چرایی باخت بارسا در نیمه دوم؛شکم سیر و کارت سبز داور
مهدی طاهرخانی/خبرگزاری پارس فوتبال دات کام
کدام رئال بهتر بود؛ تیمی که نیمه اول بازی را در "نوکمپ" عالی آغاز کرد، بهتر موقعیت داشت اما بدشانس بود و در ادامه لاجرا مهندسی قوا کرد و از دوندگی هایش کاست و ناگهان درست زمانی که کنترل میانه میدان را به بارسا داده بود دو گل خورد تا به زعم اکثر آنهایی که شاهد روند بازی بودند کارش تمام شود. کدام رئال بهتر بود؛ تیمی که نیمه دوم را نه با فشار نیمه نخست آغاز کرد و نه دیگر موقعیت های چهل و پنج دقیقه اول را داشت و در آن سو بارسا به گونه ای بازی می کرد که توگویی حریف مار بدون نیش است و می توان تا سرحد مرگ او را به خود نزدیک کرد و منتظر هیچ واکنشی از سوی او نبود.اما سپیدپوشان که نیمه اول به چیزی که مستحقش بودند و نرسیدند در نیمه دوم به دو گل رسیدند.چرا و چگونه؟ رونالدو که دائما در جبهه راست بارسا حضور داشت برای یک لحظه به سمت مخالف آمد جایی که نه از آبیدال خبری بود و نه پویول سرعت متوقف کردن شماره هفت گریزپا را داشت .درون دروازه هم پینتو فقط یک غِلی خورد و سپس نظاره گر بود تا رئال در لحظاتی که هیچ خطری نداشت به گل برسد.اما سناریوی گل دوم متفاوت بود.پیکه اشتباه می کند و کوئنته را با یک پاس ساده بنزمای تازه نفس را با پینتو تک به تک می کند تا نوکمپ با یک تراژدی باور نکردنی مواجه شود. و حالا سوال این است؛ رئال روی کدام اصل توانست بازی از دست رفته را مساوی کند؟ شجاعت؟ فشار و پرس از جلو، پیاده کردن تاکتیک متفاوت؟ استفاده از غفلت مدافعان مغروری که فکر می کردند مهاجمان حریف زور گل زدن ندارند؟ تقریبا همه این اِلمان ها رخ داد تا بازی مساوی شود اما پس از آن چرا رئال تنها یک موقعیت جدی گل داشت(فرار بنزما روی پاس مستقیم کایخون) و بارسا سه برابرش؟ طرفداران مادریدی در فروم های مجازی نزدیک به رئال اکثرا از بد شانسی حرف می زنند بعضا از اشتباهات داور و معتقدند یک اپسیلون با خلق شگقتی فاصله داشتند که بد شانسی و داور مانع از تحقق یک نتیجه باور نکردنی شد. آیا واقعیت به این صورت بود؟ بعدها می توان نیمه دوم این بازی را مرجعی برای آنتی تز فوتبال رویایی بارسا معرفی کرد؟ بهتر است فارغ از بحث احساسی به مهترین قسمت مسئله بپردازیم آنجایی که رئال برعکس نیمه اول حاکمیت چندانی روی توپ و فضا نداشت اما دو گل زد و گلی را دریافت نکرد.
ارضای زودهنگام و از دست دادن داشته ها
آنهایی که خوره دیدن بازی های بارسا هستند بهتر از هر مخاطب دیگری می دانند تیم کاتالان چگونه عرض چند دقیقه قادر به از دست دادن تمام داشته هایش است. نمونه برای مثال فراوان است. آخرین مرتبه آن که تلویزیون ایران هرگز آن مصاف را پخش نکرد به بازی بارسا و رئال بتیس مربوط می شود. سپید و سبزهای میهمان به صورت باور نکردنی بازی را در خانه بارسا بهتر شروع کردند اما برخلاف جریان بازی دوگل خوردند. اما در ادامه که بارسا حاکم توپ و میدان شد ناگهان بتیس کار را به تساوی کشاند. فقط 20 دقیقه به پایان بازی باقی مانده بود که شاگردان پپ دچار "انقلاب انگیزشی" مجدد شدند.آنهایی که بتیس را بعد از دو گل دست کم گرفته بودند بعد از تساوی همان تیمی شدند که انتظارش می رفت و همین رجعت به اصل خویشتن موجب برتری 4 بر 2 بارسا در پایان بازی شد. در چند بازی دیگر این فصل چنین سناریویی تکرار شده بود که در یکی از آنها بارسا نتوانست از برتری اش استفاده کند و در نهایت بازی با تساوی دو بر دو به پایان رسید.در نیمه دوم ال کلاسیکو چهارشنبه شب این اتفاق مجددا رخ داد. اگر قرار به اجرای عدالت بود شاگردان ژوزه باید در نیمه اول به گل می رسیدند که به هر ترتیبی این اتفاق رخ نداد چون بارسا حواسش به گل نخوردن معطوف بود.اگرچه آنها بخاطر فشار بازیکنان هجومی رئال در چند نوبت مرتکب اشتباهات بزرگی شدند اما چون آماده "گل نخوردن" بودند و در آن سو رئال باور قلبی به پیروزی نداشت آن توپ ها به درون دروازه نرفت ؛ مثل ضربه ثانیه های ابتدایی هیگوآین، مثل توپ برگشتی روی اشتباه پینتو. نمونه دیگر این معضل (سیری پذیری زودهنگام )به ال کلاسیکوی برگشت سوپر جام مربوط می شود. آنها برتری با دو گل پیش افتاده را از دست دادند و درست زمانی که بازی دو بر دو شد مسی گل سوم را زد تا مانع از فاجعه در نوکمپ جلو گیری کند. بنابراین آنچه در بازی برگشت کوپا دل ری رخ داد دست کم برای آنهایی که تک تک بازی های بارسا را می بینند تازگی نداشت؛حرج چندانی هم بر آن نیست چون بعد از صید "سیزده جام" در" سه سال" سخت است برای نود دقیقه انگیزه همه بازیکنان را روی عدد صد نگه داشت.شاید همین عامل موجب از دست رفتن لالیگای این فصل شود مگر آنکه رئال روند پیروزی هایش را بخاطر مشکلات درون تیمی قطع کند.
