تختی؛ یگانه تا کی؟
حبیبالله نیکنژاد، روزنامهنگار و مترجم:
امروز سالروز درگذشت جهان پهلوان غلامرضا تختی، اسطوره جاودانه ورزش ایران است. مردی که نه قدمت دوران قهرمانی و نه صلابت مدالهای جهانیاش از او یک اسطوره ساخت که رفتار، منش و حسن برخوردش با دیگران از او یک استثنای جاودانه به وجود آورد. تختی را با دهها کتابی که دربارهاش نوشته شده است...خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) حبیبالله نیکنژاد، روزنامهنگار و مترجم:
امروز سالروز درگذشت جهان پهلوان غلامرضا تختی، اسطوره جاودانه ورزش ایران است. مردی که نه قدمت دوران قهرمانی و نه صلابت مدالهای جهانیاش از او یک اسطوره ساخت که رفتار، منش و حسن برخوردش با دیگران از او یک استثنای جاودانه به وجود آورد. تختی را با دهها کتابی که دربارهاش نوشته شده است همگان میشناسند، ولی آیا راز ماندگاری او کتابهایی است که دربارهاش به رشته تحریر درآمدهاند؟
برتولت برشت در نمایشنامه زندگی گالیله نوشته است: «بدبخت ملتی که نیاز به قهرمان دارد». این گفته، اما در برهوت ورزش ما، که اسوههای راستین، تعدادشان به زحمت به شمار انگشتهای یک یا دو دست میرسد، معنا و مفهومی دیگر دارد.
مگر در این برهوت، چند نفر مانند تختی داشتهایم و داریم که بتوانیم از کنارشان راحت بگذریم. این میدان چنان در اثر رفتارهای ضد فرهنگی و غلط، خالی مانده است که تعداد پهلوانانمان هم از انگشتان دست فراتر نرفته و وقتی فکر میکنیم، میبینیم که جز یکی دو نام چیزی به خاطرمان نمیآید که به او اتکا کنیم و با تبلیغ بزرگیهایشان، برای نسل جوان تکیهگاه بسازیم.
چرا چنین است؟ چرا با این همه فاصله که از درگذشت تختی میگذرد، همچنان تختی، یگانه الگوی نسل کشتی ایران مانده است و نام دیگری نداریم که در کنارش قرار دهیم.
تختی همچنان بزرگ مانده است و یک سر و گردن از کل عرصه ورزش کشور، رشیدتر به حساب میآید. این خلأ گاهی چنان آزارنده میشود که ما را به اندیشه وا میدارد؛ چرا از میان این همه اسوههای ملیپوش در همه عرصهها و رشتههای ورزشی طی سالها و دههها، هیچ نامی، در اندازههای تختی بزرگ نشد؟ جهان پهلوانهای بعد از او و همدورهایهایش هم حتی هیچوقت در اندازههای او بزرگ نشدند، نه این که به دام تبلیغات و هوچیگریهای مرسوم و مألوف بیفتیم؛ نه! عظمت و بزرگی تختی، از او چهرهای ماندگار و اسوه ساخت و دیگر مانند او تکرار نشد، چرا که برخی جهان پهلوانهای بعد از او و همدورههایش بادکنکهای جشنهای تولد و ضیافتهای رسمی شدند که کارکردی در زمینه رشد و ارتقای نسل پس از خود نداشتند.
آقای قهرمان، هنوز از سکو پایین نیامده، سراغ جایزهاش را میگیرد و آن دیگری تیم ملی را رها میکند چون «قاقالیلی»اش را به موقع ندادهاند. این فضای مسموم و پول محوری که دامن جامعه ما را گرفته است، به عرصه ورزش که میرسد، چنان نکبتبار میشود که ترجیح میدهی عطایش را به لقایش ببخشی!
تختی، همواره اسطوره و اسوه میماند، نه تنها به خاطر بزرگی و منش پهلوانیاش، به این خاطر که پس از او، کسی مانند او نیامده است و همه مان به این قهرمان نیاز داریم.
امروز سالروز درگذشت جهان پهلوان غلامرضا تختی، اسطوره جاودانه ورزش ایران است. مردی که نه قدمت دوران قهرمانی و نه صلابت مدالهای جهانیاش از او یک اسطوره ساخت که رفتار، منش و حسن برخوردش با دیگران از او یک استثنای جاودانه به وجود آورد. تختی را با دهها کتابی که دربارهاش نوشته شده است همگان میشناسند، ولی آیا راز ماندگاری او کتابهایی است که دربارهاش به رشته تحریر درآمدهاند؟
برتولت برشت در نمایشنامه زندگی گالیله نوشته است: «بدبخت ملتی که نیاز به قهرمان دارد». این گفته، اما در برهوت ورزش ما، که اسوههای راستین، تعدادشان به زحمت به شمار انگشتهای یک یا دو دست میرسد، معنا و مفهومی دیگر دارد.
مگر در این برهوت، چند نفر مانند تختی داشتهایم و داریم که بتوانیم از کنارشان راحت بگذریم. این میدان چنان در اثر رفتارهای ضد فرهنگی و غلط، خالی مانده است که تعداد پهلوانانمان هم از انگشتان دست فراتر نرفته و وقتی فکر میکنیم، میبینیم که جز یکی دو نام چیزی به خاطرمان نمیآید که به او اتکا کنیم و با تبلیغ بزرگیهایشان، برای نسل جوان تکیهگاه بسازیم.
چرا چنین است؟ چرا با این همه فاصله که از درگذشت تختی میگذرد، همچنان تختی، یگانه الگوی نسل کشتی ایران مانده است و نام دیگری نداریم که در کنارش قرار دهیم.
تختی همچنان بزرگ مانده است و یک سر و گردن از کل عرصه ورزش کشور، رشیدتر به حساب میآید. این خلأ گاهی چنان آزارنده میشود که ما را به اندیشه وا میدارد؛ چرا از میان این همه اسوههای ملیپوش در همه عرصهها و رشتههای ورزشی طی سالها و دههها، هیچ نامی، در اندازههای تختی بزرگ نشد؟ جهان پهلوانهای بعد از او و همدورهایهایش هم حتی هیچوقت در اندازههای او بزرگ نشدند، نه این که به دام تبلیغات و هوچیگریهای مرسوم و مألوف بیفتیم؛ نه! عظمت و بزرگی تختی، از او چهرهای ماندگار و اسوه ساخت و دیگر مانند او تکرار نشد، چرا که برخی جهان پهلوانهای بعد از او و همدورههایش بادکنکهای جشنهای تولد و ضیافتهای رسمی شدند که کارکردی در زمینه رشد و ارتقای نسل پس از خود نداشتند.
آقای قهرمان، هنوز از سکو پایین نیامده، سراغ جایزهاش را میگیرد و آن دیگری تیم ملی را رها میکند چون «قاقالیلی»اش را به موقع ندادهاند. این فضای مسموم و پول محوری که دامن جامعه ما را گرفته است، به عرصه ورزش که میرسد، چنان نکبتبار میشود که ترجیح میدهی عطایش را به لقایش ببخشی!
تختی، همواره اسطوره و اسوه میماند، نه تنها به خاطر بزرگی و منش پهلوانیاش، به این خاطر که پس از او، کسی مانند او نیامده است و همه مان به این قهرمان نیاز داریم.
تاریخ: 1390/10/17
موضوع: سایر ورزش ها
نظر: 0
















