وقتی گفتمان آقای خاص جهان فوتبال را فرا می گیرد
مورینیو، تایلر داردن دنیای فوتبال است. او در یک دنیای قانونمندِ پاستوریزه، برای خودش یک فایت کلاب راه انداخته. ثبت نام از بازیکن ها شروع شده، به مردم عادی هم رسیده. بارسایی ها هم بی آنکه خودشان بدانند، عضو افتخاری باشگاه شده اند. به گزارش اولین پایگاه تخصصی فوتبال پارس فوتبال دات کام، دو تیم گرم بازی هستند. بازی به دقایق پایانی خود نزدیک شده است. اگر رئال مادرید یک گل بزند، بارسلونا حذف خواهد شد. تماشاگران فرصت پلک زدن ندارند. نفس ها در سینه حبس شده است. داور هنوز وقت بازی تمام نشده سوت می زند. بازی تمام می شود. رئالی ها به سمت داور حمله میبرند. کاری از دستشان بر نمی آید. بازی تمام شده. بارسلونا صعود کرده. رئال حذف شده. یک اتفاق معمول در فوتبال. 2- سایتها را چک میکنم تا ببینم مربیان بعد از بازی چه گفته اند. مورینیو (سرمربی رئال مادرید) همیشه حرف های جالبی دارد. دوست داشتم ببینم ایندفعه بعد از 6 باخت متوالی از بارسلونا به ناتوانی اش اعتراف می کند یا نه. خوشبختانه فقط من نبودم که منتظر بودم. ظاهرا خیلی ها چشمشان به دهان مربی بوده. ساعتی بعد از بازی، گزارش کنفرانس خبریِ بعد از بازی منتشر شد. مورینیو باز هم گل کاشته بود. جوابها را در سه چهار کلمه که غالبا بینشان «نمیدانم» یا «از خودشان بپرسید» داشت، داده بود. ظاهرا چون از دست مطبوعات اسپانیا عصبانی بوده اینطور جواب داده. اما این ظاهر قضیه بوده. فکر دیگری در ذهن مربی است. 3- فردای مسابقه، عکسی از مورینیو منتشر شد. این عکس مربی را در پارکینگ ورزشگاه نیوکمپ نشان می داد که به اتومبیل داور مسابقه تکیه داده و منتظر است که داور بیرون بیاید. حالا اینکه به داور چه گفته دقیقا معلوم نیست، اما نقطه مشترک همه ی جمله های نقل شده یکی است: «تو چه بازیگری هستی». 4- دیوید فینچر فیلم معروفی دارد به نام «فایت کلاب». در این فیلم که کلی فلسفه هم پشتش هست، دو شخصیت می بینیم. یکی شرور و بی قید و بی خیال، به نام تایلر داردن (با بازی برد پیت) و دیگری منضبط و مرتب و مقرراتی (با بازی ادوارد نورتون). این دو همیشه با هم درگیرند. اما شخصیت بی قید، زورش می چربد و به کمک شخصیت منضبط با هم یک باشگاه زیر زمینی راه می اندازند که در آن مردم جمع می شوند و همدیگر را می زنند. شخصیت منضبط که می بیند شخصیتِ بی قید شورش را درآورده، می خواهد که راهش را بکشد و برود. اما در انتهای فیلم است که می فهمیم این دو در حقیقت یکی بوده اند؛ دو شخصیتِ کاملا متضادِ یک نفر. 5- همه ی ما اگر هم تمام تلاشمان را بکنیم، باز هم تمایل داریم به بی قانونی. عموما هم شرایطش را نداریم اما همیشه کسانی را که در رعایت نکردن اصول شهره بوده اند، در دلمان ستایش کرده ایم. همه ی ما یک شخصیتِ بی قیدِ درون داریم.
6-مورینیو را اکثر مردم فرد خوش اخلاقی نمی دانند. چون با قاعده های معمول بازی نمی کند. چون با چارچوبی که از یک آدم خوب در ذهن داریم نمی خواند. چون شبیه آدم های خوبی که می شناسیم نیست. چون هر حرفی را که می خواهد می زند، چون هر کاری را که می خواهد می کند.
