اختصاصی90/دریچه 90
دریچه 90
دوام شادی فوتبالی تا کجاست؟(1)
مهدی میرابی – تهران
پیروزی پر گل و بیسابقه تیمملی در راه جامجهانی که دوباره دلهای اهالی فوتبال را با فوتبال بیشتر نزدیک کرد در پس خود یک واقعیت آشکار دارد که «ما همانند یک قافله میلیونی و صد البته «حیران» و پیوسته نیز نالان میمانیم که سرنوشت و آینده خویش را به یک قافله سالار به نام مربی خارجی سپردهایم و در پشت سر او به اینک و آینده فوتبالمان مینگریم و راه مقابل را میرویم. آری ما «فرمان» ماشین سنتی خود را که با اهتمام مهندس صفاییفراهانی که تنها بدنهاش، صافکاری و بتونه و رنگ براق «برتر» به آن زده شده بود، به نام «خودرو برتر» وارد کورس «برترها» کردیم و در تکرار مسابقات، همواره ناکام عرصههای آن بودهایم و جملگیمان بارها و بارها از راه عقلی و قلبی فهمیدهایم که این «خودرو» از رده خارج است و جوابگوی خواست و نیاز «ما» نیست اما اینک که میبینیم یک مربی خارجی چطور ماشین فوتبالیمان را از چند پیچ با مهارتی خاص گذر داده چنان شگفتزده میشویم که نعره مستانه میزنیم و چهچه و بهبه سر میدهیم که با همین ماشین زوار در رفته میتوانیم شاهکار بیافرینیم!!(ایجاد خودباوری فوتبالی در خود) که ناگهان بسان گذشته با راننده «وطنی» یا «خارجی» فوتبالمان با تصادمی مواجه میشویم (حالتی که بارها و بارها آن را تجربه و آزمودهایم). بله آنگاه که در شوک توقف و تصادم فوتبالی قرار میگیریم و صندلیهای ابوغراضه فوتبالی همراه با اهالی آن از جای کنده میشوند و بر روی هم میریزیم و ناله و فریاد و فغانهایمان به فلک میرود و مدیریت و راننده و آورنده آنان و...را دو صد نفرین و دشنام میدهیم که چنین بلایی را بر سرمان آوردهاند، واقعیتی انکارناپذیر در تاریخ فوتبالمان است. اکنون اتومبیل وحشت فوتبالی با کمی اضطراب نمکی از تونل شادی و سرور و باران گذر میکند؛ امروز همانند تکرار ایام پیشین است، روز گذر از پیچ و پیچها، فصل عشق ورزیدن و از نشاط فوتبالی و روح جمعی آن لذت فراوان بردن؛ اینک هنگامه عرق ملی افزایش یافتن است، روز امید به مقتدر بودن و توانستن بیشتر است، لحظه جوانه و پیوند خوردن نور امید در دلهای فرزندان امروز و فردای فوتبالمان است اما، اما، اما چه سخت است دل بریدن از این همه لطافت و زیبایی و پویایی و نشاط که ناگهان در تصادمی دیگر قرار میگیرد و «هبوط»ی دگر آغاز میشود و افسوس آنگاه که در نزول و ابتذال قرار میگیریم به جای آنکه به عدم شایستگی خودرو فوتبالی بنگریم(ساختار تقلیدی) با خود میگوییم که این از طبیعت فوتبال است که فراز و فرود دارد و این راننده وطنی یا خارجی نتوانست «ما» را به مقصد رساند!! دریغا و دردا که هیچ گاه در فرازهای فوتبالی به ماهیت و سرنوشت فوتبالی خویش ننگریستیم چرا که زمان مستی فوتبالیمان بوده و افسوس که در فرودها و ابتذالها نیز باور نکردیم که فوتبالمان سنتی است و نیازمند یک تحول «ماهوی» است، تا در راه آسیبشناسی به درستی عمل کرده باشیم.
********************
دریچه 90
آقای شریعتمداری! صحبت شما احساسی و بدون منطق میباشد
علیرضا امینی – تهران
خوشبختانه یا بدبختانه چون علاقهای به سیاست نداشتهام و ندارم سعی میکنم خودم را به این حیطه وارد نکنم و یک حصار دور خودم کشیدم تا فقط تماشاگر و شنونده باشم ولی وقتی آقای شریعتمداری میفرمایند جشنواره گل چرا به راه انداختید و باید با یک گل میبردید و یا تساوی میکردید چون فلسطینیها با هزار زحمت به کشور ما آمده بودند فقط میتوانم یک کلمه بگویم؛ شما که دلت به حال مملکت خودت نمیسوزد چرا از فلسطین مایه میگذارید؟ اول ما باید خودمان را با کشور خودمان و موقعیت آن تطبیق دهیم و بعد به مسایل غیرتخصصی که در حیطه ما نیست ورود کنیم. دوست عزیز! شما که میدانید بعد از انتخابات مملکت ملتهب و مردم حساس بودند خودتان در روزنامه کیهان حدود چند هفته قبل تیتری زده بودید با عنوان «اختلاس 000/000/000/000/3 تومانی» بنده فقط نه بلکه شاید همه ایران تعجب کردند که چرا شریعتمداری تیتر روزنامهاش را بدون هیچ آیندهنگری چاپ کرده بود، حال شما بفرمایید 7 گل به فلسطین رده 165 رنکینگ فیفا اینقدر مهم بوده یا تیتر 12 صفری شما؟ البته باز باید عذرخواهی کنم فقط خواستم گوشزد نمایم ما خودمان داخل کشورمان امور خودمان را رعایت نمیکنیم و چسبیدهایم به 7 گل فلسطین. به هر حال فلسطین هم باید بداند که حریف تدارکاتی مناسبی برای ایران نیست، بلکه باید برود با تیمهای در حد خودش بازی کند اگر یک گل به ایران میزد تمام دنیا را ویران میکردند.
