از اشتارک قاطع تا ته یسیه رای مسامحه کار
رئالی ها که شگفتی شان هرگز کامل نشد به صورت جدی "ته یسیه را ویتیه نس" داور بازی را نشانه رفته اند و معتقدند او مانع از برتری آنها شد.اما واقعیت چیست؟ درست برخلاف ادعای آنها می توان به مدعی شد اگر عوض" ته یسیه را" ولفگانگ اشتارک آلمانی(چهارمین داور برتر سال 2011 جهان) قاضی بازی بود شاید هرگز رئال توان بازگشت به بازی را نداشت. مهمترین دستور فوتبالی مورینیو به شاگردانش این بود؛ فشار فشار فشار و در صورت لزوم خطا خطا خطا. قطعا شاخص ترین ابزار برای پیاده کردن آنتی تز بارسا همین فرمول خطرناک در بعد دوم(خطا) است اما چه کسی ضمانت می دهد یک بازیکن دو مرتبه یک خطای بزرگ را انجام ندهد؟ در نیمه اول بازیکنان رئال یک به یک و به تناوب خطاهای پیشگیرانه ای را برای متوقف کردن مثلث هجومی بارسا انجام دادند.در این بین آلوارو آربلوا موفق تر از همه بود و مقدمات مصدومیت و خروج آندرس اینیستا را فراهم ساخت. اما داور حتی به او کارت زرد هم نداد! پپه در نیمه اول با تکلی غیر کنترل شده پا و توپ الکسیس سانچز را زد و در صورتی که تصاویر تلویزیونی نشانی یک پنالتی را می داد داور دستور ارسال کرنر را صادر کرد.با این وجود یک نفر بود که بخاطر فشار ناشی از بازی تک ضرب بارسا و یکه تازی مسی از فرمول دستوری سرمربی تخطی کرد. لاسانا دیارا در بازه زمانی کوتاه، مرتکب دو خطای فاحش شد که هر دو بدون تردید کارت زرد در بر داشتند اما به صورت معجزه آسایی داور مسابقه از اخراج لاس چشم پوشی کرد تا روند بازی با این اغماض "نا به جا "تغییر کند. سوال این است؛ اگر رئال آن لحظه ده نفره می شد چند درصد شانس برگشت به بازی را داشت؟ راهنمایی برای پاسخ؛ در ال کلاسیکوی لیگ قهرمانان در بازی رفت ( برنابئو) رئال بلافاصله بعد از اخراج پپه و ده نفره شدن دو گل خورد و همان گل های مسی موجب حذف آنها شد. اگر در بازی چهارشنبه شب مجددا اشتارک قاطع قاضی میدان بود آیا فرمول "روی ستاره خطا کن و از فشار بارسا بکاه" مورینیو جواب می داد؟ برخلاف بازی های چمپیونز که داوران دستور دارند برای محافظت از بازیکنان فانتزی از کوچکترین برخوردی نگذرند" ته یسیه را ویتیه نس" اسپانیایی عاقبت اندیشانه سوت زد تا بازی تا دقایق پایانی یازده به یازده دنبال شوئد با این وجود خشن ترین بازیکن تاریخ رئال(راموس)سیزدهمین کارت قرمزش را گرفت.شاید در بازی برگشت ال کلاسیکو در لالیگا مجددا یک داور اسپانیایی همین جنس از قضاوت را تکرار کند و رئال خیالش از این بابت جمع باشد و رکورد 29 خطا در 90 دقیقه را تکرار نماید اما اگر ال کلاسیکو در چمپیونز امسال تکرار شود بعید است یوفا به داورانش اجازه دهد پپه با دست محکم به صورت حریف بکوبد( آن هم به صورت کاملا عامدانه) و قاضی حتی خطا هم نگیرد .رادیو مارکا رسانه نزدیک به رئال مادرید بعد از بازی نظرات آندوخار اولیور را بازتاب داد که در کمال تعجب این کارشناس داوری صریحا گفت؛ لاس و پپه باید اخراج می شدند.یکی از دلایلی که رئال در نیمه دوم موفق شد دو گل را جبران کند دقیقا ریشه در این نوع از قضاوت داشت. آنها با کارت سبزی که از سوی داور گرفته بودند بدون هیچ واهمه ای کتک می زدند و تا دقایق پایانی خبری از ده نفره شدن نبود. با این وجود به نظر می رسد فوتبال خشنی که" ضمانت اجرایش" ترحم مسئله انگیز داور است آنتی تز مناسبی برای شکست دادن بارسا نباشد.رئال با تکرار نمایش دقایق ابتدایی بازی می تواند دروازه بارسا را در اولین بازی پیش رو فتح کند اما مسئله این است آیا آنها نود دقیقه توان اجرای آن پرس وحشتناک را دارند؟ در حالت دیگر در صورت دریافت گل و زود ارضایی بارسا می توانند همانند آخرین بازی شان آب رفته را به جوی بازگردانند اما مشکل شان این است برای دوباره گل نخوردن می خواهند کتک بزنند و یازده نفره به رختکن بروند.
















