برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

اختصاصی90/فردوسی‌پور به قایم باشک بازی‌ها پایان داد

اختصاصی90/فردوسی‌پور به قایم باشک بازی‌ها پایان داد شماره خبر :32102   90: هفته پیش همه بند کرده بودند به فردوسی‌پور. تو گویی این او بوده که آن اتفاقها (هر اتفاقی در هر گوشه این فوتبال) را رقم زده است. این در حالی است که عادل تنها آیینه لیگ است؛ بدون سانسور و بدون رودربایستی. کارهای عادل بی‌نقص نیست اما مقصر اتفاقات هم او نیست که حالا یکی او را به خدا واگذار کند؛ دیگری از او شکایت کند و نفر سوم تهدیدش کند به تحدید از بالا.

 محمد سررشته‌داری

فردوسی‌پور بی‌ملاحظه آن می‌کند که باید. او با واژه خود سانسوری مخالف است و آن را برنمی‌تابد البته تا دلتان بخواهد سانسور می‌کند اما به شکل رسانه‌ای و با خط و ربط و مسیر مشخص برای تایید حرفهای خودش نه تکذیب آنچه که رخ داده است.

به راستی در ماجراهای اخیر پرسپولیس یا شاهین بوشهر و حتی جرو بحث استقلالی‌ها او کجای قصه بوده است؟

وقتی بازیکنان کنار ورزشگاه قضای حاجت می‌کنند، فردوسی‌پور مقصر است؟ آیا آنچه که در سردارجنگل رخ داد تقصیر عادل فردوسی‌پور بوده است؟

پاسخ‌ها منفی است کاملا منفی.

اشکال ما اینجا است که نمی‌بینیم آنچه را که باید ببینیم و همیشه به دنبال مقصری بیرون گود می‌گردیم تا او را مقصر جلوه بدهیم وگرنه...

پرسش اینجاست: آیا اگر عادل فردوسی‌پور آن برنامه را با آن همه سانسور روی آنتن نمی‌برد؛ اصل مسئله پاک شده بود؟

آقایان! در عصر ارتباطات زندگی می‌کنیم و هر چقدر هم که بخواهیم و بخواهند این عصر را تهدید کنیم و سانسور کنیم نه می‌توانیم و نه باید که بتوانیم. وقتی تنها 15 دقیقه پس از آن شوخی کذایی تمام شبکه‌های اجتماعی فیلم آن صحنه را با موزیک پت و مت به همه ایران و جهان نشان داده‌اند از عادل فردوسی‌پور چه برمی‌آید؟

آیا اینکه ما نبینیم یعنی هیچکس ندیده است؟

عصر زندگی «کبک گونه» گذشته است؛ سرمان را باید از برف بیرون آوریم و ببینیم آنچه را که دنیا می‌بیند و برای عرصه‌ای بزرگتر از سوراخ برف باید برنامه‌ریزی کنیم.

مقصر این اتفاق خیلی‌ها بوده‌اند؛ از مدیریت‌های قبلی گرفته تا بعضا اعمال زور برای ظاهرسازی و فراموش کردن باطن و حتی پولهای میلیاردی که از دنیای خصوصی فاصله دارند و هیچ نظارت خصوصی و دقیقی بر آنها نمی‌رود. وقتی مقصر سانسور کنندگان دنیاها هم هستند که سعی دارند شاخه‌ها را ببرند و به ریشه‌ها کاری ندارند.

اصالتا اتفاقاتی که طی دهه اخیر نه بر ورزش که بر اجتماع و کلونی ایرانی‌ها رخ داده دلیلش همین ندید‌ن‌هاست و سعی کردن برای ندیدن دیگران وگرنه رسانه وظیفه‌اش همین است که فردوسی‌پور و شبکه‌های اجتماعی انجامش دادند. یعنی ذره‌بین گرفتن و نشان دادن کژی‌ها و کاستی‌ها و عیبها را برای برطرف کردن آنها.

تاکید می‌کنیم که کار فردوسی‌پور بی‌نقص نیست و حتی معتقدیم او برای گرفتن زهر اتفاقات ورزشگاه سردارجنگل آن ماجرا را به ماجرای جر و بحث معمولی دو بازیکن استقلال هم متصل کرد تا به پرسپولیس کمک‌ کند اما این به معنای مقصر بودن وی نیست. مقصر کسان دیگری هستند. همانها که هیچگاه سعی نکردند عصر ارتباطات را باور کنند. در پی این عدم باور، به بازیکنان نفهمانده‌اند در عصر ارتباطات نمی‌توان کنار زمین  ورزش قضای حاجت کرد و شوخی‌های عجیب و غریب کرد و حتی بر سر هم فریاد کشید.

در عصر ارتباطات حتی لب خوانی هم صورت می‌‌گیرد چه عادل فردوسی‌پور بخواهد یا نخواهد. چه صدا و سیما بخواهد یا نخواهد.

اصالتا صدا و سیما به زعم نگارنده در این راه حتی کوتاهی هم کرده است! آنها پیرامون مسائل اجتماعی، ورزشی، اقتصادی و موارد دیگر هم اسیر خود سانسوری هستند و شاید تصور می‌‌کنند که مردم، در عصر ارتباطات از برخی خبرها و اتفاقات آگاه نمی‌شوند و اتفاقا با همین طرز فکر در حال اشاعه رفتار غلط شده‌اند که اگر مفهوم عصر ارتباطات را درک کرده بودند شاید به مراتب جامعه‌ای بهتر از امروز و آرامتر و سالم‌تر داشتیم.

فردوسی‌پور اتفاقا کسی است که مفهوم عصر ارتباطات را در صدا و سیما بهتر از دیگران فهمیده و به همین دلیل هم هست که مخاطب فراوانی دارد.

او در یک حرکت حرفه‌ای حتی این هفته سعی کرد تبعات عدم سانسور هفته قبل را هم از بین ببرد؛ به این ترتیب او توانست اولا بحث را کاملا باز کند و با جامعه رخ به رخ شود. ثانیا به فاصله یک هفته آرامش را به فوتبال ایران برگرداند تا هم آرامش برقرار باشد و هم به اصل ماجرا رسیدگی شده باشد نه اینکه مردم را نامحرم بدانیم «مثل اکثر مواقع» و سعی کنیم که مسیر را عوض کنیم و بی‌اخلاقی هم در پی این قایم‌باشک بازی‌ها مثل قارچ رشد کند.

 

 

تاریخ: 1390/8/18
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: