جدایی محمود از پروین! شرحی بر نقش خوردبین در حوادث اخیر پرسپولیس /خوردبین چرا رفت و چرا دعوت به بازگشتش شد؟! / وقتی ماجرای قصور آهنگر بلخ و گردن زدن مسگر شوشتری می رفت که تکرار شود!
عکس تزئینی است!(وقتی ماجرای قصور آهنگر بلخ و گردن زدن مسگر شوشتری می رفت که تکرار شود)
خوردبین در آن دو صحنه چه باید می کرد؟ او یک صدم درصد هم احتمال نمی داد که دو بازیکن باتجربه تیمش در حساس ترین شرایط یک فصل که تیم در بحران دست وپا می زند اینگونه کودکانه رفتار کنند.به گزارش خبرگزاری فوتبال ایران پارس فوتبال دات کام به نقل از سایت گل، رفتارهای دور از شأن دو مدافع تیم پرسپولیس در بازی با داماش به برکناری محمود خوردبین منجر شد! اگر چه که رویانبان دستور بازگشت خوردبین را داد اما این اخراج موقت عجیب ترین تصمیم بود، که در مخیله هیچکس نمی گنجید، تا ماجرای قصور آهنگر بلخ بار دیگر به گردن زدن مسگر شوشتری ختم شود!
هرچند جدایی خوردبین را خیلی ها به نرفتن او به کانون پیشکسوتان باشگاه ربط می دادند و نقش سلطان را در آن پر رنگ می دانند اما فارغ نفی یا تایید چنین دیدگاهی باید پرسید سرپرست تیم در چنین موضوعی چه باید می کرد که نکرد؟
کاش به جای خوردبین سراغ کسانی می رفتند که یکی از این دو مدافع را فصل قبل با وجود اخراج از تیم توسط سرمربی، مورد تکریم قرار دادند و بالاترین پرداخت را به او داشتند. اویی که حاشیه هایش در تمام این سال ها تمامی نداشت و ندارد اما با سلام وصلوات بازوبند کاپیتانی را هم بر بازو می بست.
باید سرچشمه مشکلات را از آنجا ریشه یابی کرد که چرا بازیکن پرحاشیه را این فصل بار دیگر برگرداندند یا در مورد بازیکن دوم که سر از اردوی رقیب درآورده و مدعی بود که پرسپولیسی نیست هم اشتباهی مضاعف مرتکب شدند و او را هم تا درجه کاپیتانی بالا کشیدند. بیلان فنی هر دو قابل بررسی است و «آی بدو بدو» یی که این بار محمد غلامی را جانشین فرهاد آبی ها کرده بود خود گواهی روشن بر هر ادعایی است.
برکناری خوردبین به عنوان یک شخص سوژه این یادداشت نیست. تسویه حساب های مغرضانه ای که می تواند شالوده فوتبال را شخم بزند اصلی ترین دلیلی است که ما را وا می دارد تا بپرسیم خوردبین در آن دو صحنه چه باید می کرد؟ او یک صدم درصد هم احتمال نمی داد که دو بازیکن باتجربه تیمش در حساس ترین شرایط یک فصل که تیم در بحران دست و پا می زند اینگونه کودکانه رفتار کنند و خود وپرسپولیس را «تیتر» نمایند.
بهتر نبود به جای خوردبین سراغ آنهایی برویم که می خواستند پرسپولیس «دهه 60» را بسازند؟ دهه ای که برای برخی ها یادآور ابهت دو تیم سرخابی است و البته شاید عده ای، از آن دوران تنها تک صحنه هایی از مجتبی محرمی را به یاد داشته و در اندیشه معماری تازه و کپی برداری نو از آن بوده باشند که اگر اینگونه است باید به آنها احسنت و آفرین گفت که در رجعت به عقب چه توانایی قابل وصفی دارند.
