برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

فرهنگ فوتبال ما / تحلیلی بر بی فرهنگی رخنه کرده در فوتبال ایران

تحلیلی بر بی فرهنگی رخنه کرده در فوتبال ایران

jتورج عاطف / خبرگزاری پارس فوتبال 

نگاهی به  گفته هایی می کنیم که بعنوان نقطه نظر در پایین مقاله چاپ شده ام وجود داشت مقاله ای که در یکی از سایتهای به اصطلاح تیفوسی های سرخ ثبت شده است. برخی سخنان ازسر خشم است خشمی که چاشنی تعصب کورکورانه ای در پی دارد. یکی از آنها مرا قلم فروش خطاب می کند و معتقد است که خائن به پرسپولیس بوده ام زیرا  سالها از نحوه عملکرد سلطان آنها انتقاد می کنم  همان سلطانی که معتقد بوده ام نباید از شان پرسپولیس برای او خرج کرد. دیگری در نقطه نظرش می گوید رلهای اسکناس از ماه بهتران مرا وادار به نوشتن می کند و آن یکی می گوید فوتبال ما چقدر بدبخت است که امثال تو در مورد آن قلم می زنند و...
در هیچکدام از این اظهار نظرها عنوان نشده است که در ازای اظهارات من چه توجیه منطقی دارند؟ و می دانم هیچگاه چنین نمی تواند باشد  زیرا بحث تعصب و " من" است و چنین است که سعی می کنم از آن بگذرم زیرا معتقدم درد از جای دیگری است.

 در تعاریف جامعه شناسی می گوید پدیده ای به نام " بی فرهنگی " وجود نداشته بلکه زمانی یک رفتار اجتماعی با پیشوندهائی چون " بی " و " سو" همراه می شود که ناهمخوانی فرهنگی داریم از دید من فوتبال ما زمانی درست می شود که بپذیریم  در فرهنگ آن چه چیزهائی وجود دارد.
  سالهاست انتقاد می کنیم  که چرا در تابلوی باشگاههای ما عنوان باشگاه فرهنگی ورزشی نگاشته اند در حالی که اصولا در این باشگاهها  کار فرهنگی انجام نمی شود اما معتقدم در همین باشگاهها فرهنگ خاصی حکمفرما است که از دید فرهنگ برخی از اندک  اقشار جامعه ناهمخوانی دارد پس ملقب به " بی فرهنگی " می شود. در دو روز گذشته اتفاقات مختلفی در عرصه فرهنگ ورزشی پیش آمد رفتار بسیار زشت محمد نصرتی  در مقابله با شیث رضائی در هنگام زدن گل به داماش را دیدیم و تاسف خوردیم.

دعوای  مازیار زارع با تماشاچیان یک ورزشگاه را  در سوی دیگر شاهد بودیم و دیدیم این بازیکن ملی پوش کشور براحتی به تماشاچی توهین می کند و تازه برای آنها خط و نشان می کشد. ایشان در مصاف با بازیکن حریف او را آقا کوچولو می خواند و جالب اینجا است که بازیکن رو به روی او هم خانواده مازیار زارع مخاطب الفاظ زشتش قرار می دهد. مازیار زارع در استانی که به دنیا آمده چنین رفتاری دارد همین داستان در استقلال است.

دو بازیکن با تجربه استقلال  یعنی آندو تیموریان و حنیف عمران زاده در جلوی دیدگان میلیونها تماشاچی تلویزیونی و چند صد تماشاچی در ورزشگاه با هم درگیر می شوند و اگر علی سامره بازیکن مس سر چشمه نبود شاید از خجالت هم در می آمدند. قصه بازیکن تیم شاهین هم شنیده ایم که در جلوی تماشاچیان یک ورزشگاه چه رفتاری را انجام داد  آیا این رفتار بازیکنان تفاوتی با آن نگارندگان اظهار نظرهائی که تنها توهین کرده است می تواند داشته باشد؟آیا این بازیکنان نباید چنین تماشاچیانی داشته باشند؟

همین سلسله مراتب ادامه دارد از دعوای شرم آور دائی و کاشانی در یک برنامه تلویزیونی زنده تا دعوای مایلی کهن و فتح الله زاده در  برنامه دیگر ورزشی تا اظهار نظرهای این روزهای علی پروین که مخالفینش را با لفظ " هیچ نمی فهمند  و حرف می زنند " مشاهده می کنیم آیا این رفتارهای به اصطلاح بزرگترها و مدیران و اسطوره ها !! تفاوتی با رفتارهای بازیکن و برخی از طرفداران مشاهده می کنیم ؟

وقتی بی ادبی و هتک حرمت و توهین خود فرهنگ عامه شده است می توان به آن لفظ " بی فرهنگی " داد؟  پیروزی امروز تا به چه حد شبیه به شاهین دکتر اکرامی است؟  پیروزی امروز فصل های متوالی امثالی چون شیث رضائی را تحمل می کند!! آیا اگر زمان به عقب بر می گشت و مثلا اگر شیث رضائی می خواست در تیم شاهین اکرامی بازی کند به او این اجازه را می دادند؟ بازیکنان  شاهین اکرامی که اکثر آنها دارای درجه  تحصیلی بالا و رفتارهای اجتماعی متشخص داشتند را می توان با امثال نصرتی وشیث مقایسه کرد؟

بر روی نیمکت پرسپولیس هم سرمربی به اصطلاح آموزگارانی حضور داشتند که آنقدر کوچک بودند که وقتی می خواهند از آنها حمایت کنند سو رفتار بازیکن داخل زمین را با محرومیت سرپرست و نه سر مربی جبران می کردند؟ امثال پروین چقدر شباهت به دکتر اکرامی ها دارند؟ همین داستان در تیم دوچرخه سواران و تاج وجود دارد! می پرسیم کسی فکر می کند کسانی چون  علی جباری ها و جدیکار ها و حجازی ها و   دانائی فرد ها و پرویز قلیچ خانی ها ...رفتاری مشابه تیموریان و حنیف عمران زاده داشته باشند ؟

آیا در ورزشگاه های آن روزگار که بانوان نیز حضور داشتند شعارهائی نظیر آنچه به علی دائی در بازی استقلال و راه آهن دادند گفته می شد؟ آیا اگر بانوان اجازه شرکت در ورزشگاهها را داشتند باید شاهد بودند  که نصرتی وشیث آن رفتار را با هم داشته باشند؟ میلیونها نفر در سراسر ایران این صحنه را دیدند. بسیاری از کودکان و نوجوانان و بانوان محروم از حضور در ورزشگاه این رفتار را دیدند آیا نباید باور کنند که فرهنگ فوتبال امروز ما چنین است؟

آیا باید تعجب کنیم در این فرهنگ  عضو هییت مدیره باشگاه بخواهد عادل فردوسی پور را تهدید به کتک زدن کند چون در برنامه اش نشان داده است که طرفدار معنایش مزدور چوب و پنجه بوکس و چاقوی ضامن دار  گوش به فرمان این آقایان نیستند؟

چرا سعی داریم به این فوتبال لقب " بی فرهنگ " بدهیم این فوتبال فرهنگش چنین است که از راس تا پایین یعنی از مدیر تا تماشاچی رفتارش همراه توهین و بی ادبی و بی منطقی است  بیائیم باور کنیم که در فوتبال ما ناهماهنگی فرهنگی وجود ندارد و از این رو نمی توان فوتبال ما را چیزی جدای این هجو فرهنگی نامید افسوس

تاریخ: 1390/8/9
موضوع: فوتبال
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: