فتح اللهزاده:حجازی را در یک کلمه می گویم " عشق "
* اولین دیدار با ناصر حجازی را به یاد دارید.
3 روز بعد از دریافت حکم مدیر عاملی در سال 75 اولین دیدار رو در روی من با ناصر حجازی اتفاق افتاد. به یاد دارم قبل از دریافت حکم در جلسهای با ایروانی که میرولد نیز آنجا بود ، با صراحت گفتم که اگر مدیر عامل شوم، ناصر حجازی تنها گزینه من برای سرمربیگری استقلال است.انتخاب حجازی بنا به دلایلی کار راحتی نبود. به یاد دارم که ایروانی گفت با این حرف قصد دارید تا پیشنهاد مدیرعاملی را رد کنید و من گفتم که قصد دارم تا کارهای ویژه انجام دهم . 3 روز بعد ساعت 11 شب با حجازی در دفتر باشگاه قرار گذاشتم و بیشتر از 5 دقیقه طول نکشید که ما به توافق رسیدیم.
* چرا تنها انتخاب شما ناصر حجازی بود.
می دانستم که رک است، شجاعت دارد و می تواند تیم بحران زده استقلال را جمع کند و در تیم انضباط ایجاد نماید.
* صحبتهای قلعهنویی در برنامه نود با واکنشهایی همراه بود و با وجود اینکه آنکه قلعهنویی گفته بود از شما برای بیان صحبتهایش اجازه گرفته است در تایید یا تکذیب حرفهای وی صحبتی نداشتید. می خواهیم واقعیت را از سوی شما بدانیم.
همانطور که گفتم انتخاب من از ابتدا حجازی بود و بعد از جلسه با ایروانی و قبل از صحبت و توافق با حجازی، در جلسهای با حضور قلعهنویی و تعدادی دیگر از دوستان از انتخاب و پیشنهاد خودم صحبت کردم و قلعه نویی که در آن زمان فقط بازیکن و البته کاپیتان تیم بود، از پیشنهاد من خوشحال شد و گفت که تلاش و همراهی خود را به عنوان کاپیتان برای پیوستن حجازی به استقلال انجام خواهد داد.
* راستی بهتر نبود ملاقات قلعه نویی با حجازی در بیمارستان فقط با حضور شما و در آرامش اتفاق می افتاد تا حضور افراد وعکاسانی که قلعهنویی را همراهی میکردند باعث شود واکنشهایی علیه وی شکل بگیرد؟
قطعا همینطور است و اگر همراه من می آمد، شرایط فرق میکرد. اما متاسفانه عدهای که دنبال منافع شخصی بودند، ناآگاهانه و بدون اندیشه به شکلی شرایط آن ملاقات را ترتیب دادند تا دیداری که می توانست مثبت قلمداد شود، بازتابی منفی پیدا کند. همیشه دوست داشتم با حضور ناصر حجازی در راس امور فنی و در جایگاهی چون بکن باوئر و با سرمربیگری قلعهنویی مثلثی تشکیل دهم تا قدرت اول آسیا شود اما افسوس که بعضی شیطنتها که به اختلاف حجازی و قلعهنویی دامن میزد، باعث شد این اتفاق هرگز نیفتد.
* در طی 2 فصل و اندکی بیشتر با حجازی افتخارات بسیاری بدست آوردید، نایب قهرمانی آسیا، قهرمانی و نایب قهرمانی لیگ، قهرمانی جام پرچم ترکمنستان، قهرمانی جام خزر و... در طی 2 سال این مقامها افتخارات کمی نبود.
