اختصاصی90/ما مردم دنیا، همه زردیم!
فریادرسای شیث و نصرتی
کامران احمدپور
90: شاید اگر امروز مرحوم جلال آلاحمد زنده بود نقاب برهنگی فرهنگی خود را دوباره مینوشت. حکایت ما حکایت همان پادشاه و خیاطی است که همه آن را شنیده و خواندهاید. قرار شد خیاط برای پادشاه بهترین لباس ممکن را بدوزد. خیاط با آب و تاب فراوان لباس دوخت و تعریفهای زیادی از آن کرد وآن لباس تخیلی را که اصلا وجود خارجی نداشت بر تن پادشاه کرد. خیاط گفته بود هر کسی آن لباس را نبیند حرامزاده است. پادشاه از ترس این که مبادان آن باشد این طور وانمود کرد که لباس را دیده و بسیار پسندیده است. سرانجام روز نمایش لباس جدید پادشاه فرا رسید. هیچکس لباس جدید پادشاه را نمیدید اما از ترس این که حرامزاده بودنش عیان شود. از لباس پادشاه تعریف میکرد تا این که دو کودک فریاد زدند «پادشاه که لخت است، پادشاه که لخت است» و اینچنین بود که جمعیت هم دریافت که واقعا بر تن پادشاه لباسی نیست. در روزی که شیث و نصرتی آن حرکت زشت را انجام دادند، در حقیقت خود آن دو بودند که همانند فریاد آن دو کودک که « پادشاه لخت است، پادشاه لخت است» آن دو فریاد از برهنگی فرهنگی ما زدند. حرکت زشت آنها فریادرسای برهنگی فرهنگی ما بود و چه خوب همه این فریاد را شنیدند اما هرگز شعارهای چند هزار نفری رشتیها در رشت و انزلی که یکپارچه به داور و بازیکن حریف فحشهای ناموسی و رکیک میدادند این قدر رسا و بلند نبود تا از خواب برخیزیم که ما برهنگان فرهنگی هستیم. چند ماه پیش مقالهای در روزنامه با عنوان «لذت ناسزا» نوشتم که هماکنون در سایت ایپنا نیز وجود دارد و متاسفم که جامعه ما همان طور است که من فکر می کردم. در آنجا نوشته بودم که در استادیوم آزادی چگونه پیر و جوان و تحصیلکرده و بیتحصیل یکدل و یکصدا بر علیه تیم حریف فحش ناموسی میدهند و اصلا و ابدا هم خجالت نمیکشند! در آنجا نوشته بودم که چگونه ما در بیحیایی و دادن فحش این قدر هماهنگ یکدل و یکصدا هستیم و البته این داستان در بیشتر شهرها وجود دارد و فقط مختص به تهران نیست. شیث و نصرتی با صدای رسا فریاد زدند که ما چقدر کالای باارزش فرهنگ را به پول و مقام و پست و برنده شدن در یک دیدار و گل زدن فروختهایم. حالا نصرتی به اندازه خود آن حرکت زشت را انجام میدهد و آن مدیر فوتبال هم برای گرفتن 3 امتیاز و پیروزی و احتمالا قهرمانی حاضر است دروغ بگوید، تهمت بزند، کار ناجوانمردانه بکند، بازیکنش را از فلان جا بیرون بیاورد و حرکت زشت شیث و نصرتی فریاد بلندی بود و همه شنیدند احتمالا به جز مسئولان منشور اخلاقی که مشکل فوتبال ما موی سر و ریش لنگری آن فوتبالیست و موتورسیکلت امیرآبادی نیست و اگر میخواهیم برهنگی فرهنگی ما عیان نشود و به جای گیر دادن به ریشه بزنیم. مشکل ما اینجاست که مجلس و نمایندگان ما اینقدر که برابر یک گل و یک آفساید و دعوت و عدم دعوت یک بازیکن به تیمملی از خود واکنش نشان میدهند در مقابل اختلاسها و برهنگیهای سیاسی و فرهنگی و اقتصادی بیتفاوت و یا کمتفاوت هستند. حرکت شیث و نصرتی فریاد بلندی بود که به خدا فوتبال ما حرفهای هست، پول دارد، امکانات دارد اما بازیکن ما جنبه ندارد، ذهنیت بازیکن ما حرفهای نیست و بازیکن ما خوب تربیت نشده وگرنه در این فوتبال کمپول خرج نمیشد. حرکت شیث و نصرتی فریاد بلند مظلومیت روزنامههای ورزشی است. چند روز پیش نگارنده که به یک برنامه رادیویی زنده دعوت شده بود این برنامه برای این که ثابت کند روزنامههای ورزشی زرد و دروغنویس و لمپن هستند برای اثبات ادعاهایش بازیکنی را روی خط آورد که چند هفته پیش در ورزشگاه جلوی هزاران تماشاگر حاضر در استادیوم و دوربینهای عکاسان و فیلمبرداران قضای حاجت کرده بود. فریادرسای مظلومیت روزنامههایی که همواره حقیقت را مینویسند اما از آنجایی که عشق جامعه ما و فوتبالدوستان ما به فوتبالیستها آنها را کور کرده، مطالب روزنامهها را به پای دروغگو بودن و لمپن بودن میگذارند. جامعهای که علاقهای به خواندن کتاب و روزنامه ندارد اما به جای این که اعتراف کند روزنامه خوان و کتابخوان نیست ضعف خود را به گردن دروغگو بودن روزنامهها میاندازد. جامعهای که اهل ورزش کردن نیست اما ورزش نکردن خود را به گردن نبود امکانات و پارک و فضای سبز میاندازد و اینگونه سر خودش را کلاه میگذارد و خوش میگذراند. مردمی که در استادیومها رکیکترین فحشها را به بازیکنان تیم حریف و شهر رقیب میدهند اما این گونه سر خود را کلاه میگذارند که حقش است که این فحشها را بخورد چون به تیم ما خیانت کرده، چون به تیم ما گل زده، چون به تیم ما نیامده و...
حرکت زشت شیث و نصرتی فریادرسای برهنگی فرهنگی که نه در ایران بلکه در سراسر جهان است که برای بیشتر مردم آن اکتشافات فضانوردان و فیزیکدانان و شیمیدانان و دانشمندان مهم نیست. و هیچ یک را نمیشناسند اما در عوض برای خواندن اخبار مربوط به این که آنجلینا جولی، بردپیت و دیوید بکام صبحانه چه خوردند و چه پوشیدند و چه ماشینی سوار شوند عطش و ولع سیریناپذیری دارند و عاشق موسیقیهای بیمحتوا و شعرهای مزخرف هستند.
















