برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

اختصاصی90/کارلوس خان سکوی چهارم را نشان می‌دهد!

اختصاصی90/کارلوس خان سکوی چهارم را نشان می‌دهد! شماره خبر :32212   90: کارلوس کی‌روش انگشت اشاره‌اش را می‌چرخاند و سپس قدرت چهارم آسیا را به ما نشان می‌دهد. از دید این مربی، تیم‌های استرالیا، ژاپن و کره‌جنوبی به ترتیب اول تا سوم در آسیا هستند و ایران باید چهارمی را نشانه بگیرد!

 محمد سررشته‌داری

90: کارلوس کی‌روش انگشت اشاره‌اش را می‌چرخاند و سپس قدرت چهارم آسیا را به ما نشان می‌دهد. از دید این مربی، تیم‌های استرالیا، ژاپن و کره‌جنوبی به ترتیب اول تا سوم در آسیا هستند و ایران باید چهارمی را نشانه بگیرد!

چند سال پیش میروسلاوبلاژویچ که نه – برانکو، مرد یخی و موفق فوتبال ایران چنین حرفی را گفت و به محض آنکه این حرف گفته شده حملات شدیدی از سوی کارشناسان، مربیان، بازیکنان و رسانه‌ها علیه او شکل گرفت و متن نهایی این بود: «آقای برانکو، ما قدرت اول آسیا هستیم»

حالا پس از سالها مشخص و معلوم است که آن حرف برانکو غلط نبوده و جالب اینجاست که حالا مربیان و کارشناسان هم با کارلوس خان دعوایی ندارند چرا که به همه ما ثابت شده که از آقایی ما در فوتبال آسیا، سالهاست که گذشته و دیگر ایران قدرت اول آسیا نیست.

شاید زمان موجب تثبیت این دیدگاه شده است؛ شاید هم چون کی‌روش بزرگ این حرف را می‌زند کسی روی حرفش حرفی نمی‌زند. اما پرسش اصلی این است که چرا؟

چرا ما دیگر ادعایی برای آقایی آسیا نداریم؟

دو نکته اساسی و زیر ساختی وجود دارد که ما را به اینجایی که امروز هستیم رسانده است.

نکته اول: دوری از علم فوتبال نسبت به ژاپن، کره و استرالیاست.

نکته دوم: دوری از خصوصی‌سازی و مقاومت در برابر آن.

در واقع همه اینها باز می‌گردد به استراتژی‌های کلان در دولتها و مجلس‌ها. چرا که هر دو نکته از بالا (رأس هرم) به فوتبال ایران دیکته شده چه آن زمان که آقا مجید (جلالی) نامه‌ای به رئیس‌جمهور نوشت و از وجود امثال برانکو و بلاژ و در آن زمان، گله کرد و عرصه را بر مربیان ایرانی تنگ کرد. و بحث نژادی را در فوتبال ایران وارد کرد و کسان دیگری چون قلعه‌نوعی با مبحث موبورها و چشم زاغ‌ها به آن دامن زدند. و چه آن روزها و این روزها که مقاومت شدیدی در برابر خصوصی‌سازی می‌بینیم و به وضوح آن را نظاره می‌کنیم! در واقع عیب از استعدادها و علاقه ایرانیها به فوتبال نیست. بلکه عقب ماندگی ما در فوتبال به مباحثی باز می‌گردد که از رأس هرم به وجود آمده و همچنان فوتبال ایران را آزار می‌دهد که نمونه بارز و واضح آن اختلاف دولت و مجلس برای قطع بودجه دولتی فوتبال است که بیم آن می‌رود لیگ‌برتر را در نیم‌فصل به تعطیلی بکشاند و اجازه ادامه آن را از اهالی فوتبال بگیرد!

قطعا در این شرایط نمی‌توان به صعود به رتبه‌های بالاتر دل خوش کرد؛ قطعا در این وضعیت نمی‌توان بازهم آقای آسیا شد و حتی تصور می‌کنیم چند سال بعد با این مسیری که می‌رویم دیگر چهارم شدن و چهارم بودن هم برای ما آرزو خواهد بود و تصور نمی‌کنیم که اتفاقی، اتفاقی رقم بخورد چرا که استراکچر و زیر ساختهای فوتبال ایران کاملا خراب است و هرروز هم از علم و دنیای خصوصی فوتبال دورتر می‌شویم!

استرالیا، ژاپن و کره‌جنوبی در این دو فاکتور (همین دو فاکتور) بسیار پیشرفته‌تر از ایران هستند به آنها فوتبالی با قواعد خصوصی ساخته‌اند که در این دنیای خصوصی برای پیشرفت بیشتر، سرمایه‌گذاری هم کرده‌اند. و چون هدف اقتصادی دارند برای نیل به این هدف از مربیان طراز اول دنیا هم استفاده می‌کنند و برای جلوگیری از ضررهای مالی به جای مدیر تیم‌های کاریزماتیک؛ سیستم مدیریتی دارند در نتیجه کمترین ضررها را دریافت می‌کنند و نهایتا با این کارها، تیم‌های ملی‌شان جلوتر از همه دیگران در آسیا، خط شکن و صف شکن شده‌اند.

راه معلوم است و چاه معلوم!

با این وجود عزم ملی در این رابطه در کار نیست؛ تا جایی که جناب رسولی‌نژاد می‌گوید: «به دلیل عدم ارتباط مدیران قدیم سازمان تربیت‌بدنی با مجلس، آنها تصور کرده‌اند(!) که فوتبال حرفه‌ای شده و بودجه را قطع کرده‌اند (!)

در چنین فضایی آیا می‌توان به آینده دل خوش کرد؟

پاسخ منفی است.

در چنین فضایی آیا می‌توان پیشرفت کرد؟ پاسخ بازهم منفی است؛ کاملاً منفی!

 

تاریخ: 1390/8/21
کلمات کلیدی: ،
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: