برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

تعصب، ریسک، عشق واژه هایی که در فوتبال امروز یافت نمی شود.../نسلی که سر و پا و وجود حود را برای عرق به پیراهن در مقابل توپ می گذاشت کجاست؟!/نگاهی به صحبت های آندو تیموریان ...

نسلی که سر و پا و وجود حود را برای عرق به پیراهن در مقابل توپ می گذاشت کجاست؟!

امین نوروزی /خبرگزاری فوتبال ایران پارس فوتبال دات کام

این موضوع 50-50 است. خودم دوست دارم زودتر بازی کنم، اما اگر پزشک جراح بگوید بازی کردن حتی یک درصد برایم خطر دارد، این کار را نخواهم کرد.
اینها بخشی از واژگانی بود که تیموریان هفته پیش بر زبان آورد. کلماتی که در آنها اثری از ریسک و تعصب و عشق دیده نمی شود. سالیان پیش در تیمهای سرخآبی بازیکنانی بودند که به قول خودشان سر جلوی توپ می گذاشتند. بازیکنانی که برای باشگاه و هوادارهای خود مظهر تعصب بودند اما این روزها از این منش و خلق خوی ها کمتر دیده می شود و بازیکنها در روزهای عافیت بیشتر به فکر ساق های خود هستند و حال که دوران مصدومیت را می گذرانند این محافظه کاری چند برابر می شود.
اولین فکری که در ذهن خواننده این مطلب خطور می کند این است که این کلمات تنها در فوتبال سنتی ایران قابل لمس می باشد. اما اگر به دهه 70 میلادی برویم با تصاویر و عکسهای فرانس بکن بائر اسطوره فوتبال آلمان روبرو خواهیم شد که با دستی بانداژ شده در جام جهانی برای کشورش به میدان رفتو با لقب قیصر هوادارانی را در تمام دنیا برای خود دست و پا کرد!
حال سئوال این است: چرا فوتبال ما به فاصله کمتر از یک دهه شاهد تغییر نگرش بازیکنها شده است؟ آیا حرفه ای گری در فوتبال ایرانی حاصل این نوع نگرش است؟ یا عدم انجام تعهدات باشگاهها نسبت به بازیکنان مصدوم؟
در پاسخ سئوال اول باید به این نکته توجه داشت که در فوتبال حرفه ای که پول حرفه ای هم دریافت می کنند این مسائل کمتر یافت می شود و بازیکنها با جان و دل برای تیم خود بازی می کنند. اما در فوتبال ایران با اینکه عنوان حرفه ای را یدک می کشد و  مبالغ هنگفتی دریافت می شود باز هم شاهد این محافظه کاری ها هستیم.

در شرایطی که یک شخص تحصیلکرده  در بهترین حالت در صنایع فولاد و نفت و پزشکی و  سیمان  و ..... ماهیانه 2 میلیون تومان دریافت می کند درآمد سالیانه ای حدود 24 میلیون خواهد داشت اما فوتبالیستی که ماهیت و عامل حضورش در صحنه ورزش کشور، تلاش دستان زحمت کش کارگران صنایع و مشاغل دیگر است در طی یک سال مبالغ چند صد میلیون تومانی دریافت می کند اما زمانی که باید برای شادی دل هواداران به میدان برود از این کار خودداری می کند. پس نمی توان حرفه ای شدن را عامل این کم کاری ها دانست.
در باشگاهها نیز به وفور دیده شده که بازیکنی که ستاره تیم بوده و به دلیل مصدومیت مدتی از فوتبال دور شده به دست فراموشی سپرده می شود نمونه های زیادی برای این موضوع در فوتبال ما دیده می شود که میتوان به احمد رضا عابدزاده در سالهای دور برای استقلال و محسن خلیلی برای پرسپولیس اشاره کرد.

سئوال این است که چراباشگاهها ارزش انسانی بازیکنها را فقط تا زمانی رعایت می کنند که بازیکن برایشان مفید باشد یا نهایتا از مدت قراردادش باقی مانده باشد؟ آیا نباید این تفکر در مدیران ما بوجود بیاید که تعصب و احترام متقابل، تعصب می آورد؟ اگر باشگاه در روزهای سخت حامی بازیکنان خود باشد یقینا بازیکن نیز در شرایطی که مصدوم هم باشد ریسک را قبول می کند و برای باشگاه خود به میدان می رود.

کوتاه سخن اینکه این یک اصل بدیهی است که اگر با توجه به عوامل یاد شده ، بازیکنان و باشگاه ها تمام قد حرفه ای بیندیشند و تعهد کاری نسبت به یکدیگر و هوادارانشان را سرلوحه کاری خود قرار دهند و تنها منافع خود را مد نظر نداشته باشند آن زمان است که شاهد فوتبالی پر ستاره و جذاب خواهیم بود.

تاریخ: 1390/11/29
موضوع: فوتبال
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: