نگاهی به انتخابات فدراسیون فوتبال؛ مجبور به تکرار هستیم
نگاهی به انتخابات فدراسیون فوتبال؛ مجبور به تکرار هستیم
تورج عاطف / خبرگزارس پارس فوتبال
همه چیز زود یادمان می رود. این حکایت بسیاری از مسائل این دیار است و گوئی پند ویل دورانت را هیچگاه یاد نخواهیم گرفت و دوست داریم که آزموده را باز بیازمائیم و فراموشی بد گونه جایگهی خوش نشین برای آدمهای ما دارد. فوتبال هم جدا از دیگر مسائل ما نیست و انتخابات برای پست ریاست فدراسیون فوتبال از مهمترین آنها است.
به 4 سال پیش باز می گردیم روزی که محمد علی آبادی با اقدامی شتابزده محمد دادکان را از کار برکنار کرد و مسئول تعلیق فوتبال ایران شد. او می خواست که پس از اجرای اساسنامه، خودش رئیس فدراسیون فوتبال هم بشود اما فیفا مانع این کار شد از این رو علی کفاشیان کفش آهنین به پا کرد و وارد عرصه به اصطلاح رقابت شد. همه می دانستند که فرد مورد نظر سازمان برای ریاست فدراسیون فوتبال علی کفاشیان است زیرا خود کفاشیان هم معترف بود او آمده تا سایه دیگران باشد و چنین بود که آجرلو کنار کشید و شهنازی هم به میدان نیامد و کفاشیان بدون هیچ آشنائی از فوتبال بر این پست نزول اجلاس کرد!!
او 4 سال بر این پست نشست و باعث شد مدال طلای بازیهای آسیائی نخست به مدال برنز در قطر 2006 و بعد بی مدالی در چین 2010ختم شود. او باعث شد که به جام جهانی 2010 نرویم او باعث شد که در بازیهای جام ملتهای آسیا 2011 یک حذف شده زود هنگام شویم. در رده نوجوانان و جوانان ناکام بودیم. سهمیه تیمهای باشگاهی ما در رقابتهای لیگ قهرمانان آسیا کم شود. او عامل اصلی از دست دادن تمامی کرسی های اجرائی بود که به نام ایران در کنفدراسیون آسیا بود.
او بد حرف زد بد خندید و افتضاحات بزرگی در عرصه مدیریت چون اردوی در مجاورت گاوداری در اتریش وحذف از المپیک 2008 و المپیک 2012 ...بوجود آورد و حالا او کاندید است و خودش را اصلح می داند اما نمی گوید اگر او رئیس خوبی بوده پس چرا دو نایب رئیس خودش که تحت نظارت او در این فدراسیون بوده آنقدر اوضاع مدیریت او را بد دیده که خودشان هم کاندید شده اند؟
اما این کل ماجرا نیست. کفاشیان که خودش از پشتیبانی علی آبادی بهره برد تا در فدراسیونی که هیچگاه نمی دانست چیست ریاست کند حالا با صدای رسا می گوید قریب را وزیر ورزش تایید می کند. او خود رطب خورده ای است که منع رطب می کند و نمی گوید 4 سال به بهانه تعلیق خودش را به فوتبال ما تحمیل و استعفا نداد حالا چگونه با این همه سادگی فریاد دخالت مستقیم دولت یعنی شخص وزیر ورزش در انتخابات فدراسیون فوتبال را علنی می کند!؟ او لحظه ای به فکر فوتبال نیست که اگر باشد و این حرفهای او ترجمه و به فیفا فرستاده شود علنا بار دیگر معلق می شویم و این نمونه ای از 4 سال مدیریت این آقا و دوستان همکار قدیم و رقیب امروز هستند!!
می پرسیم چه فرقی دارد که کفاشیان و تاج و عزیز محمدی در این فوتبال رئیس شوند؟ این سه مسئول مستقیم فلاکت امروز فوتبال ما هستند پس چرا باید دوباره در این فوتبال باشند؟ سخن بعدی در مورد قریب است. دکتر قریب خودش از فوتبال ما رفت و اعلام می کرد که نمی تواند مدیریت یک باشگاه چون استقلال را درست انجام دهد که به واقع هم چنین بود حالا می پرسیم کسی که از اداره یک باشگاه این دیار عاجز بود چگونه کل فوتبال ما را قرار است اداره کند که تازه مهره به قول کفاشیان سوگولی هم هست ؟
از دو کاندیدای دیگر یعنی تقی زاده و قربانی چه می دانیم؟ براستی کسانی که در این فوتبال هیچ گاه صدائی نداشتند چه صدائی در این فوتبال در خواهند آورد ؟ شاید باز بخواهیم دلخوشی به خود بدهیم و بگوئیم شاید بار دیگر مهندس صقائی فراهانی دیگری در این فوتبال بیاید و شاید این دو فقط دکور هستد که جنگ وزیر جدید و کابینه قدیمی فدراسیون فوتبال را نمائی دموکراتیک و چند صدائی دهند و می بینیم که زود یادمان رفت که در طی این سالها سهل گرفتن این انتخابات چه بلائی بر سر فوتبال ما آورده است و باز هم می خواهیم این کار را تکرار کنیم.
در هییت رئیسه هم کاندیداها حکایت باشگاهی دارند و سپاهان با رحیمی و تراکتورسازی با جعفری و استقلال با فتح الله زاده و پرسپولیس با رویانیان به دنبال منافع شهرت طلبی خود در قبال گرفتن امتیاز برای تیمهایشان هستند. نامهای تکراری و ناکار آمد فوتبال در سالهای اخیر راباز می شنویم آیت اللهی و بهروان و رضا افتخاری و شاهرخ شهنازی و... براستی چند بار دیگر باید این افراد را در فوتبال ببینیم و تحمل کنیم؟
در این بین چند بلی قربان گو چون اصفهانیان و عسگری هم هستند. این دو نماینده سیل کسانی هستند که جامه قضاوت در فوتبال ما را چنان خوار و حقیر کردند که اجازه دادند مهدی تاج بدون هیچ سابقه ای در داوری قاضی القضات شود و حالا می خواهند در هییت رئیسه باشند تا تعداد بلی قربان گو زیاد شود به لطف آقای کفاشیان و دار و دسته اش، نوابین فدراسیون و دبیر هم انتصابی شد تا بار دیگر کابینه ای منفعل در فدراسیون فوتبال را باز نظاره گر باشیم و گفته ویل دورانت را تکرار کنیم:"آنهائی که از تاریخ درس نمی گیرند مجبور به تکرار آن هستند."
همه چیز زود یادمان می رود. این حکایت بسیاری از مسائل این دیار است و گوئی پند ویل دورانت را هیچگاه یاد نخواهیم گرفت و دوست داریم که آزموده را باز بیازمائیم و فراموشی بد گونه جایگهی خوش نشین برای آدمهای ما دارد. فوتبال هم جدا از دیگر مسائل ما نیست و انتخابات برای پست ریاست فدراسیون فوتبال از مهمترین آنها است.
به 4 سال پیش باز می گردیم روزی که محمد علی آبادی با اقدامی شتابزده محمد دادکان را از کار برکنار کرد و مسئول تعلیق فوتبال ایران شد. او می خواست که پس از اجرای اساسنامه، خودش رئیس فدراسیون فوتبال هم بشود اما فیفا مانع این کار شد از این رو علی کفاشیان کفش آهنین به پا کرد و وارد عرصه به اصطلاح رقابت شد. همه می دانستند که فرد مورد نظر سازمان برای ریاست فدراسیون فوتبال علی کفاشیان است زیرا خود کفاشیان هم معترف بود او آمده تا سایه دیگران باشد و چنین بود که آجرلو کنار کشید و شهنازی هم به میدان نیامد و کفاشیان بدون هیچ آشنائی از فوتبال بر این پست نزول اجلاس کرد!!
او 4 سال بر این پست نشست و باعث شد مدال طلای بازیهای آسیائی نخست به مدال برنز در قطر 2006 و بعد بی مدالی در چین 2010ختم شود. او باعث شد که به جام جهانی 2010 نرویم او باعث شد که در بازیهای جام ملتهای آسیا 2011 یک حذف شده زود هنگام شویم. در رده نوجوانان و جوانان ناکام بودیم. سهمیه تیمهای باشگاهی ما در رقابتهای لیگ قهرمانان آسیا کم شود. او عامل اصلی از دست دادن تمامی کرسی های اجرائی بود که به نام ایران در کنفدراسیون آسیا بود.
او بد حرف زد بد خندید و افتضاحات بزرگی در عرصه مدیریت چون اردوی در مجاورت گاوداری در اتریش وحذف از المپیک 2008 و المپیک 2012 ...بوجود آورد و حالا او کاندید است و خودش را اصلح می داند اما نمی گوید اگر او رئیس خوبی بوده پس چرا دو نایب رئیس خودش که تحت نظارت او در این فدراسیون بوده آنقدر اوضاع مدیریت او را بد دیده که خودشان هم کاندید شده اند؟
اما این کل ماجرا نیست. کفاشیان که خودش از پشتیبانی علی آبادی بهره برد تا در فدراسیونی که هیچگاه نمی دانست چیست ریاست کند حالا با صدای رسا می گوید قریب را وزیر ورزش تایید می کند. او خود رطب خورده ای است که منع رطب می کند و نمی گوید 4 سال به بهانه تعلیق خودش را به فوتبال ما تحمیل و استعفا نداد حالا چگونه با این همه سادگی فریاد دخالت مستقیم دولت یعنی شخص وزیر ورزش در انتخابات فدراسیون فوتبال را علنی می کند!؟ او لحظه ای به فکر فوتبال نیست که اگر باشد و این حرفهای او ترجمه و به فیفا فرستاده شود علنا بار دیگر معلق می شویم و این نمونه ای از 4 سال مدیریت این آقا و دوستان همکار قدیم و رقیب امروز هستند!!
می پرسیم چه فرقی دارد که کفاشیان و تاج و عزیز محمدی در این فوتبال رئیس شوند؟ این سه مسئول مستقیم فلاکت امروز فوتبال ما هستند پس چرا باید دوباره در این فوتبال باشند؟ سخن بعدی در مورد قریب است. دکتر قریب خودش از فوتبال ما رفت و اعلام می کرد که نمی تواند مدیریت یک باشگاه چون استقلال را درست انجام دهد که به واقع هم چنین بود حالا می پرسیم کسی که از اداره یک باشگاه این دیار عاجز بود چگونه کل فوتبال ما را قرار است اداره کند که تازه مهره به قول کفاشیان سوگولی هم هست ؟
از دو کاندیدای دیگر یعنی تقی زاده و قربانی چه می دانیم؟ براستی کسانی که در این فوتبال هیچ گاه صدائی نداشتند چه صدائی در این فوتبال در خواهند آورد ؟ شاید باز بخواهیم دلخوشی به خود بدهیم و بگوئیم شاید بار دیگر مهندس صقائی فراهانی دیگری در این فوتبال بیاید و شاید این دو فقط دکور هستد که جنگ وزیر جدید و کابینه قدیمی فدراسیون فوتبال را نمائی دموکراتیک و چند صدائی دهند و می بینیم که زود یادمان رفت که در طی این سالها سهل گرفتن این انتخابات چه بلائی بر سر فوتبال ما آورده است و باز هم می خواهیم این کار را تکرار کنیم.
در هییت رئیسه هم کاندیداها حکایت باشگاهی دارند و سپاهان با رحیمی و تراکتورسازی با جعفری و استقلال با فتح الله زاده و پرسپولیس با رویانیان به دنبال منافع شهرت طلبی خود در قبال گرفتن امتیاز برای تیمهایشان هستند. نامهای تکراری و ناکار آمد فوتبال در سالهای اخیر راباز می شنویم آیت اللهی و بهروان و رضا افتخاری و شاهرخ شهنازی و... براستی چند بار دیگر باید این افراد را در فوتبال ببینیم و تحمل کنیم؟
در این بین چند بلی قربان گو چون اصفهانیان و عسگری هم هستند. این دو نماینده سیل کسانی هستند که جامه قضاوت در فوتبال ما را چنان خوار و حقیر کردند که اجازه دادند مهدی تاج بدون هیچ سابقه ای در داوری قاضی القضات شود و حالا می خواهند در هییت رئیسه باشند تا تعداد بلی قربان گو زیاد شود به لطف آقای کفاشیان و دار و دسته اش، نوابین فدراسیون و دبیر هم انتصابی شد تا بار دیگر کابینه ای منفعل در فدراسیون فوتبال را باز نظاره گر باشیم و گفته ویل دورانت را تکرار کنیم:"آنهائی که از تاریخ درس نمی گیرند مجبور به تکرار آن هستند."
تاریخ: 1390/11/27
موضوع: فوتبال
نظر: 0
کلمات کلیدی: ، ، ، ، ، ، ، ، ،
















