ناگفته های لژیونر بسکتبال ایران از شکست مقابل اردن
ارسلان کاظمی بازیکن جوان تیم ملی ایران که با حضور در تیم دانشگاه رایس آمریکا به بسکتبالیستی با تجربه تبدیل شده است این روزها افتخار دیگری کسب کرد که در کمال با ارزشی نمیتواند جای قهرمانی آسیا را پر کند. در کارنامه ورزشی ارسلان برابر قهرمانی آسیا یک خط تیره قرار دارد و تا 2 سال دیگر نیز از بین نمیرود. نزدیک به 2 ماه از ناکامی تیم ملی گذشته است اما کاظمی هنوز آرام و قرار ندارد. بازیکنی که برای حضورش در تیم ملی نزدیک به 3 هزار دلار هزینه شد با ناکامی در تیم ملی، راه NBA را پیش رو دارد.
لژیونر بسکتبال ایران در آمریکا در آستانه آغاز لیگ NCAA در بین 20 بازیکن برتر فصل گذشته جای گرفت تا دوباره افتخاری دیگر برای بسکتبال ایران کسب کند. این افتخار در شرایطی برای ارسلان کاظمی بدست آمد که این بازیکن جوان نتوانست قهرمانی آسیا را به کارنامهاش اضافه کند و مستقیم از چین به آمریکا بازگشت. این شرایط بهانهای بود تا گفتوگویی با این بسکتبالیست انجام دهیم و از شرایط کنونی و البته تیم ملی در جام ملتها جویا شویم.
شرح گفتوگو ایسنا با ارسلان کاظمی را در ادامه میخوانید:
**آقای کاظمی تبریک، دوباره افتخاری دیگر کسب کردید. قرار گرفتن در بین 20 بازیکن برتر فصل چه احساسی دارد؟
مطمئنا خوشحالم. تمام جایزههایی که تا امروز گرفتم یک طرف و این اتفاق طرف دیگر. قرار گرفتن نامم در بین 20 بازیکن برتر فصل برایم چیز دیگری است. همیشه پیش از آغاز فصل رقابتها مسوولین برگزاری بازیهای فصل گذشته را مرور میکنند و با نمره دادن به عملکرد هر بسکتبالیست برترینها را انتخاب میکنند. خیلی خوشحالم که به عنوان بازیکنی ایرانی در این لیست قرار گرفتم امیدورام بتوانم در ادامه نیز با عملکردی شایسته از این عنوان محافظت کنم. باید در فصل جدید که از شنبه آغاز میشود با تلاش بیشتر رون پیشرفتم را ادامه دهم.
**وضعیت تیم رایس چطور است؟
با اضافه شدن بازیکنان جدید تیم بهتری خواهیم بود. در فصل گذشته نتایج خوبی گرفتیم و اگر نقاط ضعف گذشته را رفع کنیم این فصل عملکردی بهتر خواهیم داشت. رایس در فصل جدید رقابتها تیم دیگری است.
**با قرار گرفتن در لیست 20 بازیکن برتر لیگ راه حضور در NBA هموار شد. علاقه دارید پیش از پایان تحصیل در این لیگ بازی کنید؟
آرزوی هر بسکتبالیست حضور در لیگ حرفهای آمریکا است. امیدوارم بتوانم راه رسیدن به این آرزو را سریعتر طی کنم. البته در گذشته گفته بودم که باید تحصیلاتم را به پایان برسانم اما اگر شرایط به گونهای باشد که پیشنهاد خوب و البته ضمانت بازی کردن در تیم را داشته باشم به NBA میروم اما اگر اینگونه نباشد ترجیح میدهم پس از پایان تحصیل وارد دنیای حرفهای شوم.
**البته لیگ آمریکا مدتی است که تعطیل شده، وضعیت بازیکنان و مدیران به کجا رسید؟
مدیران و بازیکنان باشگاهها هر هفته به این امید که مشکلها به پایان برسد جلسه دارند اما به نتیجهای نمیرسند. در آخرین جلسه نیز مدیران باشگاه با شرایط جدیدی وارد شدند اما بازهم نتیجهای گرفته نشد. شرایط به گونهای شده که پیش از کریسمس هیچ مسابقهای نیست و همه میدانند که اگر تحریم ادامه داشته باشد با لغو شدن دیدارهای بیشتر، این گره کورتر خواهد شد.
