قلعه نویی مبصر موفق است یا استیلی شاگرد خجالتی نیمکت انتهایی کلاس
فوتبال ما اگر نگاهی تمام قد به بازیگران نسل گذشته اش بیاندازد، بی تردید روی برخی نام ها مکث خواهد کرد. نام هایی که بخشی از تاریخ ماندگار آن را رقم زده اند. مردانی که هریک سرنوشتی داشته و مقایسه شان شاید منطقی را به همراه نداشته باشد اما می توان از باب قیاس اجمالی به این دریچه هم چنگ انداخت. سرنوشت دو چهره را با هم مرور می کنیم.
1- اردشیر قلعه نویی، معروف به امیر قلعهنویی در سال 1342 درمحله نازی آباد تهران به دنیا آمد. او در راه آهن و شاهین قد کشید و پس از حضور در السد قطر راهی استقلال شد. امیر هیچگاه در قامت یک مهره ملی پوش خودنمایی نکرد و تنها 19 بار با پیراهن تیم ملی به میدان رفت. او در عرصه مربیگری توانست تا نیمکت تیم ملی هم پیش برود و بی تردید موفق ترین مربی سال های اخیر فوتبال ما در عرصه داخلی است.
2- حمیدرضا استیلی در سال 1346 در محله نازی آباد به دنیا آمد. او سابقه حضور در باشگاه های استقلال جنوب، پاس تهران، پرسپولیس، بهمن تهران، القادسیه کویت و گیلانگ سنگاپور را دارد. استیلی در گروه سنی نوجوانان، جوانان، امید و بزرگسالان تیم ملی حضور داشته و 82 بازی ملی رسمی بزرگسالان و 15 گل زده در کارنامه دارد.وی در جام جهانی 1998 توانست با ضربه سر دروازه تیم ملی فوتبال آمریکا را باز کند و گلی فراموش نشدنی به ثمر برساند. استیلی از سال 82 به سمت مربیگری مشغول شد و در این سالها با مربیان بزرگی چون علی پروین، ناصر ابراهیمی، پرویز کماسی، راینر سوبل، مصطفی دنیزلی، آری هان، تئودور یونگ و افشین قطبی همکاری داشته است. این چهره فوتبالی در مسند سرمربیگری توفیق چندانی نداشت.
3- قصه روزگار است. به تفاوت سنی 4 ساله این دو نباید نگاه کرد. حمید هیچگاه نخواست مانند امیر باشد. او در دوران بازیگری برای رسیدن به پیراهن 7 پرسپولیس - پیراهن پروین - تلاش کرد و به آن رسید. شماره 8 آبی ها ولی به دنبال شیوه های مدیریتی سلطان بود. امیر می دانست در این فوتبال اگر مبصر باشی موفقی. حمید ولی شاگرد خجالتی نیمکت انتهایی کلاس باقی ماند. حالا در پاییز سال 90 می شود جوجه های کارنامه هردوشان را شمرد. قلعه نویی همانی است که وقتی لب تر می کند و از جدایی از سپاهان می گوید مشتریانش به صف می ایستند. درست بر عکس حمید که هنوز نتوانسته اذهان عمومی را قانع کند که اگر «حبیب» نبود هم او روی این نیمکت می نشست. هوادار پرسپولیس شاید با مربیگری امیر در تیمش راحت تر کنار می آمد تا جلوس حمید بر این صندلی پرطمطراق.
4- حالا که در پایان ثلث اول لیگ برتر، کار حمید به جایی رسیده که محاسبه غیبت «دهنوی» را به شکست تلخ تیمش پیوند می زند و در غربی ترین نقطه کشور، امیر، چهره ای هم پست دهنوی – کیانی - را کنار می گذارد تا تیمش از انضباط دور نشود، زمانی که در آستانه دربی پایتخت، دوسرخپوش بر سر سالادفصل، رستم و سهراب می شوند و روزی دیگر خبر از شوخی های «آب جوشی» در اردوگاه آنها به گوش می رسد، آنجایی که کاظمیانی که 5 دقیقه بعد از فصل نقل و انتقالات به پرسپولیس پیوسته برای حمید شاخ و شانه می کشد تا یادمان بیاورد امیر چگونه او را در تیم سپاهان مقابل دوربین های تلویزیونی خطاب می کرد، کدهای پیدا وشفافی از تفاوت های این دو بچه نازی آباد را می توان یافت. نه؛ او هیچگاه نخواست نفر اول باشد. برخلاف امیر و درست مثل خودش. همان خودی که در زمین هم بسیار می دوید اما امیر، با هوش بالایش اگر چه کمتر می دوید اما پاس هایش لقب «ژنرال» را به او هدیه کرده بود. امیر البته شاید گروهبان هم نبود در استقلالی که شاهرخ، مهدی فنونی زاده، هاشمی مقدم و...توپ می زدند اما چرا، با حمید که مقایسه اش کنی ، این درجه برازنده اوست.برای حمید آیا می شود درجه ای یافت؟
1- اردشیر قلعه نویی، معروف به امیر قلعهنویی در سال 1342 درمحله نازی آباد تهران به دنیا آمد. او در راه آهن و شاهین قد کشید و پس از حضور در السد قطر راهی استقلال شد. امیر هیچگاه در قامت یک مهره ملی پوش خودنمایی نکرد و تنها 19 بار با پیراهن تیم ملی به میدان رفت. او در عرصه مربیگری توانست تا نیمکت تیم ملی هم پیش برود و بی تردید موفق ترین مربی سال های اخیر فوتبال ما در عرصه داخلی است.