7- لیگ ادامه پیدا کرده. اختلاف امتیاز رئال و بارسا هفته به هفته بیشتر می شود. ژاوی لاسانا دیارا را حیوان خطاب می کند. گواردیولا که اصولا درباره داور حرفی نمی زند، به داوری اعتراض می کند. حتی به سبک مورینیو به داور نزدیک می شود و چیزی در گوشش می گوید. سران باشگاه کاتالان ناکامی هایشان را گردن داوری می اندازند. بارسلونا فهمیده که نمی شود مثل سابق، شاگرد ساکت و درسخوان کلاس بود و از معلم نمره گرفت. آن هم در کلاسی که مورینیو، با شلوغ کاری هایش نبض همه چیز را در دست دارد.
8- توز با مانچینی مشکل پیدا کرده. حاضر به بازی نمی شود. لوئیس سوارس دو هفته بعد از پایان محرومیت 8 جلسه ای اش، باز هم جنجال درست می کند. پله و مسی و مارادونا هم دائما با هم گلاویزند. زلاتان هنوز محرومیت های قبلی اش تمام نشده دوباره محروم می شود. همه به نوعی دنبال جنجالند. همه فهمیده اند که چقدر با دعوا به آرامش می رسند.
9- مورینیو، تایلر داردن دنیای فوتبال است. او در یک دنیای قانونمندِ پاستوریزه، برای خودش یک فایت کلاب راه انداخته. ثبت نام از بازیکن ها شروع شده، به مردم عادی هم رسیده. بارسایی ها هم بی آنکه خودشان بدانند، عضو افتخاری باشگاه شده اند.
10- «باشگاه مشت زنی» آقای خاص، همچنان عضو می پذیرد. علی الخصوص حالا که در لالیگا، قوهای سفید، با اختلاف امتیازی به اندازه انگشتان دو دست، بالاتر از بهترین تیم قرن بر جایگاه اولی تکیه زده اند.
6-مورینیو را اکثر مردم فرد خوش اخلاقی نمی دانند. چون با قاعده های معمول بازی نمی کند. چون با چارچوبی که از یک آدم خوب در ذهن داریم نمی خواند. چون شبیه آدم های خوبی که می شناسیم نیست. چون هر حرفی را که می خواهد می زند، چون هر کاری را که می خواهد می کند.
7- لیگ ادامه پیدا کرده. اختلاف امتیاز رئال و بارسا هفته به هفته بیشتر می شود. ژاوی لاسانا دیارا را حیوان خطاب می کند. گواردیولا که اصولا درباره داور حرفی نمی زند، به داوری اعتراض می کند. حتی به سبک مورینیو به داور نزدیک می شود و چیزی در گوشش می گوید. سران باشگاه کاتالان ناکامی هایشان را گردن داوری می اندازند. بارسلونا فهمیده که نمی شود مثل سابق، شاگرد ساکت و درسخوان کلاس بود و از معلم نمره گرفت. آن هم در کلاسی که مورینیو، با شلوغ کاری هایش نبض همه چیز را در دست دارد.
8- توز با مانچینی مشکل پیدا کرده. حاضر به بازی نمی شود. لوئیس سوارس دو هفته بعد از پایان محرومیت 8 جلسه ای اش، باز هم جنجال درست می کند. پله و مسی و مارادونا هم دائما با هم گلاویزند. زلاتان هنوز محرومیت های قبلی اش تمام نشده دوباره محروم می شود. همه به نوعی دنبال جنجالند. همه فهمیده اند که چقدر با دعوا به آرامش می رسند.
9- مورینیو، تایلر داردن دنیای فوتبال است. او در یک دنیای قانونمندِ پاستوریزه، برای خودش یک فایت کلاب راه انداخته. ثبت نام از بازیکن ها شروع شده، به مردم عادی هم رسیده. بارسایی ها هم بی آنکه خودشان بدانند، عضو افتخاری باشگاه شده اند.
10- «باشگاه مشت زنی» آقای خاص، همچنان عضو می پذیرد. علی الخصوص حالا که در لالیگا، قوهای سفید، با اختلاف امتیازی به اندازه انگشتان دو دست، بالاتر از بهترین تیم قرن بر جایگاه اولی تکیه زده اند.
تاریخ: 1390/11/30
موضوع: فوتبال
نظر: 0
