**آقای کاظمی از تیم ملی چه خبر؟ تنها کسی که از جام ملتها صحبت نکرده شما هستید؟
خبرها دست شماست.خیلی برایم جالب بود. تیم ملی باخت و پنجم شد و همه تقصیرها را به گردن دیگری انداختند و حتی یکنفر نگفت ارسلان کجاست؟ برایم جالب بود قبل از رقابتها خیلیها با من تماس گرفتند وکه آیا به چین میآیم یا نه، اما بعد از اینکه باختیم با وجود اینکه تیتر همه روزنامهها بر روی ارسلان مانور میداد هیچکس با من تماس نگرفت که دلیل باخت ایران چه بود.
**درباره شرایط تیم ملی بگویید. ایران باخت، اما دلیل واقعی این اتفاق تلخ چه بود؟
میتوانم همانند خیلیها تقصیر را گردن یکنفر بیندازم و بگویم که مربی خوب نبود و ایران باخت، اما به نظر من وقتی یک تیم شکست میخورد تمام آن تیم مقصر هستند. همانطور که در زمان پیروزی همه در آن برد سهم دارند در شکست نیز همه مقصر هستند. از دکتر تیم تا آقای مشحون رییس فدراسیون در این شکست تقصیرکار بودند. چه برسد به بازیکنان و سرمربی تیم. ملی ایران. نباید به دنبال فردی بود. باید در ابتدا به شرایط بد میزبانی چینیها اشاره کنم. شرایط غذاها بسیار بد بود متاسفاه میزبانی خوبی از مدافع عنوان قهرمانی نشد. در این شرایط آقای مشحون بهترین عملکرد را داشتند و سعی کردند که نیازها برطرف شود. باید از آقای مشحون برای مهیا کردن شرایط خوب تشکر کنم. درباره شرایط فنی تیم باید بگویم که نمیتوان تمام تقصیرها را به گردن مربی انداخت. ماتیچ 2 کمک داشت. پس هر اشتباهی که صورت گرفت آن 2 مربی نیز تقصیرکار هستند. البته در این رقابتها ماتیچ به هیچ وجه اجازه کمک به مربیان تیم نمیداد.البته اگر به آمار ایران در دیدار برابر اردن توجه کنیم میتوان به این تتیجه رسید که اگر درصد پرتابهای آزاد ایران از 50 به 70 درصد میرسید با اختلاف چهار امتیاز برنده میدان بودیم اما هیچ کدام از اینها دلیل باخت ایران نیست.
**دلایل شما پیش از این نیز گفته شده بود. دلایل اصلی شکست را توضیح دهید.
میخواهم 2 اردوی تیم ملی را که در آنها حضور داشتم بیان کنم. جام جهانی ترکیه و جام ملتهای چین. تفاوتی که تیم ملی در این دو رقابت داشت این بود که بازیکنان تیم ملی بیش از اینکه به قهرمانی علاقه داشته باشند در این فکر بودند که نام و آوازه آنها در آسیا خدشه دار نشود. متاسفم برای تیم ملی که چنین شرایطی دارد و بازیکنانش تنها در این اندیشه هستند که خود امتیاز بیاورند. تیم ملی مملو از تکروی بود تا جایی که یک بازیکن پنج پرتاب سه امتیازی وارد سبد ایران کرد. خیلیها پس از پایان رقابتها گفتند که ارسلان با سیستمهای تیم ملی آشنا نبود و در دقایقی از مسابقه اشتباههای زیادی داشت اما میخواهم بپرسم که مگر تیم ملی ایران در این رقابتها سیستمی نداشت. در تیم ملی هر بازیکنی که صاحب توپ میشد برای گلزنی اقدام میکرد. در رقابتها سیستمی نداشتیم که من با آن آشنا باشم.
**پس آن صحبتهایی که درباره محو شدن ارسلان از زمین مسابقه گفته شد صحت دارد؟
متاسفانه بله. یکسری سیاستها در زمین مسابقه و تیم ملی وجود داشت که به کل تیم ضربه زد. متاسفانه از دست مربی هم کاری ساخته نبود. وقتی تعدادی از بازیکنها قدرت بیش از اندازهای داشته باشند مربی نمی تواند کاری انجام دهد. تا یکنفر امتیاز میآورد دیگر با او همکاری نمیکردند. این وضعیت بود که به تیم ملی ضربه زد. در تیم ملی خیلیها ناراحت میشدند که یک بازیکن 21 ساله در میدان برای تیم کشورش میجنگید و عملکرد خوبی داشت تا جایی که به او لقبهای متفاوتی میدادند همچون پادشاه اسلم دانک. ملی پوشان ایران در سطح بیناالمللی نام آشنا هستند و حضورشان در میدان برای تیم روحیه بخش است اما کمی به دیگر تیمها توجه کنیم. به طور مثال چین لبنان و بسیاری از تیمهای دیگر بازیکنان جوانی داشتند. لبنان تیمی بود که پس از ایران ششم آسیا شد. کدام بازیکن این تیم با سابقه بود. کادرفنی لبنان تیمی را به چین آوردهبود که بیش از 60 درصد آن جوان بودند و آینده خود را شکل دادند. تیم ملی ما باید در اندیشه بازیهای آسیایی باشد که نصف بازیکنان کنونی در ترکیب تیم ملی نخواهند بود.
** به نظرت تیم ملی باید با بازیکنان جوان در این رقابتها شرکت میکرد؟
به نظر بازیکنانی شایسته حضور در تیم ملی بودند. محمد حسنزاده چرا خط خورد؟ بازیهایی که از این بسکتبالیست دیدم و چیزهایی که از او شنیدهام باعث شده تا تنها بازیکنی که قبولش داشته باشم او باشد. به نظر من حسنزاده از بازیکنانی است که شایستگی حضور در بسکتبال آمریکا را دارد. این بازیکن از من بیشتر میپرد و در جام جهانی نیز عملکرد خوبی داشت اما حالا به خاطر کتک خوردن از بازیکنی دیگر باید از تیم ملی خط بخورد. در تیم ملی یک بازیکن جوان امتیاز میگیرد به جای تشویق میگویند که 21 سال دارد و پر رو شده است. در تیمهای ملی امری طبیعی است که بازیکنان قدیمی دوست ندارند جایشان را به جوانترها بدهند اما باید مراقب باشیم که این رقابترقابتی سالم شود و بازیکنان با سابقه از رابطه خود با دیگر بازیکنان و کادر فنی برای اذیت جوانان استفاده نکنند. من خبر دارم که این حرفها را بازگو میکنم. همه چیز از همان ابتدا خوب پیش نمیرفت.
