اختصاصی90/هیچکس تکلیفش را نمیداند
محمد محمدپور
90: تکلیف هیچکس معلوم نیست. نه روزنامهنگار، نه خبرنگار و نه هوادار. حتی مربیان دو تیم نمیدانند چه کنند با این به اصطلاح داربی! یک داربی اجباری که اگر به خود دو باشگاه بود هیچ وقت تن به آن نمیدادند.
هوادار نمیداند به ورزشگاه برود یا نه. نمیداند کری بخواند یا نه. حال و هوای داربی برقرار نیست و او مردد مانده وسط یک داربی جدی و یک داربی بیمزه و بیروح. کسی نمیداند ورزشگاه پر میشود یا اینکه به اندازه یک بازی عادی هم در آن استقبال نمیشود. طفلکیها حق هم دارند. وقتی مدیر و مربی و بازیکن تکلیف خود را نمیدانند، آنها بدانند؟
روزنامهها هم مرددند! در حالت عادی از یک هفته مانده به این بازی انواع و اقسام مصاحبهها، زینتبخش ویترینشان بود. دعوت از ستارههای دو تیم و گزارشهای اختصاصی در دستور کار قرار داشت. اما حالا چطور؟ نه شوری، نه شوقی. روزنامهها میدانند این داربی نصفه و نیمه ارزش پرداختن ندارد. هیجانی نیست و بیسر و صدا بودن آن، اشتیاقی را برنمیانگیزد. روزنامهها طوری با این بازی برخورد میکنند که انگار استقلال با مس سرچشمه بازی دارد یا پرسپولیس با فجر سپاسی. حتی به اندازه بازی استقلال – ملوان یا پرسپولیس – داماش گرما ندارد. این گونه است که روزنامهها هم بازی را زیر سئوال میبرند و آنرا داربی نمیدانند.
استیلی و مظلومی هم ماندهاند هاج و واج که با این بازی چه کنند. از یک طرف که دل شان میخواهد که برنده باشند و از طرف دیگر، میدانند که نیرو به اندازه کافی ندارند. مظلومی دوست ندارد رکوردش در داربیها شکسته شود، استیلی هم به خوبی آگاه است که با برد در این بازی میتواند تا حدودی دل هواداران را به دست آورد. اما برنده هم نمیتواند مدعی باشد که «داربی» را برده و بازنده هم هزار و یک بهانه دارد و روی برد حریف، حرف و حدیث میآورد. این داربی شبیه آن داربی بیمزه در تبعید است؛ مسابقهای که پس از درگیری بازیکنان دو تیم، در بندرعباس برگزار شد و فقط 15 دقیقه اول آن قابل تحمل بود. هواداران دو تیم که پای تلویزیون بودند از دقیقه 15 به بعد سراغ امور شخصی خود رفتند و تنها پیگیر نتیجه بودند! آن بازی دست کم ستاره داشت اما این بازی چطور؟ ذخیرهها و بازیکنانی که کمتر به آنها بازی رسیده، دور هم گرد میآیند و «فوتبال» بازی میکنند. این داربی، ستاره هم ندارد. تنها خاصیت این بازی آن است که در تاریخ ثبت میشود. در تاریخچه داربیها از آن یاد میکنند و در تغییر آمارها میتواند موثر باشد. همین و بس؛ نه بیشتر و نه کمتر!
در بازی دیروز استقلال، چند نفر به ورزشگاه آمدند؟ در بازی پرسپولیس جلوی همین تیم نصفه و نیمه پاراگوئه چند درصداز سکوها پر شد؟ مسابقاتی که میتوانست با برنامهریزی درستتر تبدیل به جامی معتبر شود، چگونه با این کیفیت برگزار شد؟
کاش مسئولان برگزارکننده با همکاری سازمان لیگ، زمان مناسبتری برای آن برمیگزیدند. میشد جای استقلال و پرسپولیس، تیمهای دیگری آورد که به گرمای این تورنمنت بیفزایند. مثلا اگر سپاهان و تراکتور میآمدند، بازیها جذابتر نمیشد؟ آیا قبل از بازیها، مشخص نبود که ملیپوشان سرخابی در اردو هستند و ستارههای دیگر در استراحت؟
نه، این داربی ارزش هوار کشیدن، شب کنار ورزشگاه خوابیدن، کری خواندن و حتی ورزشگاه آمدن هم ندارد. این داربی بیمزه، فقط قرار است برگزار شود و برود پیکارش. نه برندهاش، برنده است و نه بازندهاش بازنده.
این بازی فقط به کار روزنامههای هواداری میآید که از حالا بنشینند و تیتر انتخاب کنند. قبول ندارید؟
