باور کنید امروز برخلاف بسیاری از افراد که خود را به نام حجازی میچسبانند، کمتر کسی مثل من با حجازی راحت بود. ما در مسافرتهای بسیاری همانند اتریش، آلمان، ترکمنستان و عراق در کنار هم بودیم. بین ما صمیمیت و رفاقت خاصی برقرار بود. این اواخر به اتفاق ایرج نوذری و رفیعی به مهمانی یکی از خیریهها رفتیم که شوخیهای ما باعث شده بود تا حجازی از خنده زیاد کمی از لحاظ تنفس اذیت شود. زمانی که سرمربی بود و تیم نتیجه نمیگرفت، به شدت عصبانی میشد و کسی جرات نداشت به وی نزدیک شود اما من در آن فضا به یکباره با شوخی فضای اخلاقی وی را تغییر میدادم. بسیاری میگویند که فتح اله زاده به دلیل رفاقت هر زمان که به استقلال آمد، حجازی را نیز با خود می آورد اما کسی که در 2 سال این همه افتخار به دست می آورد و توان فنی بالایی دارد، به دلیل رفاقت پست میگیرد؟ آیا غیر از آن است که وی را از لحاظ فنی سر آمد تمام مربیان میدانستم؟
* حجازی همیشه اعتقاد داشت که باید مدیران 2 باشگاه استقلال و پرسپولیس را از لحاظ مالی درک کرد. آیا در عمل نیز اینگونه بود؟
دقیقا همینطور است. حجازی آن چنان به استقلال عشق میورزید که در بسیاری از موارد خود را فدای باشگاه میکرد و از آنجا که میدانست باشگاه مشکلات مالی دارد، نهایت همکاری را با مدیر داشت. به یاد دارم که قصد خرید مجیدی و یکی دو بازیکن دیگر را داشتیم که رقم آنها در حدود 8 میلیون بود. برای آنکه حجازی به دلیل پرداخت چنین رقم بالایی مخالفت نکند، رقم را به وی به مراتب پایینتر گفتیم. به جای آنکه من بعنوان مدیر مخالفت کنم، حجازی از روی دلسوزی برای باشگاه مخالف پرداخت چنین رقمی بود. این نشان از منش و معرفت بزرگ حجازی داشت.
* حجازی در طی آن 2 سال علیرغم کسب افتخارات بسیار در داربیها موفق نبود. شما به عنوان مدیرعامل دلیل این عدم کسب موفقیت را چه می دانید.
در آن سالها داوران سوری دیدارهای استقلال و پرسپولیس را قضاوت میکردند. داوریهایی که علیه استقلال بود و با مشاهده دوباره فیلم بازیها می توانید صحت حرف مرا تایید کنید. حجازی چوب این ناداوریها را خورد. بگذارید اینجا برای اولین بار موردی را بگویم، از دیداری که البته حجازی سرمربی استقلال نبود و پرسپولیس مقابل ما 9 نفره شد و بازی با تساوی به پایان رسید، دخالت مستقیم فائقی باعث آن نتیجه شد و وی اجازه نداد تا استقلال بعد از 9 نفره شدن پرسپولیس به برتری برسد. حجازی در سالهایی مقابل پرسپولیس قرار میگرفت که چنین فضایی حاکم بود. ضمن آن که میل به بازی تهاجمی و زیبا در مقابل پرسپولیس که فیزیکی بازی میکرد و علاقه بیش از حد حجازی به برد که باعث اضطراب و استرس بیشتر در وی میشد، در کسب آن نتایج تاثیرگذار بود. حجازی به فوتبال تهاجمی و تماشاگرپسند علاقه داشت که در داربی به کمترین مسالهای که توجه می شود، فوتبال تهاجمی است.
* در آن سالها می گفتند که با حجازی قبل از مرحله نیمه نهایی جام باشگاههای آسیا اختلاف پیدا کرده بودید.
اصلا چنین چیزی نبود و این حرف را رد میکنم. اتفاقا بعد از نایب قهرمانی آسیا که حجازی ناراحت و عصبانی بود، به وی گفتم نایب قهرمانی کمتر از قهرمانی نیست و این افتخار بزرگی است و دلیل ندارد عصبانی باشید، ما نایب قهرمان آسیا شدهایم و همان طور که حجازی گفته بود 10 سال زمان برد تا این مقام دوباره تکرار شود.
*از بازی با سایپا صحبت کنیم. اینکه بعضی از بازیکنان کم کاری کردند تا حجازی برکنار شود.
الان حجازی حضور ندارد که از حرف من خوشش بیاید یا نیاید، اما من واقعا در جریان نیستم و اگر بازیکنی کم کاری کرده باشد، نه فقط به حجازی که به هوادارانش خیانت کرده است و قطعا تقاص رفتارش را خواهد داد.
* اگر زمان به عقب برگردید، بعد از بازی با سایپا چه تصمیمی می گیرید.
