند. اما در چند سال اخیر فوتبال ما بازیکن پدیدهای معرفی نکرده است تا هم سطح لیگ ما فراتر رود و هم با فروش آنها پولی به باشگاههای فوتبال تزریق شود.
* لیگ ما در چند سال اخیر، هیچ پدیدهای معرفی نکرده است
اگر به لیگهای فوتبال ایران نگاه کنیم، خواهیم دید که در این رقابتها در چند سال اخیر هیچ پدیده نوظهوری سر بر نیاورده است. بازیکنانی نظیر علی کریمی، علی دایی، کریم باقری، خداد عزیزی، مهدی مهدوی کیا، وحید هاشمیان، جواد نکونام، مسعود شجاعی و امثال اینها متعلق به نسلها و فدراسیونهای گذشته هستند که از طریق فوتبال ملی به تیمهای معتبر اروپایی نیز راه پیدا کردند؛ اما لیگ ما در چند سال گذشته پدیدهای همتراز با آنها معرفی نکرده است، در حالی که با پیشرفت فوتبال انتظار میرفت بازیکنان لیگ ما نسبت به گذشتگان از سطح بالاتر هم برخوردار باشند.
* دلیل افت فوتبال ملی، اشکال در مسائل اداری و نبود برنامهریزی دراز مدت است
تیم ملی نسبت به گذشته افت کرده است. این تیم به جام جهانی 2010 صعود نکرد و در رقابتهای دیگر هم حرفی برای گرفتن نداشت؛ اکنون نیز معلوم نیست به جام جهانی 2014 صعود میکنیم یا خیر. امروز تیم ملی ما از بازی با یک تیم قدرتمند عاجز است در حالی که در سالی که به جام جهانی راه پیدا کردیم، تیم ملی آلمان در تهران با ما بازی کرد. من برای تیم فوتبال فلسطین احترام قائلم اما این تیم حریفی نبود که ضعفهای ما را بشناساند و حریف تدارکاتی خوبی باشد. مشکل فوتبال ملی ما اشکال در مسائل اداری و نبود برنامهریزی دراز مدت است.
* باشگاهها با خرید بازیکنان بیکیفیت خارجی پولشان را دور میریزند
فوتبال ما از مقام پانزدهم ردهبندی فیفا به رده پنجاه و چندم رسیده است ولی با این حال مسابقههای لیگ ما با نظم خوبی برگزار میشود؛ نکتهای که اینجا باید به آن توجه کرد این است که باشگاهها به جای بازیکن سازی به سراغ بازیکنان بیکیفیت خارجی میروند و سپس آنها را نیمکتنشین میکنند! این کار باشگاهها دور ریختن پول است و معلوم است که معامله خوبی انجام نشده. بازیکنان ایرانی هم خارجیها را برتر از خود نمیدانند و انگیزهای برای رقابت با آنها پیدا نمیکنند.
** راهکارهای بهبود وضعیت فوتبال در ایران
1) پاداش
بازیکنانی که به عنوان لژیونر به تیم ملی میآیند و بازیکنان نامی تیم ملی انگیزه زیادی برای کار ندارند و میتوان با در نظر گرفتن پاداشهایی انگیزه آنها را برای بهتر بازی کردن افزایش داد. به عنوان نمونه، دادگان به بازیکنان تیم ملی که به جام جهانی 2006 آلمان راه پیدا کرد، 100 میلیون تومان پاداش داد. این کارها باعث توسعه و پیشرفت فوتبال میشود و ما باید در پی این کارها باشیم.
2) استفاده از مربیان جوان
باشگاهها باید جرات کنند و از مربیان جوان استفاده بیشتری کنند. البته این اتفاق در ایران به تدریج در حال رخ دادن است. به هر حال تعلیم و تربیت هر نسلی از نسل قبلی پیشرفتهتر است و مربیان جوان میتوانند در فوتبال کشور نوآوری کنند و سطح آن را بالا ببرند.
3) استفاده از مدیران کاربلد و آگاه به ورزش
در مدیریتها باید از کسانی استفاده شود که از فوتبال، شناخت عمیقی داشته باشند؛ به این معنی که وقتی یک مربی کارش را خوب انجام میدهد ولی در چند بازی نتیجه خوبی کسب نمیکند، بلافاصله او را برکنار نکنند و عملکرد خوب او را مد نظر قرار دهند و بفهمند که باید مشکل تیم را در جای دیگری به جز کادر فنی جستوجو کنند. البته اشتباه ما این است که از افراد "صفر کیلومتر" در مدیریتها استفاده میکنیم که این افراد از فوتبال استفاده سیاسی میبرند ولی فوتبال از آنها بهرهای نمیبرد. این افراد در باشگاهها آزمون و خطا میکنند و این کار آنها به ضرر فوتبال تمام میشود.
4) عمل کردن باشگاهها به تعهداتشان در قبال بازیکنان
برخی باشگاهها به دلیل مشکل مالی نتوانستهاند هنوز طلب بایکنان خود را پرداخت کنند و آنها هم از باشگاههای خود به فیفا شکایت کردهاند. بخش بسیار مهمی از فوتبال حرفهای، دریافت مبالغ قرارداد است. باشگاهها نباید با این اقدامات خود را دچار حاشیه کنند.
5) باشگاهها صاحب زمین تمرین و استادیوم اختصاصی شوند
بارها در رسانههای مختلف از ترکیه به عنوان یک الگوی مناسب برای توسعه فوتبال حرفهای نام برده شده است. دولت ترکیه با وامهای بلاعوض ورزشگاههای خود را به باشگاهها اعطا کرد و به تدریج فوتبال کشورش را حرفهای کرد. دولت ما هم باید این کار را بکند. حرفهای شدن، پروسهای است که زمان میبرد. شما حتی وقتی یک سوپرمارکت را تاسیس میکنید کمی طول میکشد تا به سود قطعی دست پیدا کنید، پس نمیتوان انتظار داشت فوتبال به سرعت به سوددهی برسد.
* سرمایهگذاری در فوتبال پایه فراموش نشود
تمام این موارد برای توسعه فوتبال الزامی است اما همچنان مهمترین بخش برای پیشرفت فوتبال سرمایهگذاری در فوتبال پایه است که نباید از نظر دور داشته شود.
* همیشه برابر بحرین مشکل داشتهایم
در پایان باید بگویم تیم ملی ما همیشه برابر بحرین مشکل داشته است و این تیم حتی یک بار ما را از رسیدن به جام جهانی محروم کرده است. تیمهای حاشیه خلیج فارس چندی است به استخدام بازیکنان خارجی روی آوردهاند که اگر بحرین هم چنین کاری را در پیش گرفته باشد کار را برای ما سختتر میکند.
در همین رابطه با رییس پیشین کمیته جوانان فدراسیون فوتبال و سرمربی پیشین تیم ملی جوانان به گفتوگو پرداخته است. احمد خداداد دلیل اصلی نزول کیفیت فوتبال ایران را، فقدان بازیکنسازی و "پدیده سازی" در لیگهای فوتبال ایران میداند و میگوید: "تیم ملی و لیگ، پدر و مادر فوتبال هستند؛ تیم ملی پول میآورد و لیگ بازیکنان جدید و خلاق میسازد که این دو عمل در فوتبال ایران با نقص زیادی روبهرو هستند."
مهمترین بخشهای گفتوگوی احمد خداداد را با ایسنا، در ادامه میخوانید:
* در دورههای ابتدایی لیگ قهرمانان آسیا عملکرد بهتری داشتیم
تیمهای ایرانی در دورههای ابتدایی لیگ قهرمانان آسیا عملکرد بهتری داشتند و دلیل این موفقیتهای نسبی هم این بود که تیمهای عربی و سایر تیمها این رقابتها را خیلی جدی نمیگرفتند؛ اما از وقتی تیمهای حاشیه خلیج فارس و تیمهای شرق آسیا برای مسابقههای بینالمللی اهمیت قائل شدند، سرمایهگذاری زیادی در فوتبال انجام دادند، بازیکنان گرانقیمت و حرفهای خریدند و در زمینه کارهای اداری هم از ما بهتر عمل کردند، ما دیگر نتوانستیم نتایج خوبی در آسیا کسب کنیم. تیمهایی که در پشت صحنه فوتبال کار میکنند ـ مانند تیمهای اداری و پشتیبانی مالی ـ در تیمهای عربی و شرق آسیا بسیار قویتر از ما هستند.
* تیم ملی و لیگ، پدر و مادر فوتبال هستند
از تیم ملی، از آن جهت که میتواند با حضور در میادین معتبر بینالمللی و استفاده از بازیکنان خوب و در نتیجه زمینهسازی فروش آنها به تیمهای اروپایی، پول زیادی را وارد فوتبال کشور کند، به عنوان پدر فوتبال تعبیر میشود و لیگ هم به دلیل نقش بازیکنسازی که دارد، مادر فوتبال است. این دو بسیار با یکدیگر مرتبط هستند. اما در چند سال اخیر فوتبال ما بازیکن پدیدهای معرفی نکرده است تا هم سطح لیگ ما فراتر رود و هم با فروش آنها پولی به باشگاههای فوتبال تزریق شود.
* لیگ ما در چند سال اخیر، هیچ پدیدهای معرفی نکرده است
اگر به لیگهای فوتبال ایران نگاه کنیم، خواهیم دید که در این رقابتها در چند سال اخیر هیچ پدیده نوظهوری سر بر نیاورده است. بازیکنانی نظیر علی کریمی، علی دایی، کریم باقری، خداد عزیزی، مهدی مهدوی کیا، وحید هاشمیان، جواد نکونام، مسعود شجاعی و امثال اینها متعلق به نسلها و فدراسیونهای گذشته هستند که از طریق فوتبال ملی به تیمهای معتبر اروپایی نیز راه پیدا کردند؛ اما لیگ ما در چند سال گذشته پدیدهای همتراز با آنها معرفی نکرده است، در حالی که با پیشرفت فوتبال انتظار میرفت بازیکنان لیگ ما نسبت به گذشتگان از سطح بالاتر هم برخوردار باشند.
* دلیل افت فوتبال ملی، اشکال در مسائل اداری و نبود برنامهریزی دراز مدت است
تیم ملی نسبت به گذشته افت کرده است. این تیم به جام جهانی 2010 صعود نکرد و در رقابتهای دیگر هم حرفی برای گرفتن نداشت؛ اکنون نیز معلوم نیست به جام جهانی 2014 صعود میکنیم یا خیر. امروز تیم ملی ما از بازی با یک تیم قدرتمند عاجز است در حالی که در سالی که به جام جهانی راه پیدا کردیم، تیم ملی آلمان در تهران با ما بازی کرد. من برای تیم فوتبال فلسطین احترام قائلم اما این تیم حریفی نبود که ضعفهای ما را بشناساند و حریف تدارکاتی خوبی باشد. مشکل فوتبال ملی ما اشکال در مسائل اداری و نبود برنامهریزی دراز مدت است.
* باشگاهها با خرید بازیکنان بیکیفیت خارجی پولشان را دور میریزند
فوتبال ما از مقام پانزدهم ردهبندی فیفا به رده پنجاه و چندم رسیده است ولی با این حال مسابقههای لیگ ما با نظم خوبی برگزار میشود؛ نکتهای که اینجا باید به آن توجه کرد این است که باشگاهها به جای بازیکن سازی به سراغ بازیکنان بیکیفیت خارجی میروند و سپس آنها را نیمکتنشین میکنند! این کار باشگاهها دور ریختن پول است و معلوم است که معامله خوبی انجام نشده. بازیکنان ایرانی هم خارجیها را برتر از خود نمیدانند و انگیزهای برای رقابت با آنها پیدا نمیکنند.
** راهکارهای بهبود وضعیت فوتبال در ایران
1) پاداش
بازیکنانی که به عنوان لژیونر به تیم ملی میآیند و بازیکنان نامی تیم ملی انگیزه زیادی برای کار ندارند و میتوان با در نظر گرفتن پاداشهایی انگیزه آنها را برای بهتر بازی کردن افزایش داد. به عنوان نمونه، دادگان به بازیکنان تیم ملی که به جام جهانی 2006 آلمان راه پیدا کرد، 100 میلیون تومان پاداش داد. این کارها باعث توسعه و پیشرفت فوتبال میشود و ما باید در پی این کارها باشیم.
2) استفاده از مربیان جوان
باشگاهها باید جرات کنند و از مربیان جوان استفاده بیشتری کنند. البته این اتفاق در ایران به تدریج در حال رخ دادن است. به هر حال تعلیم و تربیت هر نسلی از نسل قبلی پیشرفتهتر است و مربیان جوان میتوانند در فوتبال کشور نوآوری کنند و سطح آن را بالا ببرند.
3) استفاده از مدیران کاربلد و آگاه به ورزش
در مدیریتها باید از کسانی استفاده شود که از فوتبال، شناخت عمیقی داشته باشند؛ به این معنی که وقتی یک مربی کارش را خوب انجام میدهد ولی در چند بازی نتیجه خوبی کسب نمیکند، بلافاصله او را برکنار نکنند و عملکرد خوب او را مد نظر قرار دهند و بفهمند که باید مشکل تیم را در جای دیگری به جز کادر فنی جستوجو کنند. البته اشتباه ما این است که از افراد "صفر کیلومتر" در مدیریتها استفاده میکنیم که این افراد از فوتبال استفاده سیاسی میبرند ولی فوتبال از آنها بهرهای نمیبرد. این افراد در باشگاهها آزمون و خطا میکنند و این کار آنها به ضرر فوتبال تمام میشود.
4) عمل کردن باشگاهها به تعهداتشان در قبال بازیکنان
برخی باشگاهها به دلیل مشکل مالی نتوانستهاند هنوز طلب بایکنان خود را پرداخت کنند و آنها هم از باشگاههای خود به فیفا شکایت کردهاند. بخش بسیار مهمی از فوتبال حرفهای، دریافت مبالغ قرارداد است. باشگاهها نباید با این اقدامات خود را دچار حاشیه کنند.
5) باشگاهها صاحب زمین تمرین و استادیوم اختصاصی شوند
بارها در رسانههای مختلف از ترکیه به عنوان یک الگوی مناسب برای توسعه فوتبال حرفهای نام برده شده است. دولت ترکیه با وامهای بلاعوض ورزشگاههای خود را به باشگاهها اعطا کرد و به تدریج فوتبال کشورش را حرفهای کرد. دولت ما هم باید این کار را بکند. حرفهای شدن، پروسهای است که زمان میبرد. شما حتی وقتی یک سوپرمارکت را تاسیس میکنید کمی طول میکشد تا به سود قطعی دست پیدا کنید، پس نمیتوان انتظار داشت فوتبال به سرعت به سوددهی برسد.
* سرمایهگذاری در فوتبال پایه فراموش نشود
تمام این موارد برای توسعه فوتبال الزامی است اما همچنان مهمترین بخش برای پیشرفت فوتبال سرمایهگذاری در فوتبال پایه است که نباید از نظر دور داشته شود.
* همیشه برابر بحرین مشکل داشتهایم
در پایان باید بگویم تیم ملی ما همیشه برابر بحرین مشکل داشته است و این تیم حتی یک بار ما را از رسیدن به جام جهانی محروم کرده است. تیمهای حاشیه خلیج فارس چندی است به استخدام بازیکنان خارجی روی آوردهاند که اگر بحرین هم چنین کاری را در پیش گرفته باشد کار را برای ما سختتر میکند.
تاریخ: 1390/7/18
موضوع: فوتبال
نظر: 0
