**همه چیز یعنی چی؟
بطور مثال در آن مسابقه حامد حدادی روزش نبود اما یک تیم نباید بر روی یک بازیکنش تکیه کند و وابسته شود. وابستگی به یک بازیکن نتیجهاش باخت به اردن خواهد بود. وقتی تیم بازیکن محور شود اشتباه نیز به وجود میآید. همه میدانستند که بازیکنی بودم که سابقهی حضور قهرمانی آسیا را نداشتم و برای رسیدن به آن از جانم مایه گذاشتم، اما حالا دلم خیلی پر است. پیش از آغاز مسابقه در حال گرم کردن بودم که مربی تیم به من گفت امروز در پست 3 بازی را شروع میکنی اما در آغاز مسابقه در کوارتر نخست نیمکت نشین محض میشوم. زمانی که وارد زمین شدم 11 امتیاز کسب کردم ولی در آغاز کوارتر سوم دوباره نیمکت نشین بودم. اشتباه دیگری که میتوانم اشاره کنم استفاده از صمد بود در شرایطی که آماده نبود است. همه کسانی که بسکتبال ایران را میشناسند به خوبی میدانند که صمد بازیکنی است که باید 8 یا 9 اقدام انجام دهد تا موتورش گرم شود. در آن مسابقه صمد پایش مصدوم بود و پس از اینکه گرم کرد یک نیمه روی نیمکت نشست و بعد با بدنی سرد وارد میدان شد. کاپیتان تیم ملی در شرایطی به میدان رفت که آماده نبود و طبق آمار از 8 اقدام در یکی موفق بود. البته تاکیید میکنم که این اتفاق اشتباه ماتیچ بود. مطمئن هستم که صمد نیز نمیخواست به اردن ببازیم و به همین دلیل با مصدومیتی که داشت به میدان رفت. صمد میخواست در آن شرایط به تیم ملی کمک کند اما به نظر من این نشان عدم اعتماد به بازیکنان جوان بود همانهایی که در بازیهای دوستانه نیز برای تیم ملی به میدان نمیروند. به نظر من اگر مربی مستعدی داشتیم به جوانان اعتماد میکرد. برابر اردن نیز میتوانست به جوانانش اعتماد کند. صمد نیکخواه بهرامی دوست من و بازیکن بزرگی است که حضورش در میدان همانند وزنه برای تیم ملی محسوب میشود اما به دلیل مصدومیتش شرایط مناسبی برای پیکار نداشت.
**در این جریان تقصیر مربی بیشتر بود یا بازیکنان تیم ملی؟
اگر یک مربی قدرتمند باشد به جوانانش اعتماد میکند. این اعتماد در طول مسابقه ایجاد میشود و میتواند انتظارها را برآورده کند. سعید داورپناه بازیکن خوب تیم ملی است. عملکرد او را در لیگ ایران دیدهام و به خوبی میدانم که چقدر جنگنده است اما با شرایطی که تیم ملی داشت در هر زمانی که میخواست به میدان برود با ترس و لرز وارد مسابقه میشد. بیش از این که به عمکردش توجه کند نگران این بود که نکند در بازی به کسی پاس ندهد و یک نفر را ناراحت کند. داورپناه والبته بسیاری دیگر از ملیپوشان همچون خودم همیشه در مسابقه نگران بودیم که الان تعویض میشویم. اگر مربی مستعد بود میتوانست این جو را از تیم ملی بگیرد تا نتیجه بگیریم. مشکل اصلی تیم ملی این بود که بازیکنان به دنبال کسب امتیاز برای خود و قرار گرفتن در بین 5 نفر برتر آسیا بودند و هدف به جای قهرمانی رسیدن به تیم منتخب آسیا بود.
** پس ملیپوشان به هدفشان رسیدند؟
معمولا 5 بازیکن برتر را از تیمهایی انتخاب میکنند که مقام آوردند انتخاب میکنند. خیلی برایم جالب بود که چنین چیزی دیدم و فکر میکنم برای نخستینبار این اتفاق افتادهاست. باید یادمون بیفته که مقامهای فردی در بسکتبال نسبت به قهرمانی تیم در یک رقابت ارزشی ندارد.
**ناراحتی تو در این مدت بیشتر شده، هنوز ناکامی ایران را فراموش نکردهای؟
مگر میشود این اتفاق را فراموش کرد؟ خیلی دلم پر است. جام ملتها تمام شد، گفتند ارسلان بازی نکرد و همه چیز سر ماتیچ خراب شد. این مربی اخراج شد و رفت و همه چیز تمام شد. به همین سرعت این فاجعه را فراموش کردیم؟ برای من جالب است. در اردویی که بازیکنان تا لب تر میکردند آقای مشحون همه چیز را مهیا میکرد باید پنجم آسیا میشدیم. ایران برای قهرمانی یک سد نداشت. چندین و چند دیوار و سد برابر ما بود که تیم ملی ایران را متوقف کرد. جدا از اینکه اردنیها در بهترین شب تاریخ ورزشی خود بودند همه چیز در داخل و خارج از تیم ملی دست به دست هم دادند تا ایران شکست بخورد.
