برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

اختصاصی90/فوتبال و درد بی‌صدا!

اختصاصی90/فوتبال و درد بی‌صدا! شماره خبر :32213   پس از سالها دیدن انواع افتضاحات و ابتذال‌های فوتبالی، همگان می‌گوئیم باید یک «تولید» تازه در فوتبال ایرانی بوجود آید، (خوب) اما جهت تولید «تازه» نیاز مبرم به یک «ایده تازه» داریم تا مطلوبی را بیافرینیم.

مهدی میرابی – تهران

پس از سالها دیدن انواع افتضاحات و ابتذال‌های فوتبالی، همگان می‌گوئیم باید یک «تولید» تازه در فوتبال ایرانی بوجود آید، (خوب) اما جهت تولید «تازه» نیاز مبرم به یک «ایده تازه» داریم تا مطلوبی را بیافرینیم. در تمامی جوامع انسانی در امور اقتصادی و هنری و سیاسی و تجاری و نظامی و صنعتی و آموزشی و ... آنچه تحول‌آور و نوآفرین بوده، یک «ایده‌ نوین» بوده است و همواره نیز «نیاز» مادرِ ابداعات و اختراعات گردیده، حال اگر «ما» خواهان تحول در «تولید مطلوب فوتبالمان» هستیم. چه باید انجام دهیم؟ در فوتبالی که تمامی ارگانش احساس «نیاز» به تغییر می‌کند اما راه به تولید تازه نمی‌یابد، مشکل از کجاست؟ آیا «ایده‌ای» نو و تازه در میان جامعه فوتبالی جهت «تولید تازه» نیست؟‌یا «ایده نو» همواره وجود داشته اما به جهت آنکه بدان توجهی نشده در مهجوری خود مدفون مانده؟ براستی چرا نیاز به تولید نوین سالهاست که خواسته عام و خاص فوتبالمان است، اما تئوریسین «ایده و راهکار متعالی» در درون چنین جامعه نیازمندی ظهور و طلوع نکرده؟ به واقع زنگ اخبار (هشدار و خطر) جامعه فوتبالمان کیست؟ (رسانه‌ها، یا مدیران آمدنی و رفتنی فوتبالمان، یا مجمع عمومی خفتگان فوتبالی؟) آری وقتی که نیازمندی ملی‌مان در «فوتبال» در ضمیر آگاه و ناآگاهمان به عنوان واقعیتی همگانی پذیرفته شده است اما کسی این واقعیت را به دغدغه همگانی تبدیل نمی‌کند، طبیعی و بدیهی است که کسی و مرجع و مقامی در راه ایده‌پردازی فوتبالی آنچنان که شایسته و بایسته است ورود ننماید! اینکه می‌بینیم همگان دارای یک درد مشترک هستیم (پس چیزی که عیان است، چه حاجت به بیان است!) موجب شده تا عقول فوتبالمان این درد عمومی را به بیان و تصویر کامل در نیاورند و این عدم افشارگری درد ملی – فوتبالی، بزرگ «مصیبت‌» مان گردیده! حال حکایت عقول فوتبالیمان همانند آن حکایت «شاه عباس» است که دستور داده بود تمامی تنبل‌ها را در حمامی گرد آورند و آتش تون را دو چندان نمایند تا واکنس تنبل‌ها را ارزیابی کنند و بزرگ تنبل آن جمع، کسی بود که به بغل دستی‌اش می‌گفت «تو» جای منم بگو که من دارم می‌سوزم!!! وقتی که زنگ بیداری و هوشیاری یک جامعه (رسانه‌ها) نمی‌تواند به صورت متحد و هماهنگ و همصدا عمل کند، وقتی که من و تو و او نمی‌دانیم که از کجا و چگونه باید آغاز کنیم می‌شویم منتظران یک «ایده‌نو» که خبر از تولید نو دهد؛ وقتی که کارشناسانمان در انجماد فوتبال غربی، تدبرشان می‌شود کاملا غرب گرایی و برای انسان شرقی همواره نسخه غربی تجویز می‌دارند، «ما» می‌شویم اهالی حیران و سیال و بی‌سکون فوتبالی؛ وقتی که من و تو و او در تراکم دردها و ضعف‌ها و سوء مدیریت‌ها و عدم مدیریت‌ها و ... برانگیخته نمی‌شویم و چنانچه برانگیخته و مدعی گردیم هم مورد «تکفیر» قرار می‌گیریم، دگر از تحول و تعالی و کمال مطلوب گفتن و نوشتن می‌شود «خیال بافی»! امید آنکه باور کنیم که بیان «درد» جامع فوتبالی، اولین قدم در راه درمان طلبی ملی است. باشد که بزرگ دغدغه «ما» اعتراف ملی درد فوتبالیمان باشد تا بزرگ «ایده» تولید نوین فوتبال در میانمان راه به حیات و تکوین یابد، بدان امید – بدرود.

تاریخ: 1390/8/21
کلمات کلیدی: ،
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: