اختصاصی90/چرا در واگذاری سهام سرخابی 20 بزرگتر از 80 است
محمد محمدپور
90: باید حق را به بدبینها داد؛ بدبینهایی که میگفتند استقلال و پرسپولیس همیشه در اختیار دولت هستند و هیچوقت واگذار نمیشوند. اعلام پی در پی سازمان خصوصیسازی برای واگذاری سهام این دو باشگاه نیز ذرهای از بدبینی آنها کم نکرد. حتی زمانی که محمود احمدینژاد، قبل از انتخابات 88، تاکید کرد که سهام دو باشگاه باید به هواداران تعلق گیرد هم بدبینها آنرا یک حربه تبلیغاتی خواندند و گفتند که واگذاری در کار نیست.
حالا و با تصمیم بسیار مهم هیات دولت که در پس بازیهای لیگ و برتری پرگل تیمملی برابر بحرین گم شد، میتوان حق را به آنها داد؛ به بدبینها. وقتی دولت واگذاری استقلال و پرسپولیس را از گروه اول به گروه دوم منتقل کرد، رسانهها تنها تیتر زدند «80 درصد سهام دو باشگاه واگذار میشود» و آنرا «یک وعده جدید» خواندند غافل از اینکه این بار این تصمیم عملی خواهد شد چرا که حتی واگذاری 80 درصدی سهام، توفیری در نوع مدیریت آن نخواهد گذاشت و دولت همچنان همه کاره خواهد بود.
گروه اول و گروه دوم واگذاری ... برای ورزشیها شاید این گروهها چندان به گوش آشنا نباشد، اما اقتصادیها به خوبی میدانند که انتقال یک شرکت از گروه اول به سایر گروهها یعنی چه.
شرکتهایی که در گروه اول واگذاری قرار میگیرند باید صد در صد سهامشان واگذار شود. از سهام شرکتهای این گروه باید غیردولتی شوند و استقلال و پرسپولیس نیز که سالها از جیب دولت ارتزاق میکنند، از این قاعده مستثنی نبودند.
خروج دو باشگاه از گروه اول اما معنای خاصی دارد. دولت پس از 2 سال به این نتیجه رسیده است که واگذاری صد در صدی سهام دو باشگاه سرخابی به مصلحت نیست. با انتقال این دو باشگاه به گروه دوم، حالا 20 درصد سهام در اختیار دولت باقی میماند، نکته مهم این ماجرا نیز درست همین نکته است: 20 درصدی که در اختیار دولت میماند نه 80 درصدی که قرار است واگذار شود...
***
دولت به این نتیجه رسیده که نمیتوان استقلال و پرسپولیس را با این همه تماشاچی واگذار کرد. مهمترین دلیلی که دولت از تصمیمش برگشت، همین مسئله بود. حالا یا دولت میخواهد از این پتانسیل عظیم هوادار در جاهایی که لازم است بهره برد یا نمیخواهد از این پتانسیل هوادار، توسط گروههایی که نمیشناسد و صلاحیتش را نمیداند، سوء استفاده شود.
دولت مدل کارخانجاتی مثل «سایپا» را برای استقلال و پرسپولیس برگزیده است. گروه سایپا گرچه دولتی نیست اما به واسطه سهام بیست و اندی درصدی دولت دراین گروه، تقسیم گیرنده اصلی هم خود اوست.
سایر سهامداران یا نمایندهای در هیات مدیره دارند (اگر سهم درشتی در اختیار داشته باشند) و یا سود سهام را میبرند.
دولت اما بدون اینکه این دو باشگاه سود اقتصادی داشته باشند مدل سایپا را پیدا کرده: 80 درصد باقی مانده خود میشود و به گروهها، پیشکسوتان و هواداران آنقدری سهم میرسد که تصمیمگیرنده اصلی نباشند. قطعا بخشی از این سهام به سازمانهای خصوصی واگذار میشود و نمایندهای از آنها در هیات مدیره جای میگیرد، حتما بخشی از سهام به هواداران میرسد و نمایندهای از آنها عضو هیات مدیره میشود و بدون شک سهامی نیز به پیشکسوتان میرسد و یکی از آنها روی این کرسی مینشیند اما هیچ یک از آنها تصمیمگیرنده اصلی نیستند چرا که در تقسیمبندی سهام بیشتر از 20 درصد نخواهند داشت.
و اینجاست که دولت بار دیگر سهامدار اصلی استقلال و پرسپولیس میشود و با همان 20 درصد، زمامدار امور.
***
اگر استقلال و پرسپولیس دولتی بمانند چه اتفاقی برای این دو باشگاه میافتد؟ آیا اتفاق خوبی است یا نه؟ پاسخ این سئوال را نمیتوان به سادگی داد چرا که مشخص نیست اگر تمام سهام این دو باشگاه به بخش خصوصی واگذار شود با مکانیزمهای فعلی حاکم بر فوتبال ایران بتوان به این بخش اطمینان کرد و بر تداوم حضور آنها مطمئن بود. بخش خصوصی، سرمایهای ندارد که به شیر نفت وصل باشد، اگر ضرر کند به سرعت میدان را خالی میکند و مثل دولت نیست که به مسایل معنوی باشگاهها توجه داشته باشد. در شکل درست باید از فوتبال درآمد کسب کرد اما با شرایط فعلی، درآمدزایی ممکن نیست و سرمایهگذار پس از چند سال تحمل ضرر، عطای کار را به لقایش میبخشد.
در چنین شرایطی دولت باید باشد تا اوضاع را کنترل کند اما نباید تمام تصمیمات را به خود ختم کند. شرایط اما اگر عوض شود، اگر حق فوتبال به فوتبال داده شود، آنگاه میتوان به واگذاری صد در صد سهام نیز فکر کرد...
