این پرسپولیس با جماعتی «متوسط» بیشتر به محفلی «دور همی» شباهت دارد که غروب خورشیدش، سایه خیلی ها را درازتر از قد واقعی شان نشان می دهد. تیمی که بردش مقابل مس رفسنجان سرمربی و مدیر راهبریش را به شعفی غیر قابل باور می رساند و حضور تنها سه هزار تماشاگر، آنها را به بیان جملاتی عجیب وا می دارد بی آنکه 97 هزار سکوی خالی بر جای مانده از روزهایی که پرسپولیس «پرسپولیس» بود را ببینند باید هم در بازی شاه و وزیر، محمود خوردبین را شایسته تنبیه بداند.
هرچند جدایی خوردبین را خیلی ها به نرفتن او به کانون پیشکسوتان باشگاه ربط می دادند و نقش سلطان را در آن پر رنگ می دانند اما فارغ نفی یا تایید چنین دیدگاهی باید پرسید سرپرست تیم در چنین موضوعی چه باید می کرد که نکرد؟
کاش به جای خوردبین سراغ کسانی می رفتند که یکی از این دو مدافع را فصل قبل با وجود اخراج از تیم توسط سرمربی، مورد تکریم قرار دادند و بالاترین پرداخت را به او داشتند. اویی که حاشیه هایش در تمام این سال ها تمامی نداشت و ندارد اما با سلام وصلوات بازوبند کاپیتانی را هم بر بازو می بست.
باید سرچشمه مشکلات را از آنجا ریشه یابی کرد که چرا بازیکن پرحاشیه را این فصل بار دیگر برگرداندند یا در مورد بازیکن دوم که سر از اردوی رقیب درآورده و مدعی بود که پرسپولیسی نیست هم اشتباهی مضاعف مرتکب شدند و او را هم تا درجه کاپیتانی بالا کشیدند. بیلان فنی هر دو قابل بررسی است و «آی بدو بدو» یی که این بار محمد غلامی را جانشین فرهاد آبی ها کرده بود خود گواهی روشن بر هر ادعایی است.
برکناری خوردبین به عنوان یک شخص سوژه این یادداشت نیست. تسویه حساب های مغرضانه ای که می تواند شالوده فوتبال را شخم بزند اصلی ترین دلیلی است که ما را وا می دارد تا بپرسیم خوردبین در آن دو صحنه چه باید می کرد؟ او یک صدم درصد هم احتمال نمی داد که دو بازیکن باتجربه تیمش در حساس ترین شرایط یک فصل که تیم در بحران دست و پا می زند اینگونه کودکانه رفتار کنند و خود وپرسپولیس را «تیتر» نمایند.
بهتر نبود به جای خوردبین سراغ آنهایی برویم که می خواستند پرسپولیس «دهه 60» را بسازند؟ دهه ای که برای برخی ها یادآور ابهت دو تیم سرخابی است و البته شاید عده ای، از آن دوران تنها تک صحنه هایی از مجتبی محرمی را به یاد داشته و در اندیشه معماری تازه و کپی برداری نو از آن بوده باشند که اگر اینگونه است باید به آنها احسنت و آفرین گفت که در رجعت به عقب چه توانایی قابل وصفی دارند.
این پرسپولیس با جماعتی «متوسط» بیشتر به محفلی «دور همی» شباهت دارد که غروب خورشیدش، سایه خیلی ها را درازتر از قد واقعی شان نشان می دهد. تیمی که بردش مقابل مس رفسنجان سرمربی و مدیر راهبریش را به شعفی غیر قابل باور می رساند و حضور تنها سه هزار تماشاگر، آنها را به بیان جملاتی عجیب وا می دارد بی آنکه 97 هزار سکوی خالی بر جای مانده از روزهایی که پرسپولیس «پرسپولیس» بود را ببینند باید هم در بازی شاه و وزیر، محمود خوردبین را شایسته تنبیه بداند.
تاریخ: 1390/8/11
موضوع: فوتبال
نظر: 0
















