با استاد کی روش دوباره می توان به فوتبال بازگشت ؟
با استاد کی روش می توان به فوتبال بازگشت . به فوتبالنویسی ، به تحلیل و نقد و گزارش نویسی ، به یادداشت و مقاله ، به عکس و عکاسی ، به فرق بین « می باشد » و « است » ، به کمی احساسی نویسی ، به هویت روزنامه نگاری ورزشی ، به اهمیت یک ورزشگاه پر از مردم ، به استادیوم آزادی ، تمرین تیم ملی ، به مصاحبه و چند کلمه حرف درست و حسابی ، به آنالیز و سیستم و تاکتیک ، به شور و هیجان راه جام جهانی ، به پرسش مربی ایرانی یا خارجی ، به لیگ برتر ، به کشاندن مردم برای تماشای فوتبال مانند تبریز و انزلی و بوشهر و آزادی ، به ستاره سازی ، به انگیزه بخشی بیشتر برای آندو ، میلاد ، مجتبی ، غلامرضا ، کریم ، جلال ، هادی ، خسرو ، مهرداد ، جواد ، احسان و قاضی ، به غرور ملی ، به جشن خیابانی ، به اشک شادی و به ملیت آریایی .
متلک غیرمنصفانه ای است اگر همه این امیدها و تمجیدها را به شش گله شدن بحرین ارتباط دهیم . با استاد کی روش که برای رفتن یک ملت به ورزشگاه آزادی فدراسیون را تشویق به نامه نگاری برای تغییر ساعت بازی به 19:30 می کند ، با این همه شعور و تشخص و اهمیت به جایگاه مردم در فوتبال از باخت و شکست هم هراسی نیست ! مردم ما که به دعوت او رکورد 75 هزار نفری بازی با اندونزی را می شکنند ، وقتی ناظر باشند و از نزدیک همه چیز را احساس کنند در هنگام ناکامی هم بخشنده های بزرگی خواهند بود .
فوتبال ملی با استاد کی روش در حال بازگشت به زندگی ایرانیان است . به خانه تک تک ما ، به سبد روزنامه های ما ، به علاقه اساتید ما ، به زندگی استاد شجریان که مهر ماه هفت سال پیش برای تماشای فوتبال ملی مقابل آلمان به آزادی آمد ، به دنیای مسعود کیمیایی که چهره و صورت کی روش را با قیصر و سید گوزنها مقایسه می کند ، به سوژه ای برای فیلمنامه نویس ها و آهنگسازان ، به نگاه عمیق نویسنده ها و روشنفکرها و حتی به بحثی اساسی در دانشگاهها
فوتبال دوای هیچ دردی نیست . درمانگر گوشه نشینی و افسرده گی هم نیست اما می توان با تماشای آن اندکی نفس کشید . می توان امیدوار بود که کی روش و شاگردانش شبهای شیرین تری برای ما پدید بیاورند : شبی در جام جهانی !
