**گفتی چرا مربی از جوانان استفاده نمیکند، به نظرت آیا فدراسیون نتیجهگرا نبود؟
به نظر من اینگونه نیست. فدراسیون باید با این نگاه به کارش ادامه دهد که بازیکنی چون صمد نیکخواه بهرامی، مهدی کامرانی، حامد سهراب نژاد و... در 2 تا 4 سال آینده از تیم ملی خداحافظی میکنند. حالا در این شرایط نباید به بازیکنی چون حسنزاده که در زمان رشد است و میتواند 10 سال دیگر در میدان نبرد حاضر باشد فرصت داد؟ همانطور که گفتم این بازیکن را قبول دارم. در جام جهانی نیز خوب بود اما دوباره و به دلالی غیر فنی حذف شد.
**به نظرت دیگر جای چه کسی در تیم ملی خالی بود؟
سامان ویسی. جای خالی سامان ویسی همه جای اردو حس میشد. سامان بازیکنی است که بر همه چیز کنترل دارد و به این دلیل که همدوره بیشتر بازیکنان بود می توانست همتیمیها را حتی با شوخی کنترل کند. ایمان زندی و سامان ویسی همیشه در اردوهای تیم ملی همدلی تیم را بیشتر میکردند. در جام جهانی تیم ملی همدل بود. شاید باور نکنید پیش از هر مسابقه در فاصله هتل تا سالن در انتهای اتوبوس میگفتیم و میخندیدیم. این وضعیت روحیه تیم را بیشتر میکرد اما در این اردو خبری از این چیزها نبود. سامان ویسی، ایمان زندی و محمد حسنزاده بازیکنان شوخی بودند که به تیم روحیه میدادند. الان میتوانم 1000 دلیل بیاورم که چرا تیم ملی باخت اما اصلیترین ها را گفتم.
**ماتیچ چگونه بود؟
بازیکن، مربی، همه و همه یک روز خوب و یک روز بد دارند. دیدار با اردن روز بد ماتیچ و جام ملتها تورنمنت بد ماتیچ بود. به نظر من در آن مسابقه تنها کمکهای ماتیچ میتوانستند او را کمک کند اما او اجازه صحبت هم به آنها نمیداد. اگر ماتیچ اجازه میداد کمکهایش به او کمک کنند میتوانستیم بازی در آن مسابقه شرایط را تغییر دهیم. اردنیها در دو کوارتر پشت سر هم امتیاز آوردند و یک پیرمرد چهار پرتاب سه امتیازی وارد سبد ایران کرد و ماتیچ هیچ تغییری در سیستم تیم ایجاد نکرد و به حاتمی و کمالیان نیز اجازه همکاری نمیداد.
**فدراسیون هنوز در اندیشه استخدام مربی نیست. به نظرت چه زمانی باید مربی تیم ملی وارد ایران شود؟
تا آنجایی که میدانم تیم ملی تا سال دیگر رقابتی ندارد. تیمهای المپیکی که کارشان را برای حضور در لندن آغاز کردهاند و دیگر تیمها باید برای دوره بعد رقابتهای قارهای که انتخابی جام جهانی است آماده شوند. اگر الان مربی انتخاب شود نمیتوان از او استفادهای کرد.اگر بعد از جام ملتها مربی انتخاب میشد و به ایران میآمد می توانست به آقای توفیق کمک کند. البته با شناختی که از این مربی بزرگ دارم میدانم او نیازی به کمک ندارد. معتقدم که باید پیش از پایان لیگ برتر مربی تیم ملی انتخاب شود و امیدوارم از این پس آنهایی که حقشان است وارد تیم ملی شوند تا بتوانیم در آسیا نتیجه دیگری بگیریم.
** خیلی وقت بود که مصاحبهای نداشتی. حرف دیگری باقی نمانده است؟
دلم پر بود اما بازهم همانقدر که دیگران در باخت تیم ملی مقصر بودند ارسلان کاظمی نیز تقصیر داشت. هیچوقت این خاطره تلخ از ذهنم نمیرود. خدا را شکر میکنم که هنوز 21 سال دارم و با کمک خدا میتوانم در 5 دوره آینده در تیم ملی باشم و این اتفاق را جبران کنم.
