2- حمیدرضا استیلی در سال 1346 در محله نازی آباد به دنیا آمد. او سابقه حضور در باشگاه های استقلال جنوب، پاس تهران، پرسپولیس، بهمن تهران، القادسیه کویت و گیلانگ سنگاپور را دارد. استیلی در گروه سنی نوجوانان، جوانان، امید و بزرگسالان تیم ملی حضور داشته و 82 بازی ملی رسمی بزرگسالان و 15 گل زده در کارنامه دارد.وی در جام جهانی 1998 توانست با ضربه سر دروازه تیم ملی فوتبال آمریکا را باز کند و گلی فراموش نشدنی به ثمر برساند. استیلی از سال 82 به سمت مربیگری مشغول شد و در این سالها با مربیان بزرگی چون علی پروین، ناصر ابراهیمی، پرویز کماسی، راینر سوبل، مصطفی دنیزلی، آری هان، تئودور یونگ و افشین قطبی همکاری داشته است. این چهره فوتبالی در مسند سرمربیگری توفیق چندانی نداشت.
3- قصه روزگار است. به تفاوت سنی 4 ساله این دو نباید نگاه کرد. حمید هیچگاه نخواست مانند امیر باشد. او در دوران بازیگری برای رسیدن به پیراهن 7 پرسپولیس - پیراهن پروین - تلاش کرد و به آن رسید. شماره 8 آبی ها ولی به دنبال شیوه های مدیریتی سلطان بود. امیر می دانست در این فوتبال اگر مبصر باشی موفقی. حمید ولی شاگرد خجالتی نیمکت انتهایی کلاس باقی ماند. حالا در پاییز سال 90 می شود جوجه های کارنامه هردوشان را شمرد. قلعه نویی همانی است که وقتی لب تر می کند و از جدایی از سپاهان می گوید مشتریانش به صف می ایستند. درست بر عکس حمید که هنوز نتوانسته اذهان عمومی را قانع کند که اگر «حبیب» نبود هم او روی این نیمکت می نشست. هوادار پرسپولیس شاید با مربیگری امیر در تیمش راحت تر کنار می آمد تا جلوس حمید بر این صندلی پرطمطراق.
4- حالا که در پایان ثلث اول لیگ برتر، کار حمید به جایی رسیده که محاسبه غیبت «دهنوی» را به شکست تلخ تیمش پیوند می زند و در غربی ترین نقطه کشور، امیر، چهره ای هم پست دهنوی – کیانی - را کنار می گذارد تا تیمش از انضباط دور نشود، زمانی که در آستانه دربی پایتخت، دوسرخپوش بر سر سالادفصل، رستم و سهراب می شوند و روزی دیگر خبر از شوخی های «آب جوشی» در اردوگاه آنها به گوش می رسد، آنجایی که کاظمیانی که 5 دقیقه بعد از فصل نقل و انتقالات به پرسپولیس پیوسته برای حمید شاخ و شانه می کشد تا یادمان بیاورد امیر چگونه او را در تیم سپاهان مقابل دوربین های تلویزیونی خطاب می کرد، کدهای پیدا وشفافی از تفاوت های این دو بچه نازی آباد را می توان یافت. نه؛ او هیچگاه نخواست نفر اول باشد. برخلاف امیر و درست مثل خودش. همان خودی که در زمین هم بسیار می دوید اما امیر، با هوش بالایش اگر چه کمتر می دوید اما پاس هایش لقب «ژنرال» را به او هدیه کرده بود. امیر البته شاید گروهبان هم نبود در استقلالی که شاهرخ، مهدی فنونی زاده، هاشمی مقدم و...توپ می زدند اما چرا، با حمید که مقایسه اش کنی ، این درجه برازنده اوست.برای حمید آیا می شود درجه ای یافت؟
تاریخ: 1390/7/25
موضوع: فوتبال
نظر: 0
کلمات کلیدی: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،
















