اختصاصی90/ترس از نترس بودن کارلوسخان!
محمد سررشتهداری
90: نگرانیها به سمت بحرین چرخیده است؛ آنجا در این کشور عرب شاید کیروش کمترین دغدغه را داشته باشد اما برای ما ایرانیها که خودمان را بهتر از هر کس دیگری میشناسیم و حریف مکار خود را نیز ایضا! نگرانی موج میزند.
کیروش یک بار حریف را برده است؛ آن هم با نتیجه 6 بر صفر! در چنین شرایطی قاعدتا شاید جناب کارلوسخان تصور کند که در بحرین هم میتوان به یک پیروزی ساده دست پیدا کرد؛ اما آیا این امکان پذیر است؟
آن پیروزی یک انرژی بزرگ هفتاد میلیون نفری برای انتقام را احساس میکرد؛ یک انرژی بزرگ و فروزان. یک انرژی و صرف فعل خواستن، عجیب! آن روزها همه از آن کشک بادمجان معروف حرف میزدند؛ همه از آن همه اتلاف وقت و آن هم آرزوی برباد رفته و رقص پرچم عربستان صحبت میکردند تا مجموعه این احساس مخوف بلایی به سر بحرین بیاورد غیرقابل تکرار!
اما امروز هم آیا چنین است؟
امروز آخرین چیزی که به یاد داریم ششتایی کردن بحرین بوده است!
و این لابد یعنی یک پیروزی ساده دیگر!
اما ما این همه ساده به این بازی نگاه نمیکنیم چرا که:
اولا: ما ایرانیها کاملا احساساتی هستیم؛ کاملا شرقی و بعضا غیر منطقی! یک روز تند میرویم یک روز کند! نمونه بارز و نزدیک آن همین ماجرای شیث و نصرتی است که سه، چهار روز همه ما گفتیم اینها باید برای همیشه از فوتبال بروند و باید تاوان بدهند و ...
اما پس از سه، چهار روز از آن همه تندی بیاندازه به اینجا رسیدیم که اینها اصلا مقصر نیستند و اشکال ریشهای است و در فقر فرهنگ خلاصه میشود!
آن روز میخواستیم بلایی به سر بحرین بیاوریم که آن سرش ناپیدا بود اما حالا انگار با مالدیو قرار است بازی کنیم! اصلا هیچکس کاری به این بازی ندارند!
ثانیا: اخراج از دقیقه یک که توسط آندو تیموریان رقم خورد بحرین را در ورزشگاه مخوف آزادی تبدیل به یک تیم کاملا بیدفاع کرد! تیمی ترسیده و دستها را بالا برده! اما حالا چطور؟
کارلوسخان حالا باید دقیقا بداند که آن انرژی مردافکن با سوپاپ 6 بر صفر تخلیه شده است! او باید بداند که این بازی باید انرژی را به خورد بچههای تیم بدهد وگرنه...
ثالثا: شاید کارلوسخان نداند اما ما میدانیم که بحرینیها و اصالتا اعراب، مردمانی هستند که احساسات خود را خوب کنترل میکنند. آنها ترس و عقبنشینی و وحشت را کنترل میکنند و به تبع زندگی در صحرا خیلی سریع خود را باز مییابند! در واقع اصلا قرار نیست که ما با آن بحرینی بازی کنیم که قبلا آن را دیدهایم!
رابعا: حالا آن انرژی مخوف انتقام از اردوی ایران به اردوی بحرین پرکشیده است. حالا همه بحرین میخواهد از ایران انتقام بگیرد و دوباره روی پاهایش بایستد. در چنین فضایی واقعا باید نگران باشیم؛ اصالتا نگران بودن و عزم جزم کردن چیز بدی نیست بلکه همه عضلهها و ارادهها را جمع میکند.
در همین لیگ کشورمان هم تیمهای بزرگ هرگاه با انرژی و انگیزه کافی به میدان میروند بازیهای زیبایی را به تصویر میکشند اما وقتی انگیزه ندارند مقابل تیمهای ضعیف هم دچار بحران و عدم نتیجهگیری میشوند!
در این فضا است که نگران کارلوسخان و بر و بچههای ایران هستیم که طی روزهای اخیر چندان عزم و ارادهای در میان آنها و البته در میان رسانهها ندیدهایم!
کیروش البته که کارش را بلد است. اما او به نظر زیادی حرفهای میآید و شاید تصور میکند تیم ایران هم کاملا حرفهای است؛ اما نگاهی به لیگ و جایی که آن همه بازیکن از آن بیرون آمدهاند نشان میدهد که هنوز در مرحله آماتور به سر میبریم و این تضاد اندکی نگرانمان میکند. امیدواریم این نگرانی بیمورد باشد و تیم ایران به سادگی بحرین را از پیش رو بردارد، اما مطمئن باشید که این پیروزی دلچسب به سادگی پیروزی قبلی نخواهد بود و بحرین این بار سرسختی خواهد کرد مگر آنکه مشت اول را باز هم ایران به بحرین بزند که در آن صورت شاید بحرین از هم پاشیده شده و راه برای رسیدن به یک پیروزی پرگل دیگر هموار شود.
