حجازی بعد از فینال جام باشگاههای آسیا در مصاحبهای تند مسایلی مطرح کرد که باعث دلخوری هیات مدیره شده بود. حجازی انتظار قهرمانی در آسیا داشت و نتوانسته بود قهرمان نشدن را بپذیرد و باور نمی کرد که نایب قهرمانی نیز از بضاعت ما بیشتر بوده است. همین مساله و عصبانیت از قهرمان نشدن باعث آن مصاحبه شد. من نیز تجربه امروزی را نداشتم که بتوانم هیات مدیره را جهت حفظ حجازی متقاعد کنم و بعد از بازی با سایپا شرایط به گونهای پیش رفت که حجازی از کار بر کنار شد اما اگر زمان به عقب برگردد و من نیز شرایط امروزی را داشته باشم، به طور یقین حجازی در استقلال ماندگار بود.
* فکر میکنید عصبانیت حجازی از عدم قهرمانی استقلال با توجه به اینکه چندان بازیکن ستارهای نداشت به چه دلیل بود؟
برای اینکه حجازی خواسته و آرزوهای بلند و بزرگی داشت و با قهرمانی در آسیا به حضور در جام باشگاههای جهان فکر میکرد. به ایرانی بودن خود افتخار میکرد و معتقد بود که اگر امکانات در اختیار مربیان ایرانی قرار بگیرد، تواناییهای بسیاری در امر مربیگری دارند. از طرفی حجازی جسارت داشت و با مردم رو راست بود و از تواناییهای خود و فوتبالیستهای ایرانی با مردم صادقانه صحبت میکرد که البته همین رفتارها باعث شده بود تا توقع از حجازی بالا برود و همیشه از حجازی انتظار بهترین نتایج را داشته باشند. انتظاری که از دیگران نمیرفت و این نیز نشان میداد که حجازی تا چه اندازه بزرگ است.
* سال 86 و بازگشت دوباره شما به همراه ناصر حجازی.
هدف ما تنها قهرمانی در ایران نبود، بلکه با یک برنامه ریزی اصولی تصمیم داشتیم در 2 تا 3 سال، کار ناتمام دوره قبل که قهرمانی آسیا و کسب جام بود را به هواداران هدیه کنیم، اما هیات مدیره تجربه لازم را نداشت و با مصاحبههای گوناگون آرامش استقلال را بهم زده و باعث شد تا از آرزوهایمان هر لحظه دورتر شویم و من نگران بودم که اتفاقی که در پرسپولیس برای پروین بوجود آمد، برای حجازی نیز اتفاق بیافتد. اما حجازی با تصمیم خودش در اوج و در میان تشویق و حمایت هواداران کناره گیری کرد.
* بهتر نبود تا حجازی ابتدا به عنوان مدیر فنی در استقلال مشغول بکار شود؟
اتفاقا خودم نیز این پیشنهاد را دادم. معتقد بودم برای رسیدن به اهدافمان حجازی به عنوان مدیر فنی با اختیار تام به استقلال برگردد تا هم به دلیل دوری از فضای حاکم بر فوتبال و حتی استقلال با شرایط جدید آشنا شود و هم به راحتی 2 فصل را در اختیار داشته باشد.اگر سرمربی وقت نتیجه نمی گرفت، حجازی در ادامه، هم آن فصل و هم فصل بعد را در اختیار داشت اما حجازی عاشق فوتبال بود و اگر به وی ریاست کل باشگاه را هم می دادید، او نمیپذیرفت.او دوست داشت در زمین کار کند.
* حجازی هفته سوم یا چهارم استعفا داد اما شما قبول نکردید.
حجازی فهمیده بود که شرایط با توجه به رفتارهای هیات مدیره برایش سخت است و تصمیم داشت همان اوایل فصل کنارهگیری کند یا شخص دیگری جهت همراهی وی به کادر اضافه شود. اما من هم فکر میکردم با گذشت زمان شرایط بهتر شود اما این اتفاق نیفتاد. عدم حمایت هیات مدیره از یک طرف و فشارهای خارج از هیات مدیره برای برکناری حجازی از سوی دیگر، شرایط کار را سخت کرده بود. من برای کاهش این فشارها، تصمیم داشتم قلعه نویی را در کنار حجازی قرار دهم که حجازی قبول نکرد و فیروز کریمی را پیشنهاد داد. پیشنهادی که می دانستم سرانجامی نخواهد داشت اما به خاطر حجازی قبول کردم. درارتباط با حضور فیروز کریمی، بهتر است تا خانواده حجازی صحبت کنند.
* بدون تعارف انتظاری که هواداران حجازی از شما داشتند این بود که بعد از کنارهگیری ناصر حجازی، شما نیز از استقلال کنارهگیری میکردید.
با حجازی تماس گرفتم و گفتم که قبل از آمدن به استقلال قرار گذاشتیم که با هم بیاییم و با هم برویم و حالا با کناره گیری شما من نیز از استقلال جدا شوم ولی در نظر بگیرید که یک میلیارد و دویست میلیون تومان از خودم چک دادهام. حجازی هم گفت که بمانم تا وضعیت مالی را مشخص کنم. البته این خواسته قلبی حجازی نبود و انتظار داشت من هم کنار بکشم ولی اگر این اتفاق می افتاد، شرایط برای من سخت میشد. من خودم می دانستم جنس هیات مدیره و دیگران با من جور نیست و دیدید که من را هم برکنار کردند و حتی سیصد میلیون تومان از آن مبلغ را بیش از 3 سال زمان برد تا تحویل بگیرم. حال اگر در آن شرایط با یک میلیارد و دویست میلیون تومان چک شخصی که در اختیار بازیکنان بود، از استقلال جدا میشدم شرایط سختی بوجود میآمد. البته این را بگویم که جدایی مدیرعامل با جدایی سرمربی منطقی نیست و یک تصمیم کاملا احساسی است اما من آنقدر حجازی را دوست داشتم که اگر چک شخصی در اختیار بازیکنان نداشتم، از استقلال جدا میشدم. متاسفانه هر زمان که با ناصر حجازی به استقلال آمدیم، استقلال در بدترین شرایط مالی قرار داشت و آن سال نه تنها شرایط مالی بدی داشتیم که بیش از 10 بازیکن رضایت نامه در دست داشتند و در آستانه جدایی از استقلال بودند که اکثریت جدا شدند و هیات مدیره هم درک نمیکرد که هماهنگی بازیکنان جدید نیاز به گذشت زمان دارد.
* بعد از جدایی حجازی و فیروز کریمی از استقلال و حضور قلعهنویی، وی اوایل فصل نتایج ضعیفی گرفت و حتی استقلال تا رتبه 17 آمد که در آن مقطع بین شما و حجازی اختلاف بود و رفیعی از طرف حجازی با شما تماس گرفت تا به قلعهنویی بگویید که هر چه سریعتر از جان واریو در ترکیب استقلال استفاده کند تا تیم از آن شرایط خارج شود.
ابتدا بگویم که از کلمه اختلاف استفاده نکنید. ما با یکدیگر اختلاف نداشتیم بلکه بین ما قهر و آشتی بود. اختلاف برای کسانی است که به هم علاقه چندانی ندارند اما قهر و آشتی طبیعی است. ما همدیگر را دوست داشتیم و قهر و آشتی نیز طبیعی بود. حتی شاید در این قهر و آشتی ها از عصبانیت پشت سر هم حرف می زدیم. مگر پدر یا مادر با فرزند مشکل پیدا نمی کنند؟ مگر از روی عصبانیت حرف غیر معقول نمی زنند؟ اما با گذشت زمان به دلیل عشق و علاقه، دوباره مثل قبل در کنار هم دوران خوشی را سپری میکنند. من و حجازی هیچگاه اختلاف نداشتیم بلکه قهر و آشتی میکردیم و بعضیها به این مسایل بیشتر دامن میزدند.
* پاسخ به سوال قبل را فراموش کردید.
بله، این اتفاق را به یاد دارم. حجازی عاشق کشورش و استقلال بود و هر گاه که انتقاد میکرد به دلیل همین حس علاقه بوده است. حجازی کاری نداشت که چه کسی سرمربی استقلال است، برای او مهم آن بود که استقلال به موفقیت برسد نه مانند دیگران که وقتی در تیمهای خود نیستند، از هر فرصتی برای ضربه زدن به تیم استفاده میکنند. حتی در دوره اخیر در حالی که خارج از کشور بودم، حجازی تماس میگرفت و مشکلات فنی را بیان میکرد یا در بازیهایی که به دلیل سرما نمیتوانست به ورزشگاه بیاید در حین بازی با رفیعی تماس میگرفت و مواردی که به ذهنش میرسید را میگفت تا به من منتقل کند و این فقط به دلیل تعصب و عشق زیادش به استقلال بود. من هم هر بار که از استقلال رفتم، از صحبت راجع به نفرات جدید یا تماس با بازیکنان دوری کردهام حتی بسیاری از آنها که جهت مصاحبه به دفتر روزنامه استقلال جوان میآمدند و قصد دیدار با من را داشتند، سفارش می کردم تا به آنها بگویند فتح اله زاده نیست. من نیز مانند حجازی، استقلال را برای استقلال دوست دارم و این یکی از دلایلی است که با حجازی برای کار کردن راحت تر بودم.
* رفیعی در مصاحبهای گفته بود که بعد از استعفای واعظ و هیات مدیره وقت، در جلسهای بین حجازی و سعیدلو به رغم آنکه با هم به قول شما قهر بودید اما حجازی شما را به عنوان مدیر عامل به سعیدلو معرفی کرده بود و این مساله از طریق رفیعی به شما منتقل شده بود و حتی قرار بر سرمربیگری استقلال توسط حجازی بود.
حجازی بارها گفته بود که بهترین مدیر برای استقلال، فتح اله زاده است و این حرف را در آرشیو دارم. سعید لو با تعجب به من میگفت که شما قهر هستید اما حجازی شما را به عنوان مدیر پیشنهاد داده است و حتی تصمیم داشتم که حجازی را سرمربی کنم اما بیماری و پرونده پزشکی حجازی مانع این کار شد و رفیعی کاملا در جریان بود. قرار بود که به جای سرمربی حکم ریاست سازمان فوتبال استقلال را به حجازی بدهم که بعد از دریافت حکم مدیرعاملی بلافاصله راهی باکو شدم و میبایست قبل از سفر با حجازی یا رفیعی تماس میگرفتم اما شرایط خاص استقلال باعث شد تا این اتفاق نیفتد و همین باعث یک سری سوء تفاهمها شد.
*و سرانجام بعد از بر طرف شدن این سوء تفاهمها و آشتی دوباره، حجازی حکم رئیس کمیته فنی استقلال و مشاور عالی شما را دریافت کرد.
قرار بود که عنوان حجازی ریاست سازمان فوتبال استقلال باشد که بنا به دلایلی این اتفاق نیفتاد و وی با سمت رئیس کمیته فنی به استقلال بازگشت. حجازی قبل از آمدن و به دلیل دوری از فوتبال شرایط روحی مناسبی نداشت. مثل عقابی که اجازه پرواز نداشته باشد اما با آمدن به استقلال انرژی و شور و هیجان دوبارهای گرفت، هر چند در بعضی موارد بخصوص اوایل از یک سری برخوردها ناراحت میشد اما زودگذر بود و عشق به فوتبال و استقلال باعث شده بود تا با شور و هیجان خاصی مسایل را پیگیر باشد. به رغم بیماری طوری رفتار میکرد که من باورم شده بود حجازی سلامتیاش را به دست آورده و برای حضور پررنگ تر وی در فصل جدید در تیم بزرگسال و حتی آکادمی برنامهریزی میکردیم .حجازی در شرایط سخت بیماری نیز مسوولیت پذیر بود اما افسوس که رفت.
*و روابط صمیمانهای بین شما حاکم شده بود. ناصر حجازی حتی از پیگیری شما در ساخت کمپ بارها صحبت کرده بود.
تصمیم داشتیم با هم به بنگلادش برویم حتی به اتفاق هم و با ایرج نوذری به اتریش برویم. این اواخر یک بار نیز برای دیدن بازی چند بازیکن به اتریش و اسلواکی رفتیم. به یاد دارم اولین بار که به کمپ آمده بود، اشک در چشمانش حلقه زد و به من گفت که خوشحالم کار خودتان را انجام دادید.
* در آخرین روزهای حیات ناصر حجازی، کمپ باشگاه استقلال را به نام وی کردید اما نامی از ناصر حجازی در ابتدای ورود به کمپ از ایشان نیست.
به احتمال زیاد تا 20 روز دیگر نام ناصر حجازی را خواهید دید. این نام به صورت شیک و زیبایی جهت نصب در ورودی کمپ در حال ساخته شدن است.
*و تندیس حجازی؟
این کار هم در برنامه کاریام است اما به دلیل مشکلات مالی و کاری ساخت آن کمی به تعویق افتاده است. به زودی باید با خانواده وی و تنی چند از دوستانش نشستی داشته باشم تا در ارتباط ساخت تمام قد یا نیم تنه بودن به نتیجه برسیم. به احتمال زیاد تندیس او از جنس برنز خواهد بود و فکر میکنم ساخت تندیس بعد از عید نوروز باشد.
* بعد از درگذشت ناصر حجازی، حضور چشمگیری در برگزاری مراسم وی داشتید. راحت بگویم انگیزه شخصی باعث چنین حضوری بود یا ماموریت داشتید؟
زمانی که حجازی درگذشت، احساس کردم که باید برگزاری مراسم رسمی و معمول وی را به بهترین شکل انجام دهم. از زمان درگذشت وی تا روز خاکسپاری فرصت استراحت نداشتم در حالی که اطرافیان برای ساعاتی کم این امکان برایشان بوجود آمد. بنا به دلایلی امکان آخرین دیدار خانواده حجازی با وی در منزل نبود و من از آنجایی که به حجازی و خانوادهاش ارادت خاصی داشتم و احساس دین می کردم، تمام مسوولیتها را به گردن گرفتم و حجازی در منزل ساعت 2.30 شب جهت آخرین دیدار خانواده با وی آورده شد و برای جلوگیری از ازدحام جمعیت ساعت 4 صبح در بهشت زهرا شستشوی وی انجام شد. برای اولین بار در ایران برای یک نفر مارش نظامی زدند و طابوت با دژبان آورده شد و اگر جمعیت به زمین چمن نمی آمد، مراسم دیگری چون شمشیر بازی دژبان و...داشتیم که نشد. در جلسه با استاندار و سردار ساجدی نیا تمام اختیارات و مسوولیتها را بر گردن گرفتم تا مراسم به بهترین شکل انجام شود. خوشحالم که مراسمی شایسته نام حجازی برگزار گردید و اینها بدهی من به ناصر حجازی بود. من حجازی را به خاطر حجازی دوست داشتم و دارم و اگر غیر از این بود، آتیلا را به استقلال نمی آوردم. هر چند که حضور آتیلا در استقلال فقط به دلیل علاقه من به حجازی نبوده است. آتیلا توان فنی بالایی دارد، به خصوص که در کنار حجازی زندگی کرده است. حتی از آنجا که حجازی به حضور رفیعی و توانایی وی اعتقاد داشت، با جداییاش بعد از درگذشت حجازی مخالفت کردم. اخیرا نیز پیشنهاد حضور آتوسا جهت کمک به تیم فوتسال بانوان را داده ام که منتظر پاسخ وی هستم.
* آتیلا به خواست شما به کادر فنی اضافه شد؟
تا روزی که زندهام و در صحنه فوتبال حضور داشته باشم از آتیلا که دانش فنی بالایی دارد، حمایت خواهم کرد و تا رسیدن به سرمربیگری استقلال و حتی تیم ملی وی را همراهی خواهم کرد. نیمکت تیم ملی که حجازی هیچگاه فرصت نشستن بر روی آن را پیدا نکرد، امیدوارم آتیلا به این مهم دست یابد.
*امروز چقدر جای خالی حجازی را احساس میکنید؟
هر چه زمان به جلو میرود احساس میکنم که حجازی از من دورتر میشود و این احساس خوبی نیست. دلتنگ حجازی هستم هر چند که با دیدن آتیلا بر روی نیمکت، حضور ناصر حجازی را کمی احساس میکنم.
*دلیل محبوبیت حجازی از دید شما چیست؟
بنویسید صداقت.
*خاطره خاصی از حجازی دارید که بیان کنید.
خاطره بسیار است اما آنچه که از تمام خاطرهها برایم شیرین تر است این بود که زمانی که به کربلا رفته بودیم عدهای میگفتند که حجازی به سمت ضریح نمی رود و حتی وارد حرم نمیشود. ساعت 2:30 شب تصمیم گرفتم به داخل حرم بروم که دیدم حجازی در تنهایی خودش در کنار ضریح مشغول راز و نیاز است. از پشت دست بر شانههایش گذاشتم و گریهام گرفت.حجازی انتظار نداشت من را در آن ساعت آنجا ببیند. او نیز در حالیکه اشک در چشمانش جاری بود از جا بلند شد و با هم به کناری رفتیم و صحبت نمودیم. حجازی اهل ریا و تظاهر نبود و اعتقادات خودش را برای خودش و در خفا نگاه می داشت.
* در پایان حجازی را در یک جمله بگویید.
حجازی را در یک کلمه می گویم " عشق "
















